doaye_arafe_rahbari.mp3
2.48M
#پای_حرف_ولی💚
🎼 روز عرفه است
قدر این روز باارزش را بدانید...
به خصوص برای جوان ها :)✨
#پادکست بسیار زیبا #عرفه🌱
@Behnam1399
🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺
#بادبرمیخیزد
#قسمت9
✍ #میم_مشکات
معصومه که لبه پنجره روبروی مادرش نشسته بود، بلند شد آمد نزدیک مادرش، کنار سجاده نشست و به مادرش خیره شد. عاشق قیافه مادرش بود. شاید مادرش خیلی زیبا نبود و یا تک و توک چین هایی که روی صورتش نشسته بود شادابی چهره اش را گرفته بود اما به هر حال مادر بود و این چیزها تاثیری بر روابط فرزند و مادر نداشت. آنچه مهم بود مهر و محبتی بود که پشت تک تک این چین ها خوابیده بود و نشان از تحمل سختی راه تربیت فرزند داشت. تمام کسانی که لذت داشتن مادر را چشیده اند می دانند که مادر مهربانی های خودش را دارد و حتی اگر اختلاف عقیده ات با از زمین تا اسمان باشد و روزی هزاربار هم دعوایتان شود باز هم نمیتوانی علاقه و احساست را انکار کنی و یا علاقه و احساس او را فراموش..
همه ما، بارها و بارها با مادرانمان بحث کرده ایم اما کدامیک از ما حاضر است لحظه ای خانه را بدون مادرش تصور کند?
چرا که حتی اگر سن و سال و غرور جوانی ات تو را به هیایو بکشد باز ته دلت میدانی مادر دوستت دارد و همین مخالفت هایش با تو نیز نشانه نگرانی اوست برای فرزندش.. و وقتی دختر باشی رابطه تو با مادرت لطافت و ظرافت بیشتری میگیرد. و من با خودم میگویم چه سخت است دختری 3_4ساله باشی و مادر خود را زخمی و نالان ببینی! چه سخت است مادر خود را-بهترین بانوی عالم را- سیلی خورده ببینی و به چشم خود ببینی که از درد پهلو نمازش را شکسته می خواند!
باید دختر باشی تا درد و رنج این مصیبت را خوب درک کنی و معصومه با من موافق بود. شاهدم بر این مدعا قطره اشکی است که از گوشه چشم معصومه پایین غلطید و در تاریکی اتاق از چشم مادر مخفی ماند.
مادر که فهمید معصومه باز غرق در افکار خودش شده است پرسید:
-دوباره رفتی?
معصومه خندید و چند بار پلک زد تا اشک اش خشک شود.
-من موندم دختر! تو در یک ثانیه چطوری می تونی از این رو به اون رو بشی?
معصومه یواشکی دستی به گل های خشک سجاده مادر زد و گفت:
-به قول شما خلقت خداست دیگه! آدم که نباس تو خلقت خدا چرا بیاره
و ریز خندید...
#ادامه_دارد...
.....★♥️★.....
🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸🌺🌸
#بادبرمیخیزد
#قسمت 10
✍ #میم_مشکات
مادر که این حاضر جوابی اورا یاد شیطنت های حوانی خودش می انداخت گفت:
-خدا همه مریض هارو شفا بده
معصومه خندید،دراز کشید و سرس را روی پای مادرش گذاشت:
-با اجازه...البته ببخشید.... بی ادبیه من جلوی شما دراز بکشم ولی سر گذاشتن روی پای مادر چیزی نیست که بشه ازش بگذری
مادر دستی روی موهای پر پشت دخترش گذاشت و با دست دیگرش مشغول تسبیح انداختن شد. معصومه کمی به سقف خیره شد و بعد همانطور که غرق در افکار خودش بود پرسید:
-مامان? اگ آدم کار زشت یکی رو تلافی کنه خوبه یا بد?
-بستگی داره
- به چی?
مادر گوشه جادرش را جمع کرد و گفت:
-به اینکه اون کار زشت چی باشه و آدم برای چی تلافی کنه
معصومه که داشت با رشته اب از موهایش بازی می کرد و موخوره های خیالی را در تاریکی شب پیدا میکرد گفت:
-یعنی چی?
-یعنی اینکه گاهی آدم کار زشت یکی رو تلافی میکنه برای اینکه اون آدم رو ادب کنه و مطمئنه که با این کار اون آدم ادب مبشه و دیگه کار زشتش رو تکرار نمیکنه. اما گاهی تلافی کردن اثری روی اون آدم نداره و فقط باعث میشه خشم خودت خالی بشه. این یعنی تو کنترل خودت رو از دست دادی و دلت هرجوری که دوست داره از تو استفاده میکنه برای راضی کردن خودش
-یعنی اگه مطمئن باشی که طرف ادب میشه باید این کارو بکنی?
مادر تسبیح را سرجایش گذاشت و گفت:
-نه! به این سادگی نیست... باید شرایط رو در نظر بگیری. گاهی تو وظیفه ای در قبال تربیت کردن اون آدم نداری و یا برای اینکه ادبش کنی باید چیزای مهم تری رو زیر پا بذاری...
#ادامه_دارد...
.....★♥️★.....
