eitaa logo
『 بصیࢪت بسیجی√³¹³』
246 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
653 ویدیو
61 فایل
﷽ • . •|ما‌زندھ‌بہ‌آنیم ڪہ‌آرام‌نگیریم موجیم، ڪہ‌آسودگی‌ما عدم‌ماسٺ...|•³¹³ . . •بخـوان از شرایـط (:🌱' @sharayet1214 . . •گوشِ جان‌بھ حرفاتون 🌱' @basirat_mesbah313
مشاهده در ایتا
دانلود
『 بصیࢪت بسیجی√³¹³』
📖 #بی_تو_هرگز 📋 #قسمت_چهاردهم:عشق کتاب 📝 #نویسنده_شهیدسیدطاهاایمانی 🍃زینب، شش هفت ماهه بود ...
📖 📋 :من شوهرش هستم 📝 🍃ساعت نه و ده شب ... وسط ساعت حکومت نظامی ... یهو سر و کله پدرم پیدا شد ... صورت سرخ با چشم های پف کرده ... از نگاهش خون می بارید ... اومد تو ... تا چشمش بهم افتاد چنان نگاهی بهم کرد که گفتم همین امشب، سرم رو می بره و میزاره کف دست علی ... 🍃بدون اینکه جواب سلام علی رو بده، رو کرد بهش ... - تو چه حقی داشتی بهش اجازه دادی بره مدرسه؟ ... به چه حقی اسم هانیه رو مدرسه نوشتی؟ ... 🍃از نعره های پدرم، زینب به شدت ترسید ... زد زیر گریه و محکم لباسم رو چنگ زد ... بلندترین صدایی که تا اون موقع شنیده بود، صدای افتادن ظرف، توی آشپزخونه از دست من بود ... علی همیشه بهم سفارش می کرد باهاش آروم و شمرده حرف بزنم ... نازدونه علی بدجور ترسیده بود ... 🍃علی عین همیشه آروم بود ... با همون آرامش، به من و زینب نگاه کرد ... هانیه خانم، لطف می کنی با زینب بری توی اتاق؟ ... 🍃قلبم توی دهنم می زد ... زینب رو برداشتم و رفتم توی اتاق ولی در رو نبستم ... از لای در مراقب بودم مبادا پدرم به علی حمله کنه ... آماده بودم هر لحظه با زینب از خونه بدوم بیرون و کمک بخوام ... تمام بدنم یخ کرده بود و می لرزید ... 🍃علی همون طور آروم و سر به زیر، رو کرد به پدرم ... دختر شما متاهله یا مجرد؟ ... و پدرم همون طور خیز برمی داشت و عربده می کشید ... - این سوال مسخره چیه؟ ... به جای این مزخرفات جواب من رو بده ... - می دونید قانونا و شرعا ... اجازه زن فقط دست شوهرشه؟... 🍃همین که این جمله از دهنش در اومد ... رنگ سرخ پدرم سیاه شد ... 🍃- و من با همین اجازه شرعی و قانونی ... مصلحت زندگی مشترک مون رو سنجیدم و بهش اجازه دادم درس بخونه ... کسب علم هم یکی از فریضه های اسلامه ... 🍃از شدت عصبانیت، رگ پیشونی پدرم می پرید ... چشم هاش داشت از حدقه بیرون می زد ... لابد بعدش هم می خوای بفرستیش دانشگاه؟ ... ..... @basiratebasiji_313
