eitaa logo
شعرهای بهجت فروغی مقدم
273 دنبال‌کننده
303 عکس
225 ویدیو
5 فایل
شعر
مشاهده در ایتا
دانلود
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥قبل از مرگ حتما به فرزندانتان و نسل‌های آینده بگویید که شاهد آن دوران بودید، جایی که یک مرد ۸۶ ساله به تنهایی ایرانِ قدرتمندی ساخت که در مقابل ارباب‌های دنیا ایستاد...
🌕 *رستاخیز واژه‌ها در متن بعث امت* 🖋محمدرضا وحیدزاده در دوران معاصر نسبت شعر و مخاطب، فراز و نشیب‌های بسیاری داشته؛ گاه بین آن‌ها پیوندی وثیق برقرار بوده و گاه فراقی جانکاه. گاهی نیز جریانی فرعی توانسته از بین جریان‌های دیگر سر بر بیاورد و نبض مخاطب را به دست بگیرد. در بین همۀ این تلاطم‌ها اما نیمۀ دوم دهۀ پنجاه با شرایط ویژه‌ای همراه بود. در این دوران و در گرماگرم سال‌های انقلاب، شعر نیز هم‌‌سرشت و هم‌سرونوشت با ساحت‌های دیگر زندگی اجتماعی شرایط متفاوتی را تجربه می‌کرد. چنان‌که در لابه‌لای خاطرات شاعران آن دوران از دعوت‌ها به جلسات و محافلی می‌شنویم که پیش از این چندان نسبتی با شعر نداشته‌اند. یا می‌توان از انتشار گسترده و کم‌سابقۀ سروده‌هایی شورانگیز و پرحرارت در میان مردم و به همت خود آنان سراغ گرفت. دکلمۀ شعر در حسینیه‌ها، مساجد، سالن‌ها و محل‌های تجمع، یکی دیگر از جلوه‌های حضور شعر در میان مردم آن روزگار است. اما بی‌گمان یکی از خاطره‌انگیزترین لحظات تلاقی شعر با مخاطب، اتفاق تاریخی «ده شب» یا «شب‌های شعر گوته» در سال 1356 است؛ جایی که به همت انستیتو گوته، انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان و با همکاری کانون نویسندگان به مدت ده شب، مراسمی برای شعرخوانی و سخنرانی در باغ انجمن فرهنگی روابط ایران-آلمان برگزار شد و طی آن بیش از شصت نویسنده و شاعر با گرایش‌های مختلف ولی عمدتاً چپ، به شعرخوانی و سخنرانی پرداختند. به گفتۀ شاهدان در شب‌های آغاز، جمعیت انبوهی برای شرکت در این مراسم حضور یافتند و در شب‌های بعد با آغاز بارندگی‌ها از تعداد جمعیت کاسته شد. این رویداد تاریخی که همانا از افتخارات جریان روشنفکری در ایران به شمار می‌رود، در منابع مکتوب و غیر مکتوب، به اشکال مختلف و به تفصیل بارها و بارها گزارش شده است. با این‌همه چنین توفیقی، با پیروزی انقلاب و در پی فاصله گرفتن چهره‌های روشنفکری از آرمان‌ها و ارزش‌های ملت ایران، متوقف شد و روز به روز بر فاصلۀ شعر آنان و مردم افزوده شد. به نحوی که دهۀ هفتاد را باید دهۀ تئوری‌پردازی و سوگواری‌ها و مرثیه‌خوانی‌های منتقدان و نویسندگان این جریان دربارۀ‌ مسئله‌ای به نام «بحران مخاطب» نامید. این در حالی است که جریان انقلاب، بر خلاف همۀ‌ این جار و جنجال‌ها، پیوسته و بی‌وقفه ارتباط محکم خود را با مخاطبان اصلی خویش حفظ کرد. چنان‌‌که از حضور شاعران در جبهه‌های جنگ و شعرخوانی برای رزمندگان تا انتشار گستردۀ‌ سروده‌های آن‌ها در مطبوعات و چاپ‌های پرشمار آثارشان و راه‌یافتن نمونه‌هایی از اشعارشان به بطن زندگی مردم، گواهی از پیوند محکم شعر انقلاب با مخاطب است. با این‌همه در این روزهای عجیب و در میانۀ بعثت تاریخی ملت ایران، حادثه‌ای در عرصۀ شعر در حال وقوع است که به گمان