کاش میشد غمهای کهنه را از صندوقچه دل بیرون آورد و رویشان را دستمالِ صبوری کشید و باز هم مثل قبل گذاشت سر جایش
کاش زخم های کهنه وقتی سر باز می کنند به جای خونابه ؛ حرف بزنند
حرف زدن حال آدم را خوب می کند...
@bavareparvanegi
حرفهایم زخم بستر گرفته اند از بس که مسکوت مانده اند
@bavareparvanegi
پاییز از میان عروق ذهن عبور میکند زمستانِ دیگری در راه است اندیشه ایی سرد و طاقت فرسا که گنجشکهای خیال را گوشه گیر خواهد کرد
@bavareparvanegi
سایه ی امن تو پهن است و من هر جا که باشم از هجومِ سیاهی نخواهم ترسید
حتی خیال آغوشت گرم است
@bavareparvanegi
و پاییز!
تنها فصلی که با مهر و محبت آغاز می شود و با آذرِ عشق پایان می یابد
تنها فصلی که شبیهِ من است شبیهِ برگ ریزانِ دلم و باران ریزان چشمم و بادهای سرد و خشک و سوزانِ قفسه سینه ام!
شبهای بیداری که هر شب طولانی تر از دیشب هستند و روزهای خاموشی که هر روز کوتاه تر از دیروزند
دردهایی که عمیقند و نیمکتهایی که خالی مانده اند
فصلِ نرگسهای نجیب و انارهای غریب
طعمِ گس خرمالوهای باغچه همسایه با بوی گلپرِ دل که دانه های غم انار را زینتِ بودن میبخشد
من پاییز را به یُمن آمدن تو دوست میدارم...
@bavareparvanegi
11.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آهِِ حُسِین💔
أنا قد حُرِمْتُ مِنَ الأربعينْ😭
و قَلبي عليكَ يأنُّ أنينْ😭
#شب_زیارتی_ارباب💔
#ثانیه_بیست_و_سه💔😭
t.me/del3da📹
@bavareparvanegi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
و بعد از آن روز، ما صاحب آغوشهای بهانهگیر شدیم ..
t.me/tasaarof
باور پروانگی ـ انا علی العهد
و بعد از آن روز، ما صاحب آغوشهای بهانهگیر شدیم .. t.me/tasaarof
آب باز هم آمده است به پابوسی سردار!
وقتی باران بهانه اش را می گیرد دل ما که جای خود دارد...
#سرداردلها
#سحرگاه_هر_جمعه
@bavareparvanegi