هدایت شده از ✅ محسن ناصحی
#سوگ_ما_حماسه_است
گاهی به آفتابیِ صحرا نگاه کن
گاهی به بی قراری دریا نگاه کن
این باغ را زمان زمستان گذشته است
دل مرده ای اگر ، به مسیحا نگاه کن
دیروزِ خاک خوردهٔ این خاک را نبین
امروز را ببین و به فردا نگاه کن
از سر به زیر ماندن دیروز رد شدیم
پس سربلند باش و به بالا نگاه کن
هرجا کسی امید به فردای خود نداشت
با او بگو که اینکِ ما را نگاه کن
این کاروان به لطف خدا پیش می رود
دنیای رو به موت ! به عقبی نگاه کن
فرماندهٔ شهید عصا را به نیل زد
دریا بهانه است به موسی نگاه کن
لشکر کشید ابرهه ، اینبار هم به او
سجّیل را نشان ده ، به حیفا نگاه کن
ما صبح کعبه ایم ، دمید آفتابمان
ایران ! به ظهر مسجدالاقصی نگاه کن
#محسن_ناصحی
https://eitaa.com/nasehi_mohsen
هدایت شده از خدا یادم آورد(ماهرخ درستی)
چرا رهبری مراتب امنیتیاش را رعایت نکرد و شهادت را برگزید؟
🔹امشب بچههای مسجد محلهمان دو تا بلندگو گذاشتند پشت وانت،توی خیابانها میچرخیدند و نوای انقلاب سر میدادند.
با شنیدن این نوا،انگار سنگینی بغضی از روی دلم برداشته شد.بعد از سوت و کف و هلهلهی دیشب،حالا که اینگونه نوای انقلاب در کوچهها پیچیده بود،اشکی از شوق رو گونههایم نشست!
🔹 با خانوادهام دویدیم به سوی صدا.بین راه دیدیم که بسیاری مثل ما،همین که صدا را شنیدهاند،میدوند.
خودمان را به سیل جمعیت رساندیم.چقدر جمعیت!
و فریادها بلند بود: "منافق بیریشه! ایران دمشق نمیشه!"
و من همهی بغض دلم را فریاد میزدم! آنقدر که صدایم گرفت!
🔹روحانی مسجد گفت: "ما قرار است هرشب از ساعت هفت و نیم بیاییم توی خیابانها تا کفتارها خیال نکنند میتوانند شهر را قرق کنند!"
و تا هفتم آقامان وعده گذاشتیم، که هر شب بیاییم!
🔹موقع بازگشت،رفیقی از من پرسید فکر میکنی چرا آقاجانمان مراقب نبود؟ چرا به آن مکان دومِ امن نرفت و با علمِ به احتمال ترور،کار را برای دشمن سهل و آسان کرد؟
🔹گفتم خیال میکنی دشمن آقامان را شکار کرده است!
دشمن مال این حرفها نبود!
نه!
آقامان آگاهانه شهادت را برگزید! آگاهانه در آنجا نشست تا موشکها او را دریابند.
آقا دلیرانه در تلهی ترور رفت!
🔹با حیرت گفت: چه میگویی؟!
گفت آخر وجودش برای انقلاب نیاز بود.نمیبینی کفتارها را که چطور دور و بر ایران زوزه میکشند؟
🔹گفتم:شما دیدید که غبار فتنه که بلند شد چطور حق و باطل درهم آمیخت؟ دیدی ولی خدا را دیکتاتور خواندند و خواستند تا در برابر مردمش قرار دهند؟
گفتم به تاریخ شیعه نگاه کن!
هرگاه فتنه سر به طغیان برداشته،خون امامی بر زمین ریخته است.چرا؟ چون فتنه را جز خون امام شهید، رسوا نمیکند!
و انقلاب را جز خون سید علی خامنهای نمیتوانست از این ورطه بیرون بکشد...
🔹سکوت کرده بود و سراپا گوش شد.
گفتم حرفها خیلی زیاد است که نمیخواهم بگویم تا وحدت نشکند.
وحدت،وصیت آقامان بود. اما همینقدر برایتان بگویم که آقا همه چیز را برای یک نبرد آخر با اسرائیل آماده کرد،و وعدهاش را آمد پشت تریبون داد"جنگ منطقهای"!