من با هیچ برهۀ دیگری در تاریخ قابل مقایسه نیست. در این روزها و از آغاز جنگ رمضان، جوششی در میان شاعران متعهد و انقلابی درگرفته است که صاحب این سطور هیچگاه مشابه آن را سراغ ندارد. به عنوان مثال یکی از صفحات شعر به نام «ایران‌سرا» در پیام‌رسان بله اقدام به گردآوری و انتشار برخی از این سروده‌ها کرده است. بررسی ایران‌سرا نشان می‌دهد در طول این دو ماه روزانه بیش از 40 شعر جدید در این صفحه منتشر شده است. علاوه بر این می‌توان به ترانه‌ها، تصنیف‌ها، نوحه‌ها و آثاری اشاره کرد که توسط خوانندگان، مداحان و مجریان مختلف در طی این مدت خوانده شده است. شگفت‌تر از همه اما حضور خود شاعران در میادین و تجمعات است! بیش از شصت روز است که ده‌ها شاعر در تهران و شهرهای دیگر، در پویشی بی‌سابقه هر شب به میان مردم می‌روند و به شعرخوانی برای آن‌ها می‌پردازند. مستقیم، بدون واسطه، رودررو؛ در تجمعاتی که شمار آن‌ها به چندصد نفر می‌رسد! مردم بدون هیچ میانجی دیگری، اعم از کتاب و نشریه و موسیقی و مجری، در لحظه شنوندۀ سروده‌های شاعران‌اند و گاه با اشک‌ها و لبخندها و شعارها و تکبیرهایشان، واکنش نشان می‌دهند. به‌راستی چنین رستاخیزی را تاریخ شعر، نه آن زمان که شعر در سدۀ دهم به کوچه و بازار راه یافته بود و نه اواخر قاجر که چایخانه‌ها میزبان شاعران مشروطه بوند و نه حیاط پرجمعیت انستیتوی گوته در جلسات «ده شب»، هیچگاه شعر این‌چنین با اقبال گرم و مستقیم مخاطبانش روبرور نبوده است؛ چیزی که باید بعدها و در پژوهش‌های آتی، از آن بیشتر گفت. @esharat_57
‌ داغ پرندگان مهاجر را بر شانه می‌برند عزاداران این مقتل کدام خیابان است این روضه‌ی کدام انارستان؟ ‌ ای مادران خسته چه می گویید با دختران خویش که در این شهر هر روز راس ساعت رنج انگار می جوشد از زمین خدا باران ‌ اسفندهای سوخته در آتش، شد سوژه‌های هر چه خبر آتش انگار ریخت روی جگر آتش ،تقویم های خسته از این عصیان ‌ دنیا پر از سکوت جنین خواران ، بت‌های سرشکسته‌ی سرگردان یک سازمان خسته‌ی بی ملت ، یک سازمان خسته‌ی بی‌انسان ‌ ماییم و این حماسه ترین فریاد، ماییم و کوچه‌های شهیدآباد ماییم و زخمهای تن میناب ، ماییم و بغضهای شب تهران ‌ ما اشک یا محّل‌الاحوالیم ، تقویم روی سال چه می‌چرخد ؟؟؟!! سال هزار و‌ چارصد و مردم، سال هزار و‌چارصد و ایران ‌ ‌ ✅ «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara
‌ چه حس و حالی داره زنگ آخر پر از داد و هواره زنگ آخر کی باید پاک کنه خونارو از خاک ؟ اگه بارون نباره زنگ آخر ‌ ‌ ✅ «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara
‌ میهنم، ای موطن مردان نامیرا با توام ای سرزمین راست قامتها! ‌ سربلند از خان آتش سربرآوردی خم به ابرویت نیامد از ملامت‌ها ‌ ‌ ✅ «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara
‌ لباس گُل‌گُلی تو جا گذاشتی عروسک خرسیتو تنها گذاشتی حواست هس گل مینابی من! چه داغی رو دل دنیا گذاشتی؟ ‌ ‌ ✅ «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara
823.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بوی باران،بوی سبزه، بوی خاک برگ‌های شسته، باران خورده، پاک....
