eitaa logo
شعرهای بهجت فروغی مقدم
274 دنبال‌کننده
303 عکس
225 ویدیو
5 فایل
شعر
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از آبادی شعر 🇵🇸🇮🇷
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردم شما کوهید پس محکم بمانید هر آنچه پیش آمد کنار هم بمانید..! از آن سر دنیا چه میخواهند اینجا..؟ @abadiyesher
شعر علی موسوی گرمارودی در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است! هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم. در حضیض هم می‌توان عزیز بود از گودال بپرس! شمشیری که بر گلوی تو فرو آمد هر چیز و همه چیز را در کائنات به دو پاره کرد: هر چه در سوی تو، حسینی شد و دیگرسو یزیدی ! (از دفتر خط خون)
هدایت شده از خبرگزاری فارس
محفل شعر امین بدون حضور رهبر انقلاب 🔹روابط‌عمومی حوزۀ هنری: همزمان با میلاد حضرت امام حسن مجتبی(ع) «محفل شعر امین» با حضور شاعران انقلاب چهارشنبه ۱۳ اسفند در ۳۱ استان برگزار می‌شود. @Farsna - Link
هدایت شده از غَزَلْ خوان
یا ما سر خصم را بکوبیم به سنگ یا او سرِ ما به دار سازد آونگ القصه، در این زمانه پر نیرنگ یک کشته به نام، به که صد زنده به ننگ ...
هدایت شده از غَزَلْ خوان
برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ پس از این لحظه‌های بی‌امان زخمی خون‌رنگ تو را بعد از عبور دود و آتش، اشک می‌ریزم پس از پیروزی نور حقیقت بر شب نیرنگ گرفتیم این زمان رو به سر دشمن فلاخن را صبوری کن دلم، باید که اکنون سنگ باشی سنگ! غمت را مشت کن بر قلب اهریمن بکوب آن‌سان که دیگر برنخیزد «هایی» از آن طبل مرگآهنگ غمت را نیزه کن پرتاب کن آن‌سان که بی‌وقفه بیندازد پی تاتارها فرسنگ تا فرسنگ تمام ابرها را دانه‌دانه گریه خواهم کرد ولی وقتی گذشتیم از خم این جاده‌ی دلتنگ
هدایت شده از آبادی شعر 🇵🇸🇮🇷
نمردم و چه روزها که دیدم نمردم و چه داغ‌ها چشیدم چه سوگ‌ها سروده، زنده ماندم چه بارها به شانه‌ام کشیدم شبانه از سکوت تلخ اخبار چقدر عرض تسلیت شنیدم نگاه سروهای زخم‌خورده جنون، جنون شاخه‌های بیدم شبیه‌ نخل بی‌ثمر شکستم شبیه برگِ شعله‌ور خمیدم من از جهان، همان دمی که خنجر سر تو را برید، دل بریدم بریده و خمیده و شکسته به ظهر روز واقعه رسیدم چه شام وحشتی! چرا از آن خواب نمی‌پریدم و نمی‌پریدم اگرچه روی تل زمین نخوردم اگرچه بوسه از گلو نچیدم تو رفتی و من، این من پریشان که سوختم در آتشت، شهیدم @abadiyesher
هدایت شده از دُردِ دَرد . . .