اما ارادهها در داخل، باید و شاید جزمِ جزم نبود...
آقا گذاشت تا خون پاکش بر زمین جاری شود، تا تمام توان کشور و مردم برود پشت این جهاد بزرگ! تا خونش غیرتها را به جوش آورد و سرانجام کلک اسرائیل کنده شود.
🔹 گفتم اسرائیل آقا را شکار نکرد؛ این آقامان بود که با شهادتش، آخرین تیر خلاص را به شقیقهی اسرائیل شلیک کرد.
🔹لبخندی توی صورت غمزدهاش نشست و گفت عجب حرفی زدی! اسرائیل هنوز داغ است و نمیفهمد که سید علی با او چه کرده است!
گفتم مگر یزید فهمید که سیدالشهدا او را در چه دامی انداخته است؟خون حسین،سلسلهی بنیامیه را در سیلابش شست و برد.
🔹گفتم: خامنهای را که بشناسی،میدانی کار بیهوده نمیکند! بیمبالاتی خواندن کار رهبر یعنی نشناختن حکمت،بصیرت و آیندهنگری آقا!
آقامان دور بود از این جنس کارهای بیهوده!
🔹گفت: خشم امشب مردم را دیدی؟ خون پاک آقا، چنان همه را به خروش آورده است که شغالها جرات ندارند به خیابان بیایند. این انسجام انقلابی را هم مدیون آقا هستیم.
سیدعلی با خونش،رخوت را از تن انقلابیها تاراند و همه را پای کار دفاع از ایران آورد!
@mahrokh_dorosti
هدایت شده از ادبیات قم
#پویش_شعر_رهبر_شهید
ای سورهی شمس خوانده در صبح امید
قد تو بلند بود و روی تو سفید
ایثارگری مثل تو نشناخت کسی
ای رهبر آزاده و جانباز و شهید
#امیر_حسین_هدایتی
@adabqom
هدایت شده از غَزَلْ خوان
🔹خورشید خاوران
اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد
از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد
عالم ندیده بود جفایی چنین که خصم
با امتی ز داغ امام شهید کرد
ما را که عشق خامنهای بود جرممان
زین داغ نزد طعنهزنان، روسفید کرد
دل، پاره پاره بود ز شمشیر غم ولی
این بار تیغ، ارادهی حبلالورید کرد
در سوگ او امام زمان ناله میکند
آنسان که در مصیبت شیخ مفید کرد
پیوست مقتدا به شهیدان راه خویش
آری مراد، عزم وصال مرید کرد
موی جوان در آینه بنگر که شد سپید
از مویهها که در غم پیر فقید کرد
جانم فدای قامت سروش که خصم را
در گردباد واقعه، لرزان چو بید کرد
نازم به هیبتش که پس از مرگ سرخ نیز
آتش روان به خرمن خصم پلید کرد
با خون خویش کشتی اسلام را چو نوح
نزدیکتر به ساحل و صبح امید کرد
خورشید خاوران به فلک خیمه زد ولی
بر باختر عذاب خدا را شدید کرد
قوم لئیم! بهر هلاکت به صف شوید
زیرا جحیم، غرش "هل من مزید" کرد
#افشین_علا
هدایت شده از تلقین | آثار میلاد حبیبی
🏴 یا نور
برایت گریه کردم، شعر گفتم، شعر کوتاهی
به شوق آفرینی، خوب بودی، طیباللهی
دلم تنگ تو بود و تا اذان صبح را گفتند
شب دلتنگیام آمیخت با اشک سحرگاهی
به چشمت زل زدم، گفتم عجب یاقوت و مرجانی
قدم برداشتی گفتم عجب سروی ، عجب ماهی
چه در روح جوانت بود ای حسن خدادادی
که با موی سپیدت نیز این اندازه دلخواهی
به سمت قله میرفتیم، آه ای قافهسالار
کمر بر قتل تو بستند دزدان سرراهی
غمت سنگینتر از تاب من است و چارهای هم نیست
به دوشش میکشد اینبار کوهی را پر کاهی
دلم میسوزد و میسوزد و میسوزد و ای داد
نهان دارم هزار آتشفشان را پشت هر آهی
###
در آغوش شهادت رفت دور از چشم ما مردم
حکیمِ شاعرِ مردِنبردِ آیتاللهی
#میلاد_حبیبی
#قائد_امت
〰〰〰〰
📕تلقین | میلاد حبیبی
@miladhabibipoem
〰〰〰〰
هدایت شده از دکتر عابدی؛ مشاور و بیزینسکوچ و شاعر
🎙️😭 برای آنها که دلتنگ #رهبر و #شعرخوانیهای_بیت_رهبری خواهند شد
سبز و مشکی
...................
