دیروزتولّدمبود؛
"۱۶/دی/۱۴۰۴"
تاالانکه ازخداعمر گرفتم،
فقطچندبار زندگیواقعیروتجربهکردم.
مهمترینوپررنگترینش،امسالبود.
شهریور۱۴۰۴/نجف؛
زندگیواقعیرولمسکردم.
محبتخداووجودملائکرواحساسکردم؛
بهقولآقایلطفی:
اگهمیخوایخداروببینی،بیانجفببینچجوره.
ازوقتیکتابکهکشاننیستیروخوندم،
دیگهنجفرویهمکانزیارتینمیدونستم.
بلکهمکانیبرایخودسازیوپرورشروحمیدونم.
ازوقتیوارداینشهرشدم،کاملااحساسمیکردمازدنیاکندهشدم .
خیلیسبک.
ساعت۳شببودکهرسیدمبهجاییکهمنتظرشبودم.
ازوقتیباشیخهادیوالبتهآقایقاضیطباطبایی آشناشدمآرزومفقطنجفشدهبود.
تویسه_چهارساعتیکهنجفبودم،فهمیدمزندگییعنیچی.
وآرزومشدزندگیوساکنشدنتویقلبجهانتشیّع.
داستانمغناطیسکشندهینجفخیلیمفصله:)
کسیکهرفتهدرکمیکنه.
تویاونساعاتکمیکهاونجابودم،چنانبهنجفوابستهشدم،کهدلکندنازشبرامغیرممکنبود.
والبتهدیروزحدود۴_۵ساعتممتدگریهکردم.
هممسائلزندگیخودموهمدلتنگیبرایامیرالمومنین.
کلیباامیرالمومنینحرفزدمودردودلهامروبهبابامگفتم.
گفتمکهدنیادارهخفممیکنه،گفتمدیگهبسهفراغ.
دلمروبهبابامگرهزدم.بااونیهتیکهسنگمتبرکیکهازحرمداشتم،توینجفزندگیمیکنم.
خیلیوقتهروحمتوینجفه.ایراننیستم.
حرفیهاستادیخیلیحقه.
ایشونمیگنکه:
نجفسالییکبارکماست.نجف،ماهییکبار!.
وامیدوارمکهمولابطلبنومنبهآرزویحقیقیمبرسم.
انشااللهازوادیالسلامِنجفبراتونبنویسم.🕊
ممنونمازاوناییکهبهیادمبودنواقعاقوتقلبیعمیقبرامبودن.
وممنونمازمولاکهخاطرهینجفروبرامبهیادگارگذاشتن.
یاعلی.