«ابهام راهبردی» چیست و چرا یک ضرورت هوشمندانه است؟
✍ محمدرضا حدادپور جهرمی
در نگاه عامیانه، ممکن است این سوال پیش بیاید: «چرا فرماندهان نظامی و مسئولان سیاسی همه چیز را شفاف توضیح نمیدهند؟ مگر ما حرفی برای پنهان کردن داریم؟»
پاسخ در یک مفهوم کلیدی نهفته است: ابهام راهبردی
این مفهوم در علوم نظامی و روابط بینالملل به معنای «نگه داشتن دشمن در حالت عدم قطعیت نسبت به تواناییها، خطوط قرمز، زمان و مکان واکنش ما» است. این ابهام نه از سر ضعف یا ترس، بلکه از سر قدرت و هوشمندی ایجاد میشود.
🔺 ابهام راهبردی، دشمن را فلج میکند. وقتی دشمن دقیقاً نداند «حداکثر توان ما چقدر است؟» و «به چه چیزی پاسخ میدهیم و به چه چیزی نه؟» و «آیا این اقدام ما تاکتیک است یا مقدمه حمله؟» و «نقطه اشباع پدافند ما کجاست؟» و... او مجبور میشود محافظهکارانهترین و پرهزینهترین سناریو را برای خود فرض کند. همین عدم قطعیت، مانع از اقدام جسورانه او میشود.
در سالهای قبل از پیروزی انقلاب، دشمنان به خاطر اطلاعات دقیق از توان نظامی شاه، جسور بودند. اما امروز، همین که نمیدانند «موشکهای هایپرسونیک ما دقیقاً چه قابلیتی دارند» یا «سقف غنیسازی ما واقعاً چقدر است»، بارها آنها را از محاسبات غلط بازداشته است.
🔺ابهام راهبردی، ابزار اصلی جنگهای نامتقارن است. در جنگهای نامتقارن، طرف ضعیفتر از نظر منابع، نمیتواند با «قدرت آشکار» (مانند تعداد ناو یا بمبافکن) با دشمن رقابت کند. تنها راه، عدم تقارن اطلاعاتی است. یعنی دشمن بداند ما توانایی ضربه زدن داریم، اما نداند کجا، چه وقت و با چه شدتی. و دشمن بداند خط قرمز ما کجاست، اما نداند عکسالعمل ما فراتر از آن خط چه خواهد بود. این ابهام، مثل یک «ابر سیاه» بالای سر دشمن است که هر لحظه ممکن است صاعقه بزند، بدون اینکه بداند دقیقاً کجا فرود میآید. این دقیقاً همان چیزی است که در دهههای اخیر از بسیاری از جنگهای تمامعیار جلوگیری کرده است.
🔺 شفافیت مطلق، سم راهبردی است. برخی تصور میکنند «انقلابی بودن» یعنی همه چیز را فاش کنیم، از آمار موشکها گرفته تا جزئیات مذاکرات و برنامه هستهای. اما این طرز فکر، درک نادرست از قدرت است. قدرت واقعی در این است که دشمن نتواند نقطه دقیق آسیبپذیری ما را شناسایی کند. و دشمن نتواند زمان دقیق واکنش ما را پیشبینی کند. و دشمن نتواند میان «بلوف راهبردی» و «تهدید واقعی» تفاوت بگذارد.
اگر همه نقشههایمان را روی میز بگذاریم، دیگر «بازدارندگی» معنا ندارد. دشمن با خیال راحت میتواند دقیقاً روی همان نقطه ضعف برنامهریزی کند.
⛔️ پس چرا برخی این ابهام را برنمیتابند؟
متأسفانه گاهی دیده میشد که عدهای در لباس انقلابی، از فرماندهان نظامی و مسئولان سیاسی میخواهند «همه چیز را شفاف توضیح دهند». این افراد یا درک درستی از ماهیت جنگ نامتقارن ندارند، یا ناخواسته خواسته دشمن را تکرار میکنند (چون دشمن دقیقاً خواهان شفافیت کامل ماست تا نقاط ضعف را کشف کند).