‌ ماهِ میهن نشد از وهم پلنگ‌ آلوده ماه‌تر هم شده این صورتِ چنگ‌آلوده ‌ حجلهٔ اجنبی و دم زدن از مام وطن!؟ غیرتی نیست در افکار فرنگ‌آلوده ‌ بندیِ اجنبی و دم زدن از آزادی!؟ روشنی نیست در آیینهٔ زنگ‌آلوده ‌ موضع ما شده ایران، چه به نام و چه به ننگ! به فدای وطن، این نامِ به ننگ آلوده ‌ وقت جان‌بازیِ در راه وطن بی‌تابیم شوق ما نیست به یک لحظه درنگ آلوده ‌ بیم جانبازی‌مان نیست، که جان باختنی‌ست عزم ما نیست به تیر و به تفنگ آلوده ‌ شهدا پیرهن خاکی‌شان سرخ شده تا مبادا شود این خاک به رنگ آلوده ‌ دلشان تنگ شهادت شد و شد جای خدا نشد از وسعت دنیا، دلِ تنگ آلوده ‌ رد شدند از تلهٔ تن، که وطن بر جا ماند دل نبستند به این مَرکب لنگ‌آلوده ‌ دل ما گرچه شکست از ستم سنگ‌دلان تیغ برنده شده شیشهٔ سنگ‌آلوده ‌ می‌چکد خون ز حقوق بشر وحشی غرب نوش نه، نیش شود شهد شرنگ‌آلوده ‌ سازش ظالم و مظلوم که صلحش خواندند بله صلح است، ولی صلحِ به جنگ آلوده ‌ ‌ ✅ «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara
گویند بوی زلف تو جان تازه می‌کند من هر چه دیده‌ام، همه از دیده دیده‌ام گاهی ز دل بود گله گاهی ز دیده‌ام من هر چه دیده‌ام ز دل و دیده تاکنون از دل ندیده‌ام، همه از دیده دیده‌ام! اول کسی که ریخته است آبروی من اشک است کش به‌خون جگر پروریده‌ام آه دهن دریده مرا فاش کرد راز او را گناه نیست، منش برکشیده‌ام عمری بدان امید که روزی رسم به‌کام سودای خام پخته‌ام و نارسیده‌ام! تا مهر ماه چهرهٔ تو در دلم نشست از مهر و ماه، مهر بکلی بریده‌ام! این است جرم من که بدانم همی کشی روی خوش تو بر همه عالم گزیده‌ام باز آی کز غم تو به بازار عاشقی جان را بداده‌ام غم عشقت خریده‌ام گویند بوی زلف تو جان تازه می‌کند سلمان قبول کن که من از جان شنیده‌ام شیداصفت شراب غمت خورده‌ام بسی لیکن ز باغ وصل تو یک‌ گل نچیده‌ام () گزینش و انتخاب غزل:
هدایت شده از Dr .B. F
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❗️ از مردم معذرت بخواید چون جهانی که شما سالها به مردم معرفی کردید دروغ بود. الان مردم فهمیدند جهان طور دیگری‌ست 📽 عالی بودی امین آقای سلیمی! جهان همان شکلی بود که خامنه‌ای شهید می‌گفت نه طوری که شما می‌گویید چون این مردم، گفتمان واداده شما را نپذیرفتند، شدند اقلیت رانتی؟! | عضوشوید 👇 @hosein_darabi
هدایت شده از | حامد طونی |
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به یاد فرشتگان میناب بال و پر کیف‌های ما را وا کرد مشق همه را به خطّ خون امضا کرد صبح شنبه، میان قایم‌باشک بمبی آمد مدرسه را پیدا کرد @HamedTooni