📖 📋 :ایمان 📝 🍃علی سکوت عمیقی کرد ... - هنوز در اون مورد تصمیم نگرفتیم ... باید با هم در موردش صحبت کنیم ... اگر به نتیجه رسیدیم شما رو هم در جریان قرار میدیم ... 🍃دیگه از شدت خشم، تمام صورت پدرم می پرید ... و جمله ها بریده بریده از دهانش خارج می شد ... - اون وقت ... تو می خوای اون دنیا ... جواب دین و ایمان دختر من رو پس بدی؟ ... 🍃تا اون لحظه، صورت علی آروم بود ... حالت صورتش بدجور جدی شد ... - ایمان از سر فکر و انتخابه ... مگه دختر شما قبل از اینکه بیاد توی خونه من حجاب داشت؟ ... من همون شب خواستگاری فهمیدم چون من طلبه ام ... چادر سرش کرده... ایمانی که با چوب من و شما بیاد، ایمان نیست ... آدم با ایمان کسیه که در بدترین شرایط ... ایمانش رو مثل ذغال گداخته ... کف دستش نگه می داره و حفظش می کنه ... ایمانی که با چوب بیاد با باد میره ... 🍃این رو گفت و از جاش بلند شد ... شما هر وقت تشریف بیارید منزل ما ... قدم تون روی چشم ماست ... عین پدر خودم براتون احترام قائلم ... اما با کمال احترام ... من اجازه نمیدم احدی توی حریم خصوصی خانوادگی من وارد بشه ... 🍃پدرم از شدت خشم، نفس نفس می زد ... در حالی که می لرزید از جاش بلند شد و رفت سمت در ... - می دونستم نباید دخترم رو بدم به تو ... تو آخوند درباری ... در رو محکم بهم کوبید و رفت ... 🍃پ.ن: راوی داستان در این بخش اشاره کردند که در آن زمان، ما چیزی به نام مانتو یا مقنعه نداشتیم ... خانم ها یا چادری بودند که پوشش زیر چادر هم براساس فرهنگ و مذهبی بودن خانواده درجه داشت ... یا گروه بسیار کمی با بلوز و شلوار، یا بلوز و دامن، روسری سر می کردند ... و اکثرا نیز بدون حجاب بودند ... بیشتر مدارس هم، دختران محجبه را پذیرش نمی کردند ... علی برای پذیرش من با حجاب در دبیرستان، خیلی اذیت شد و سختی کشید ... ..... @basiratebasiji_313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
(بسم رب مهدی💚✨)
<<صبح بهاࢪیتون بخیࢪ:)🌸🌱>>
صبحدم‌پیڪ‌مسیحادم‌جانان‌آمد🕊 گفت:بࢪخیزڪھ‌آرام‌دݪ‌وجان‌آمد..🦋 سحࢪازپࢪدھ‌نشینان‌حریم‌خلوت🌱 نغمھ‌برخاست‌ڪھ‌شاهنشھ‌خوبان‌آمد!🌸🌿 #ولادت‌گل‌نࢪگس 🌿 #نیمه_شعبان🎉🌸 @basiratebasiji_313
+ رهِ آسمان درون است پرِ عشق را بجنبان:)!🌱
کِی خزانم میشود مولا بهار؟ کِی کناره میرود گرد و غبار؟ یک سؤال از طعمِ بغض واَشک و آه کِی به پایان میرسد این انتظار؟ .. :)! (عج)🌱 @basiratebasiji_313
1553436144_yaghma - مناجات بهاریه_5832228789517551422.mp3
4.85M
مرحمی برایِ زخم های رویِ تنت و‌یاری‌ کننده اشکِ چشمانت:) ✨🌸 @basiratebasiji_313
•🌿❛ هرکس‌یھ‌دلبرِجانانہ‌دارد :) من‌، تورا‌دارم‌مھدی‌جآن . . !💚 میلادت‌مبارک‌اقای‌من😍^^ #یااباصالح‌المھدی‌ادرکنے((:💛 @basiratebasiji_313
"🖇" مجروح‌را‌جراحتُ‌بیماررا‌مَرَض عشّاق‌را‌مفارقتِ‌یار‌میکُشد💔 #العجل‌یامولا..(: @basiratebasiji_313
.. خداازآدمایی‌کہ‌تاگناه‌میکنن ؛ بعد‌از‌گناه‌سریع‌میگن‌خدایا غلط‌کردم‌خوشش‌میاد (: خدایاتومیدونی‌که‌ دستِ‌دلمون‌بند‌ِگناهہ !! میدونی .. تو‌کہ‌هم‌بلدی ؛ هم‌میدونی .. هم‌میتونی ؛ یہ‌کاری‌کن‌بیشتر‌ ا‌زاین‌خراب‌نکنیم 💔! ✋🏿 @basiratebasiji_313