بر نطع مرگِ سرخ هیاهوی ما نگر در جستجوی یار تکاپوی ما نگر صحرای کربلاست کجا؟! کوی ما نگر آیینه! سوختیم ... سر و روی ما نگر تن وا گذاشتیم و به یکباره جان شدیم "رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند" از ما به کوی یار خطی از غبار ماند هر چند نام و یاد زِ ما یادگار ماند در مرگ ما نشان بلند تبار ماند از بیکران رسیده سوی بیکران شدیم آل علی است دایره‌ی بیکرانگی خود را زیاد برده به ذوق یگانگی با خون گشوده قفل در جاودانگی با جان ما یکی شدگان بی تَنانگی با این تبار همسفر بی نشان شدیم رفتیم اگر، زِ خاطر یاران نرفته ایم چون خاک جز به خانه‌ی باران نرفته ایم جز رو به سوی شاه سواران نرفته ایم بنگر به رنگ و بوی بهاران نرفته ایم تن را به خاک داده به جان جاودان شدیم از دست رفته خاک نشین ستمکش است بیچاره آنکه بر سر جان در کشاکش است تا مرگ سرخ ساغر صهبای بی غش است پروانه پیر هم که شود مست آتش است ما نیز فصل تازه‌ی این داستان شدیم تقدیر شیعه سیر و سفر با محرم است همزاد اشک و آه و فغان، مرگ و ماتم است خونی که یادنامه‌ی حوا و آدم است خورشید وار بر سر بام دو عالم است خون خدا شدیم و به پیری جوان شدیم سنگ فسانه ایم، صبوری مدار ماست شنزار تشنه ایم، زمستان بهار ماست آنسوی مرگ، موقف دیدار یار ماست بر تن مباد سر که شهادت عیار ماست این بس که با حسین علی همعنان شدیم گیرم کسی مقیم حریم حرم نماند یا این حریم نیز دگر محترم نماند شد رستخیز ناگه و نقش ستم نماند وز هرچه بر صحیفه‌ی هستی رقم نماند ما را همین بس است که بی آشیان شدیم از غربتی به غربت دیگر مسافریم بر سنگلاخ آتش و خنجر مسافریم همراه خاندان پیمبر مسافریم بر نطع مرگ با تن بی سر مسافریم از آن زمان که امت صاحب زمان شدیم @dorde_dard
هدایت شده از دُردِ دَرد . . .
غم آینه‌دارِ حسّ و حالش شده‌ است دیدارِ تو رویای محالش شده است از رفتنِ تو دو روز نگذشته هنوز دلتنگیِ من هزار سالش شده است @dorde_dard
هدایت شده از پیشانی‌نوشت
ای در دل خاک ماه محجوب، پدر ای خوب تر از خوب تر از خوب، پدر ما منتظر پیام پر مهر توایم آرامش روزهای آشوب، پدر @pishaninevesht
هدایت شده از شعر انقلاب
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«شجرۀ طیبه» ساعت چند بود؟ که باد بریده‌های خبر را منتشر کرد و پرنده‌های بسیار از روحم پرکشیدند مادر شروند خواند میناب گلستونن و گلستان همین شجرۀ طیبه است که دارد می‌سوزد با کتاب‌ها و کیف‌ها و مقنعۀ دخترکانی که به سن تکلیف نرسیده‌اند رسیده‌اند به ابرها نماز می‌خوانند یکی دل مرا از زیر آوار بیرون بیاورد خندۀ دخترم را پس بدهد این واگویۀ مادری است که جلادان، قناری کوچکش را زنده به گور کرده‌اند اما آوازش هنوز در گوش پدری است که بیل مکانیکی تنها دست‌های دخترش را آوار برداری کرده است باید تکه تکه اجساد گم‌شده را بردارم بر بام میناب بگذارم و صدا بزنم تا ۱۶۵ پرنده برگردند به صبحگاه مدرسۀ شجرۀ طیبه دوباره سرود ملی بخوانند! ✍🏻 🏷 🇮🇷 @Shere_Enghelab
هدایت شده از ادبیات قم
آقای من! که از قفس تن رها شدی با خون وضو گرفتی و حاجت‌روا شدی چشم تو صبح بود شبِ غم‌گرفته را هر جا سکوت بود، صدای رسا شدی نور خدا به چهره‌ی ماهت نشسته بود بر کشتی شکسته‌دلان ناخدا شدی تنها پناهگاه تو، سجاده‌ی تو بود از این‌ مسیر راهی کرب و بلا شدی رفتی به آسمان شهادت، حسین‌وار همچون ستاره، روشنِ بی‌انتها شدی دیدار با امام و شهیدان چه دیدنی‌ست! همراه جمع عشق، دعاگوی ما شدی عمری قرار بود فدایت شویم...آه اما خودت به خاطر ایران فدا شدی @adabqom