🍃🌸
توے این روز پر خیر و برڪت،
این روزے ڪہ ابداً دست رد بہ سینہ ے هیچڪدوم مون نمے خورہ،
اول سلامتے و ظهور "مهدیِ فاطمه" رو بخوایم ڪہ خودش خیرترین دعاست در حق عالم و آدم.
و دوم براے سلامتے همہ ے بیمارایے ڪہ درگیر ڪرونان دعا ڪنیم و بخوایم این بیمارے از ڪل جهان ریشہ ڪن بشہ،ما قول میدیم بهتر بشیم! آدم بشیم! با هم مهربون تر باشیم! قدر آدما و نعمتایے رو ڪہ داریمو بدونیم🌱
از همہ بخوایم این دو تا دعا رو فراموش نڪنن.
خدایا!
چقدر به من نزدیکی و من از تو دورم . . .
فرازی از دعای عرفه🥀
#آشیونهتونگرم ☕️ 🔥
🌿
تو دعاے عرفہ یہ عبارت هست ڪہ خودش یہ پا روضہ شب هشتم محرمہ! فڪر ڪن با چہ حالے امام حسین مے خوندہ!
[ وَ مُمْسِكَ يَدَيْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ ذَبْحِ ابْنِهِ بَعْدَ كِبَرِ سِنِّهِ وَ فَنَاءِ عُمْرِهِ...
اے خدایے ڪہ اسماعیلو بہ ابراهیم بخشیدے و نذاشتے داغشو ببینہ... آخہ سنے از ابراهیم گذشتہ بود... ]
#بابِ_دل❄️
عـرفـه ؛
رمضانِڪوچکےاست
بهسبڪخـدا✨
برایِآنانڪهجاماندهاند
ازقافلہرمضـاݩ !
#روز_عرفہ
#خدایا_قبولمان_کن💔
👈 #راهرفعبلایویروسکرونا
هروقت غصهدار شدید برای خودتان
برای همه مومنین و مومنات از زنده
ها و مــــــرده ها و آنـهایی که بعــدا
خواهند آمد #اســـتغفار کنید غصـه
دار که می شوید گـویا بدنتان چــین
می خـورد و اســــتغفار که می کنید
این چـین ها باز می شــود در دوران
شیوع ویــروس #کرونا استغـفار را
فــراموش نکنیم تا رفـــــع بلا شود.
👌رسول خدا (ص) می فــرماید:
#درهای بلاها و گـرفتاری ها را به
کمک اســتغفار ببنیدید.
.....★♥️★.....
@Behnam1399
.....★♥️★.....
رفقاقبولباشهبندگیهاتون...:))📿🌱
غروبِپنجشنبهاست...
دماذانه....
وساعاتاستجابتدعا....
دعابرای#فرجمولامون💙 و
#حالِدلهمفراموشتوننشه✋🏻✨
💎💎💎💎💎💎💎💎💎
#بادبرمیخیزد
#قسمت11
✍ #میم_مشکات
معصومه که بیشتر داشت گیج میشد و نمیدانست مشکل او در کدام دسته جای میگیرد ترجیح داد اصل ماجرا را تعریف کند. وقتی کل ماجرا را تعریف کرد منتظر جواب ماند. مادر که از تصمیم عاقلانه دخترش خوشحال شده بود لبخندی زد و گفت:
-خودت بهترین تحلیل رو از وضعیت کردی. اون آدم اگر می خواست ادب بشه همین که تو رو دیده براش کافیه و متوجه میشه که این براش یه هشدار بوده. اگرم نخواد متوجه بشه حتی اگه بگی بی فایده بوده. از طرفی، تو مسئولیتی در قبال تربیت کردن اون آقا نداشتی و همانطور ک گفتی در شان یک خانم متشخص نیست که با ی پسر دهن به دهن بشه. پس اون چیزی که می خواسته تو جوابش رو بدی عقلت نبوده
- اما حرفم عین ی لقمه گیر کرده تو گلوم! اصلا موضوعو پر اهمیتی نیستا ولی ذهنم رو درگیر کرده. شاید چون بیشتر برام این مهمه ک بدونم چه رفتاری درسته... اما اگر کارم درست بود پس چرا خوشحال نیستم?
-چون هنوز مطمئن نیستی که کار درست رو کردی. چون هنوز خودت هم به دلت حق میدی که سرو صدا راه بندازه. اگر مطمئن باشی که کارت درسته اونم مجبور میشه ساکت بشه
معصومه حرفی نزد و ترجیح داد در تاریکی و همان طور که به صدای ذکر گفتن مادرش گوش میداد به حرفهایی که شنیده بود فکر کند. چقدر خوشبخت بود که چنین مادری داشت... چقدر خوبند مادر هایی که بی هیاهو، بدون نگرانی های بیجا و بدون رفتار های عجولانه کنار فرزندانشان می مانند و با آنها رفیق هستند. اینجور پدر و مادرها هم فرزندان بهتری خواهند داشت و هم خودشان تربیت فرزند را کاری مشقت بار نخواهند دید.
وقتی معصومه می خواست از اتاق خارج شود برای لحظه ای مکث کرد، نگاهی به مادرش که داشت زیر نور کمرنگ چراغ خواب، سجاده را جمع میکرد انداخت و زیر لب برایش دعا کرد. آخر می گویند همان طور که دعای والدین برای فرزند گیراست، دعای فرزند هم در حق والدین مستجاب است.
#ادامه_دارد...
.....★♥️★.....