eitaa logo
شعرهای بهجت فروغی مقدم
274 دنبال‌کننده
303 عکس
225 ویدیو
5 فایل
شعر
مشاهده در ایتا
دانلود
one of your hands survived, just to draw a red fish... یک دستت سالم مانده‌بود تا یک ماهی سرخ نقاشی کنی... 📝 مهدی نظارتی‌زاده https://ble.ir/eyesoniran
پایان پر از راز  تو با روزه شد آغاز آن صبح سحر خیز که شد نرگس تو باز آماده ی پرواز شدی با دل آرام سیمرغ چرا داشته باشد غم پرواز ؟ سخت است که باور کنم آغشته به خون شد آن چشم پر از فتنه و آن لعل غزل ساز بر دیده نهاد اول و تا کرببلا برد پیراهن خونین تو را باد به اعزاز ای ماه خراسانی، مستی نچشیدیم آنقدر که از چشم تو از باده شیراز زآن صبح که خاموش شدی در دل آتش تا بستن این قافیه در سوزم و در ساز ای خانه ات آباد مسوزان که بسازیم بعد از تو به این درد و غم خانه برانداز ما فلسفه ی بود تو را درک نکردیم شاید که زمان پرده براندازد از این راز گل رفت از این باغ و به بوی خلف تو این پنجره ی باز نیفتاد از اعجاز سخت است نشستن به بهاری که نباشی با این همه خاموشی و صد حنجره آواز از آفت طوفان و خزان بیم ندارد باغی که در آن است چنین سرو سرافراز دیدی سر آن عهد که یک عمر نشستی  تا آخرش آن مشت گره کرده نشد باز آغاز به جانبازی و پایان به شهادت تا باد چنین باد سرانجام و سرآغاز تو شعر بلندی که در این بحر نگنجی این شد که بدل کرده ام اطناب به ایجاز @khorooshesfahani https://eitaa.com/khoroosh_poem
هدایت شده از شعـرهـای نـاب
﷽ ━━━━💠🌸💠━━━━ شهر را کاش پُر از پرچم صادق بکنیم کاشکی از غـم بی زائری‌اش دق بکنیم ━━━━💠🌸💠━━━━ @sherhaye_nab
ارنست همینگوی (نویسنده مشهور آمریکایی): «در جنگ، هیچ‌کس به اندازه زنی که منتظر است، شجاع نیست. او با دشمنی می‌جنگد که دیده نمی‌شود: زمان و بی‌خبری.» https://eitaa.com/samira_mokhtari @samira_mokhtari «لحظه ها» را به دوستان خود معرفی کنید.
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 ماجرای دفتر شعر گم‌شدۀ زنده‌یاد هوشنگ ابتهاج(سایه) که پس از سال‌ها به دست او رسید. آهوان گم شدند در شب دشت آه از آن رفتگان بی‌برگشت… https://eitaa.com/uiliteratur
ما برای استقرار صلح، جنگ می‌کنیم؛ و شما ..... . . @nora_caligraphy
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•° حمید رضا برقعی (شاعر) : رفتم پیش آقا گفتم آقا... اصلا حال روحــیم خـــوب نیست ! آقا توصیه ای به ایشون می‌کنن و یه ذکر! که این همان ذکری‌سـت که👈اینـــــــجا آیت الله بهجت‌در ایام‌جنگ،بهش تاکید داشتند برای‌ایمنی 𐙚 ـ๓دکتر عارفه‌دهقانیـ𓎩کانال https://eitaa.com/joinchat/1713635529Cb558f1aa56
زمین از برگ، برگ از باد، باد از رود، رود از ماه روایت کرده‌اند اردیبهشتی می‌رسد از راه بهاری می‌رسد از راه و می‌گویند می‌روید گل داوودی از هر سنگ، حسن یوسف از هر چاه بگو چلّه‌نشینان زمستان را که برخیزند به استقبال می‌آییمت ای عید از همین دی‌ماه به استقبال می‌آییمت آری دشت پشت دشت چه باک از راه ناهموار و از یاران ناهمراه به استهلال می‌آییمت ای عید از محرم‌ها به روی بام‌ها هر شام با آیینه و با آه... سر بسمل شدن دارند این مرغان سرگردان گلویی تر کنید ای تیغ‌های تشنه، بسم‌الله! ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