ماه رمضان گرفت در آغوشت
ماندم چه سرود پیک حق در گوشَت!؟
امسال چقدر جای تو سبزتر است
در حلقهی شاعران مشکیپوشت
#محمد_عابدی
قم المقدسه
#شهید_سیدعلیالحسینیخامنهای
#۱۰_رمضان_۱۴۴۷
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15
درس تو حرف موشک و جنگ است دخترم!
تو شیشهای و سهم تو سنگ است دخترم!
چشمانتظار صلح و حقوق بشر نباش!
سوغاتی فرنگ، تفنگ است دخترم!
قایم نشو که موشک... پیدا کند تو را
این گرگ... در شکار زرنگ است دخترم!
بنویس! آ..، نه آتش...، بنویس ب..، نه بمب
ج مثل جنگ...، مشق تو جنگ است دخترم!
آرام زیر سقف حقوق بشر بمیر!
اصلا نترس! مرگ قشنگ است دخترم:
قدري بخواب! چشم تو از درس خسته شد؛
تنها، کنار دفتر مشقي كه بسته شد..
محمد_مرادی
به هوش باش برادر که قصه تکراری ست
مخواب! قصه ی امشب برای بیداری ست
غدیر آمد و دین را اگرچه تبیین کرد
ببین رسانه ی دشمن چکار با دین کرد
ببین چه کرد فریب رسانه با دل ها
که شد غدیر به یکباره ظهر عاشورا
رسانه آمد تا کفر را امان بدهد
که اهل باطل را اهل حق نشان بدهد
رسانه گفت سپاه یزید بیشتر است
رسانه گفت بترسید! کوفه در خطر است!
رسانه گفت نمانده کسی برای حسین
رسانه گفت مکن خویش را فدای حسین
به جان لشگر حق این چنین نفاق افتاد
دریغ! آن چه نبایست، اتفاق افتاد
اگرچه آن همه دل با حسین بود ولی
حسین کشته ی تردید بود و بی عملی
دریغ و درد، همان ها به کشتنش دادند
که نامه های فدایت شوم فرستادند
صدای جبهه ی حق را چه بی صدا کشتند
حسین را به خدا که رسانه ها کشتند
زمان زمانه ی مکر و فریب و نیرنگ است
از آن چه می شنوی ساده نگذری؟ جنگ است!
رسانه گوش تو را از دروغ پر نکند؟
به هوش باش خبرها تو را ترور نکند!
به هوش باش و بدان کار این جماعت پست
عوض نمودن جای شهید و جلاد است
□
نه سوریه ست نه لبنان نه غزه، ایران است!
به پایگاه علی هر که زد پشیمان است
بزن که آن چه زدی زخم نیست، تسکین است
بزن که آخر این شاهنامه شیرین است
بزن که موشک تو مثل مرغ آمین است
لوای ظلم می افتد اگر که دین، دین است
زمانه بر سر جنگ است یاعلی مددی
نبسته ایم به جز تو امید بر احدی
جهان از این همه ظلمت عبور خواهد کرد
خبر رسیده که مهدی ظهور خواهد کرد
محمد حسین ملکیان
غزلی برای این روزها:
امروز دیگر بحث بحث خاک و آب است
نه صحبت از دولت نه حرف از انقلاب است
ایران بماند یا که ایران حذف گردد
ای دوستان دیگر زمان انتخاب است
دریای میهن گرچه آلوده است اما
آنچه به ما دشمن نشان داده سراب است
در فکر آبادی ما باشد ؟ محال است
آن نطفه ی ناپاک که ذاتش خراب است
می گفت با کودک ندارم کار و دیدیم
از مدرسه آنچه به جا مانده کتاب است
اما به چشم خویش خواهد دید دشمن
نسل جدید موشکی حاضرجواب است
گرچه شروع جنگ با او بوده اما
پایان آن با شیعیان بوتراب است
بیدار شو تاریخ و از امروز بنویس
بیدار شو حالا مگر هنگام خواب است
#شهریار_سنجری
هدایت شده از آبادی شعر 🇵🇸🇮🇷
بر هم بریز نقشهی قوم یهود را
بشکن غرور کاذب آن بیوجود را
از آسمان نخواه گذارد به روی دوش،
بار امانتی که به دوش تو بود را...