این طرز فکر، نه تنها کمکی به انقلاب نمیکند، بلکه ابزار اصلی بازدارندگی را تضعیف مینماید.
👈ابهام راهبردی، برای پنهانکاری نیست، بلکه برای پیروزی است. ما با مردم عزیزمان باید صادق باشیم، نه اینکه همه جزئیات نظامی و امنیتی را لو بدهیم. صداقت یعنی مردم بدانند ما در حفظ منافع ملی عزم جدی داریم و از خطوط قرمز عبور نمیکنیم اما این صداقت هرگز به معنای نقشه برداشتن از تمام شطرنج راهبردی و اطلاع از ریز و درشت ملاقات ها و مذاکرات نیست.
همین ابهام است که تا امروز از بسیاری از جنگها جلوگیری کرده و دست ما را برای اقدامات غافلگیرکننده باز نگه داشته است.
پس بیایید به جای شفافیت احساسی، قدرت هوشمندانه را بفهمیم. قدرتی که گاهی در «نگفتن» است، نه در «گفتن».
همانطور که امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: «أَکْمَلُ الْعَقْلِ التَّفَکُّرُ فِی الْعَوَاقِبِ» – خرد کامل، در اندیشیدن به عواقب است. و عواقب شفافیت بیجا، شکستهای جبرانناپذیری است که ما به لطف همین ابهام راهبردی از آنها در امان ماندهایم.
امام شهید : ویروس بدبینی را نباید گسترش داد . خیلی چیز خطرناکی است
🔹 ببینید! بنده خودم اهل انتقادم؛ من به همهی این دولتهایی که از اوّل این مسئولیّت این حقیر تا امروز سر کار آمدهاند، در موارد گوناگون اعتراض و انتقاد داشتهام و انتقادها گاهی هم انتقادهای تندی بوده، سختی بوده؛ انجام دادهایم انتقادها را.
🔸 من خودم اهل مسامحهی در برخورد با مشکلات دستگاههای مسئول نیستم، لکن نوع گفتن، نوع اقدام کردن، نوع برخورد کردن باید جوری نباشد که موجب بشود که مردم اسیر و دچار بیماری بدبینی بشوند؛ این بدبینی را دیگر نمیشود درست کرد.
■ جوری نباشد که مردم به وضعی دربیایند که هرچه تبلیغات مثبت در یک جهتی انجام بگیرد، قابل باور نباشد برای مردم، [امّا] یک کلمهی دروغ از طرف دشمن تا گفته میشود، قابل باور باشد برای مردم؛ این چیز خیلی خطرناکی است؛ نباید #اجازه داد که اینجوری بشود؛ ما میتوانیم در این زمینه تأثیر بگذاریم.
🔸 این ویروس بدبینی چیز بدی است؛ بدبینی به سپاه، بدبینی به دولت، بدبینی به مجلس، بدبینی به قوّهی قضائیّه، بدبینی به نهادهای انقلابی و بنیادهای انقلابی، بدبینی به اینها.
✍️🏻 بیانات #رهبر_شهید انقلاب ۱۳۹۷/۰۶/۱۵
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا فاز زیرساختی نمیتواند به ایران ضربه بزند؟
🎧 سعید لیلاز، استاد دانشگاه و فعال اصلاحطلب:
🔹سه سال بعد از جنگ هشت ساله تولید ناخالص ایران به حجم سال ۵۵ بازگشت، یعنی تمام آثار اقتصادی انقلاب و جنگ در سه سال جبران شد.
🔹هرگز فاز زیرساختی به اندازه زیادی نمیتواند آسیب بزند. ما زیادی نگران هستیم و اگر به آنجا برسد بعد از چند ماه به بازی برمیگردیم اما آثار ژئوپولوتکی یک فضای باز را برای یک رشد اقتصادی دو رقمی در دوره های طولانی ایجاد میکند.