هدایت شده از پایگاه خبری شاعر
بگو برای من ای شعر از زمانهٔ او کدام بیت مرا می‌برد به خانهٔ او شبی دلم به هوای زیارت آمده است مگر قرار بگیرد در آستانهٔ او... از او بپرس به عقلم نمی‌رسد اصلاً که چیست فلسفهٔ عشق بی‌کرانهٔ او خوشا به حال عبایی که در کشاکش باد گذاشته‌ست سرش را فقط به شانهٔ او گذشته‌ها نگذشته‌ست باقی است هنوز زبانه می‌کشد آتش از آشیانهٔ او بگو چگونه از این شهر صبح صادق رفت بگو برای من از رفتن شبانهٔ او نه از غم است که من گریه می‌کنم امشب فقط به خاطر لبخند صادقانهٔ او... https://eitaa.com/shaernews @shaernews www.shaer.ir
صدای رود درآورد و رد شد از بدنم که پر شد از ماهی آستین پیرهنم و بعد باد شد از چار سو وزید به من که غنچه‌غنچه شکوفید جای‌جای تنم و بعد خواب شد و رفت زیر پرده‌ی چشم و مثل چلچله‌ای شاد پر زد از دهنم خلاف عقربه‌ چرخید تا قرون قدیم و راه داد سپس در فِسانه‌ای کهنم نگاه کردم و در نقشه‌های آن دوران نبود هیچ شبی در قلمروی وطنم نگاه کردم و روحم به دشت‌ها زده بود رها و یک‌دله با اسب‌های ترکمنم و جنگلی شدم آن‌گاه و گوی روشن ماه نشست سر به هوا روی شاخ کرگدنم و او که بود؟ جواهرفروش زیبایی که خورده بود به من،[ آه من که راهزنم] سوال کردم از او رود و باد و خواب و چه‌ای؟ جواب داد که هان! رود و باد و خواب و زنم زدم تعارف و گفتم که باب آغوشی به خنده گفت چه می‌دانی از کسی که منم؟ زن ای زن ای زن زیبا! به پنجه‌های ظریف مرا که کشته‌ی عشقم درآور از کفنم https://eitaa.com/shaernews @shaernews www.shaer.ir
هدایت شده از پایگاه خبری شاعر
به دلپذیری تهرانی، به دلنشینی بیروتم نهال بارور سیبی، درخت پر ثمر توتم بلند قامتم و نستوه، به راست قامتی سروی به خون نشسته برای تو، غرور زخمی یاقوتم خلاف قول یهود اینک قسم به چادر لبنانی! که تن نداده به ننگ آری هنوز دامن ماهوتم عروس آبی دریاها ! مدیترانه ی چشمانت مرا به گریه می اندازد که تا ابد به تو مربوطم هوای خانه ات ابری شد هوای خانه ام ابری تر اگر که صاعقه سوزاندت به خشمگینی باروتم هنوز در جریان هستی خلاف دشمن خونریزت جوان و پر تپشم آری به رغم دشمن فرتوتم برادرانه وفا دارم و هیچ جای تعجب نیست که سر گذاشت اگر روزی به شانه های تو تابوتم https://eitaa.com/shaernews @shaernews www.shaer.ir
هدایت شده از شعر هیأت
جایی که کوه خضر به زحمت بایستد شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد نزدیک می‌شوم به تو، چیزی نمانده است قلبم از اشتیاق زیارت بایستد بانو سلام! کاش زمان با همین سلام در آستانهٔ در ساعت بایستد و گردش نگاه تو در بین زائران روی من ـ این فتاده به لکنت ـ بایستد تا فارغ از تمام جهان روح خسته‌ام در محضر شما دو سه رکعت بایستد بانو اجازه هست که بار گناه من در کنج صحن این شب خلوت بایستد؟ در این حرم هزار هزار آیهٔ عذاب هم وزن با یک آیهٔ رحمت بایستد باید قنوت حاجت بی‌انتهای ما زیر رواق‌های کرامت بایستد شیعه به شوق مرقد زهرا به قم رسید طاقت نداشت تا به قیامت بایستد آنکس که جای فاطمه در قم نشسته است در روز حشر هم به شفاعت بایستد تو خواهر امام غریبی و این غزل با بیت‌هاش در صف بیعت بایستد من واژه واژه عطر تو را پخش می‌کنم حتی اگر نسیم ز حرکت بایستد... 📝 🌐 shereheyat.ir/node/548@ShereHeyat