روز دهم تمام شد و با خسوف ماه،
از خیمهها کشید سیاهی، عمود را
روز دهم چه قدر شبیه حسین بود
خشکاندهاند بی شرفان، تشنه رود را
با این که کس به فضل و عطای تو شک نداشت
مثل علی برای چه دستت نمک نداشت
آه... ای علی! ببخش که در خون تپیدهای
جای دعا ببخش که لعنت شنیدهای
سید علی ببخش که دنیا وفا نداشت
دست تو را شکست و ز جدت حیا نداشت!
ای جان پناه ما که پناهی نداشتی
لبریز آه بودی و چاهی نداشتی...
حالا کنار خود به تو جا میدهد علی
مادر شفای دست تو را می دهد علی!
پیوستهای اگر چه به کانون پاک ها
با چه دلی تو را بسپارم به خاکها...؟
#زهرا_علیدوستی
@abadiyesher
هدایت شده از اتاق کنجی من
صبح بوسیدمت ،ولی کم بود
صبح ، آبستنِ شبِ غم بود
صبح در چشمت آسمان هم بود
پرگشودی از آشیان ....رفتی ...
کوله ای دخترانه بر دوشت
شنبه بود و تمیز ،روپوشت
باز آغوش من و آغوشت ...
مثل آهو دوان دوان رفتی
...
گفته بودی بیا به دنبالم
تو بیایی چقدر خوشحالم
خاک تو بر سر من و عالم ...
من رسیدم تو همزمان رفتی
درس امروزتان چه سنگین است
سنگ و آوار و خاک خونین است
نه نترسی ! که مرگ شیرین است ...
فکر کن پای امتحان رفتی
پیکرت بال دارد و سر نه !
میشناسم تورا ؟نه دیگر !نه ....
اسم داری به روی دفتر ! نه ؟
پاشو مادر خودت بخوان ...رفتی ؟
پدرت گفت مرده ای مادر
مادرت را نبرده ای مادر ...
لقمه ات را که خورده ای مادر ؟
زنگ چندم به آسمان رفتی ؟
تیز کردی نوک مدادت را
تاکه املا کنی شهادت را
بخش کردی خودت سعادت را...
چقدر خوب ازین جهان رفتی
#ریحانه_ابوترابی
گریه اموننمیده برای درست نوشتن...
هدایت شده از راضیه مظفری
🌱
تقدیم به یارِ مقام معظم رهبری
که در اوج گمنامی،
شهرهی آسمان هایند...
کسی که یاریِ حق را مدام داشته باشد
«خجسته» است که «منصوره» نام داشته باشد
خوشا نگاه، که بر نائبِ امام بیفتد
خوشا پگاه، که بر او سلام داشته باشد
کدام سفره ی پر زرق و برق؟! لذتت این بود
که دستپختِ تو را در مشام داشته باشد...
چه دامنی که از آن، مرد راهِ عرش بیابد
که آسمان شده، ماهِ تمام داشته باشد
ستاره های یگانه به رسم نور بزاید
به روشنایی شان اهتمام داشته باشد
تویی که مادرِ خیریّه ای و مرهمِ هر زخم!
خوشا که دستِ کسی التیام داشته باشد ۱
زنی چنین و چنانی، نخواست نام و نشانی
مباد از قِبَل او مقام داشته باشد
:::
به انقلاب قسم! صبحِ جمعه میرسد از راه
خوش است شعر که حسن ختام داشته باشد
دعا کنید مرا مادرم! هوای مرا هم
امامِ عصر علیه السلام داشته باشد...
#راضیه_مظفری
۱.همسر رهبر معظم انقلاب بصورت ناشناس در خدمت رسانی به فقرا بسیار تلاش میکردند...
https://eitaa.com/roozikenemidanam
🌱