#اقتصاد_ایران
#جنگ_منطقهای
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خاطرهٔ قالیباف از شیطنتهای فرماندهان معروف سپاه در زمان دفاع مقدس ۸ ساله
هدایت شده از زمانه
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 غزه قبل و بعد از نسلکشی
🔹تصاویر ماهوارهای که گویاتر از هزاران گزارش حقوقی است.
⚜"زمانه خود را بشناس"
_____________________
🟡 | @zamanehh
نفس اتفاقات این دو روز حاکی از قدرت ایران بود. طرف آمریکایی مستاصل آمدن ایران به اسلام آباد بود. کجا؟ اسلام آباد! یعنی برای سفر به شهری در همسایگی ایران که میبایست هیات آمریکایی نصف دنیا را دور میزد و میرسید له له میزدند و هیات ایرانی نرفت! این نرفتن جای روایت کردن داره اگه ذهنهای غربزده و جنگهراس بذارن!
هدایت شده از عبدالله گنجی | جهاد تبیین
دوم اردیبهشت سالروز تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گرامی باد.عده ای در این کشور از سال٧٧ تا١۴٠٠ مشغول تخریب سپاه بودند و آن را مانع شکل گیری دمکراسی کلاسیک غرب و سکولاریسم می دانستند.امیدوارم امروز و بعداز جنگ چهل روزه به سخن۴۵ سال پیش امام رسیده باشند که:اگر سپاه نبود کشور هم نبود.
@dr_ganji
در همه جای دنیا طرف بازنده درخواست آتشبس میکنه و طرف برنده شروط آتشبس رو تعیین میکنه
آمریکا در این جنگ با پذیرش شروط گفتگوها در یک شکست راهبردی قرار گرفت
الان هم با تمدید یک طرفه مجدد شکست خودش را فریاد زد. اینکه دشمن دچار یک انسداد در تمامی حوزه ها شده، کاملا مشهود است.
دشمن خودش رو در یک بنبست راهبردی می بیند؛ گزینه های بعدی جنگ هم برای دشمن و هم حتی ایران... خطرناکه و فعلا مثل خر در گل فرو رفته!!!
اگر زمینی حمله کند، کُشته هایش بالا خواهد رفت. راه اندازی پایگاه ثابت و نگهداشتن سرزمینی هم براش بسیار سخت خواهد بود.
تازه اگر با پشتیبانی سنگین هوایی بخواهد از نیروی زمینی خودش دفاع کنه مجبور میشه تمرکزش رو از برخی نقاط برداره که در نبرد هوایی مجدد فرصت تنفس و آتشی برای اون نقاط خواهد بود...
فرماندهان قدیمی و جریان اصلی ارتش آمریکا با حمله زمینی مخالف هستند و عزل تعداد زیادی از فرماندهان ارتش آمریکا هم به همین علت بود.
یعنی فرماندهان میدان در زمین واقعیت با طرح سیاتمداران آمریکایی به تعارض خوردهاند!!
عده معدودی هستند که طرح سیاستمداران را امکان پذیر می دانند اما با صرف هزینههای بالا...
در حوزه حملات هوایی هم دشمن ناچار است بانک اهداف خود را به سمت زیرساخت ببرد که جنگ زیرساختی برای ما سخت و برای دشمن یک بحران تمام عیار است.
چون اولا مردمش و ثانیا اقتصادش تاب آوری لطمات جنگ زیرساختی گسترده را ندارد...
اما اجمالا دشمن میداند که با زدن زیرساخت اقتصاد جهانی به قهقرا میرود و اجمالا بدانید زدن سنگین زیرساخت ایران در نهایت منتهی به تقویت رقبای چینی و روسی آمریکا میشود. ( چطورش بماند )
خب ناچار است برای عبور از بن بست راهبردی دست به اقدامات تاکتیکی مثل تصرف کشتی و محاصره ناموفق دریایی کند.
می گویم ناموفق چون عبور کشتیها در این چند روز مکرر انجام شده.
خب در چنین وضعی یا ما باید سطح نبرد را خودمان گسترده کنیم که دشمن را وادار به زدن زیرساخت و... کنیم که ضررهایی دارد یا در همین سطح که کاملا به زیان دشمن است مدیریت کنیم.
یعنی ضمن انسداد تنگه و فشار به اقتصاد جهانی در حوزه نظامی هم پاسخی در همین سطح به دشمن بدهیم.
کلمه اعتماد به فرماندهان یک شعار نیست
یک واقعیت میدانی است همین الان نشسته اند و مکرر در حال تدبیر فرایند جنگ هستند.
شما از ابعاد مختلف اطلاعی ندارید. نمیدانید چرا سکوت راهبردی میشود چرا حمله میشود چطور حمله میشود و...
جنگ هوشمندانه با جنگ احساسی متفاوت است. جنگ همیشه موشک نیست
*عدم حضور تیم مذاکره کننده در دور دوم مبتنی بر یک محاسبه عقلانی است*
طبق قانون آمریکا رئیس جمهور به مدت ۶۰ روز بدون مجوز کنگره مجاز به جنگیدن با کشورهای دیگر است. چنانچه جنگ بیشتر از ۶۰ روز شود الزاما نیاز به مجوز دارد.
بر اساس قانون جنگقدرت ۱۹۷۳ رئیسجمهور آمریکا موظف است ظرف ۶۰ روز پس از گزارش به کنگره درباره اعزام نیروهای مسلح به منطقه جنگی، عملیات نظامی را پایان دهد یا مجوز صریح کنگره را دریافت کند. ترامپ در دوم مارس ۲۰۲۶ این گزارش را ارائه کرده است، بنابراین ضربالاجل ۶۰ روزه در اواخر آوریل و نهایتاً اول مه ۲۰۲۶ یعنی ۸ روز دیگر به پایان میرسد. پس از این تاریخ، ادامه جنگ بدون موافقت مجلس سنا عملاً نقض آشکار قانون اساسی آمریکا محسوب میشود.
در شرایط فعلی، کسب رأی مثبت ۶۰ سناتوری برای مجوز جنگ علیه ایران تقریباً غیرممکن است، هم به دلیل مخالفت دموکراتها و هم به دلیل بیمیلی بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان. این یعنی ترامپ با یک معادله سهوجهی فلجکننده مواجه است: یا باید التماس کنگره کند که احتمال شکست بالایی دارد، یا شکست را بپذیرد و بدون امتیاز عقبنشینی کند که فروپاشی سیاسی شخصی او را در پی دارد، یا قانون را نقض کند که بحران استیضاح و مشروطه را رقم میزند. هیچ راه چهارمی وجود ندارد.
در چنین شرایطی، ایران به درستی تشخیص داده است که نه نیاز به شتاب در توافق دارد و نه مجبور به کوتاه آمدن از خطوط قرمز خود است. عقبنشینی کردن ایران در دور دوم مذاکرات اسلامآباد، نه از روی لجاجت که مبتنی بر یک محاسبه کاملاً عقلانی است: با هر روز طولانی شدن مذاکرات، ترامپ به ضربالاجل قانونی خود نزدیکتر میشود و قدرت چانهزنی واشنگتن کاهش مییابد.
ایران در این مذاکرات خواستههای روشنی دارد: رفع کامل محاصره دریایی، تضمین عدم خروج مجدد آمریکا از هر توافق احتمالی از طریق مکانیزم الزامآور قانونی یا میانجیگران بینالمللی و حفظ حق خود برای برنامه هستهای صلحآمیز و توان دفاعی. هیچ کدام از این خواستهها تا امروز از سوی آمریکا به طور کامل پذیرفته نشده، و همین دلیل اصلی نهایی نشدن مذاکرات است.