eitaa logo
مقاومت تا ظهور منجی
409 دنبال‌کننده
4.9هزار عکس
1.6هزار ویدیو
29 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
👌👌 روزی در دُر گرانبهای پادشاه لکه سیاهی مشاهده شد هر کاری درباریان کردند نتوانستد رفع لکه کنند هر جایی وزیرمراجعه کرد کسی علت را نتوانست پیدا کندتا مرد فقیری گفت من میدانم چرا دُر سیاه شده پس مرد فقیر را پیش پادشاه بردند او به پادشاه گفت در دُر گرانبهای شما کرمی هست که دارد از آن میخورد پادشاه به اوذخندید و گفت ای مردک مگر میشود در دُر کرم زندگی کند ولی مرد فقیر گفت ای پادشاه من یقین دارم کرمی در آن وجود دارد پادشاه گفت اگر نبود گردنت را میزنم و مرد بیچاره پذیرفت وقتی دُر را شکافتند دیدند کرمی زیر قسمت سیاهی رنگ وجود دارد پادشاه از دانایی مرد فقیر خوشش آمد و دستور داد او را در گوشه ای از آشپزخانه جا دهند و مقداری از پس مانده غذاها نیز به او دادند روز بعد پادشاه سوار بر اسب شد و رو به مرد فقیر کرد و گفت این بهترین اسب من است نظرت تو چیست مرد فقیر گفت بهترین در تند دویدن هست ولی یه ایرادی نیز دارد پادشاه گفت چه ایرادی؟ فقیر گفت در اوج دویدن اگر هم باشد وقتی رودخانه را دید به درون رودخانه میپرد پادشاه باورش نشد و برای امتحان اسب و صحت ادعای مرد فقیر سوار بر اسب از کنار رودخانه ای گذشتکه اسب سریع خودش را درون آب انداخت پادشاه از دانایی مرد فقیر متعجب شد و یک شب دیگر نیز او را در محل قبلی با پس مانده غذا جا داد و روز بعد خواست تا او را بیاورند وقتی نزد پادشاه آمد پادشاه از او سوال کرد ای مرد دیگر چه میدانی مرد که به شدت میترسید با ترس گفت میدانم که تو شاهزاده نیستی پادشاه به خشم آمد و او را به زندان افکند ولی چون دو مورد قبل را درست جواب داده بود پادشاه را در پی کشف واقعیت وا داشت و پادشاه نزد مادرش رفت و گفت ای مادر راستش را بگو من کیستم این درست است که شاهزاده نیستم مادرش بعد کمی طفره رفتن گفت حقیقت دارد پسرم چون من و شاه بی بهره از داشتن بچه بودیم و از به تخت نشستن برادرزاده های شاه هراس داشتیم وقتی یکی از خادمان دربار تو را به دنیا آورد تو را از او گرفتیم و گفتیم ما بچه دار شدیم و بدین طریق راز شاهزاده نبودن پادشاه مشخص شد پادشاه بار دیگر مرد فقیر را خواست ولی این مرتبه برای چگونگی پی بردن به این وقایع بود و به مرد فقر گفت چطور آن دُر و اسب و شاهزاده نبودن مرا فهمیدی؟ مرد فقیر گفت دُر را از آنجایی که هر چیزی تا از درون خودش خراب نشود از بین نمیرود را فهمیدم و اسب را چون پاهایش پشمی بود و کُلک داشتند فهمیدم که این اسب در زمان کُره ای چون اسب ها و گاومیش ها یک جا چرامیکردن با گاومیشی اُنس گرفته و از شیر گاومیش خورده بود و به همین خاطر از آب خوشش می آید سپس پادشاه گفت اصالت مرا چگونه فهمیدی، مرد فقیر گفت موضوع اسب و دُر که برایت مهم بودند را گفته بودم ولی تو دو شب مرا در گوشه ای از آشپز خانه جا دادی و پاداشی به من ندادی و این کار دور از کرامت یک شاهزاده بودو من هم فهمیدم تو شاهزاده نیستی....!! *آری اکثر خصایص ذاتی است *یعنی در خون طرف باید باشد اصالت به ریشه است هیچگاه آدم کوچک بزرگ نمی شود وبرعکس هیچوقت بزرگی کوچک نمی شود *نه هر گرسنه ای فقیر است! *ونه هر بزرگی بزرگوار! @besamtaramesh
📚 حضرت رسول (ص)فرمودند: بر هرمسلمانی است که هر روز صدقه بدهد عرض شد :کسیکه مال ندارد چکارکند ؟ فرمودند : برداشتن چیزهای آسیب رسان ازسر راه مردم صدقه است. نشان دادن راه به کسی صدقه است عیادت مریض صدقه است دعوت به کار خیر صدقه است جواب سلام مردم را دادن صدقه است آموختن چیزی که بلدی به دیگران صدقه است @besamtaramesh
🌸🍃🌸🍃 در زمان خلافت علی -عليه‏السلام- در كوفه، زره آن حضرت گم شد. پس‏ از چندی در نزديك مرد مسيحی پيداشد. علی او را به محضر قاضی برد، و اقامه دعوی كرد كه: "اين زره از آن من است، نه آن را فروخته‏ام و نه‏ به كسی بخشيده‏ام. و اكنون آن را در نزد اين مرد يافته‏ام". قاضی به‏ مسيحی گفت: "خليفه ادعای خود را اظهار كرد، تو چه می‏گويی ؟" او گفت: "اين زره مال خود من است ، و در عين حال گفته مقام خلافت را تكذيب نمی‏كنم (ممكن است خليفه اشتباه كرده باشد)". قاضی رو كرد به علی و گفت: "تو مدعی هستی و اين شخص منكر است، عليهذا بر تو است كه شاهد برمدعای خود بياوری". علی خنديد و فرمود: "قاضی راست می‏گويد، اكنون می‏بايست كه من شاهد بياورم، ولی من شاهد ندارم". قاضی روی اين اصل كه مدعی شاهد ندارد، به نفع مسيحی حكم كرد، و او هم‏ زره را برداشت و روان شد. ولی مرد مسيحی كه خود بهتر می‏دانست كه زره مال كی است، پس از آنكه‏ چند گامی پيمود وجدانش مرتعش شد و برگشت، گفت: "اين طرز حكومت و رفتار از نوع رفتارهای بشر عادی نيست، از نوع حكومت انبياست"، و اقرار كرد كه زره از علی است. طولی نكشيد او را ديدند مسلمان شده، و با شوق و ايمان در زير پرچم علی‏ در جنگ نهروان می‏جنگد. ٦٣ ٩ص٥٩٨ 🍃🌸 @besamtaramesh
🌹 امام حسين علیه السلام: ‌ شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است‌. ‌ 📕 بحارالانوار، ج۶۵، ص۱۵۶
شالِ عزای تو، به عزایم نشانده‌است وقت عزایمان شده، صاحب عزا بیـا #شکرخداکه‌بوی‌محرم‌گرفته‌ام #شب_اول_محرم @besamtaramesh
#روضه_مجسم تصویر ی شب دوم: ورود به کربلا ❣حس غم جدایی این دشت لاله خیز بال و پرم جدا و دلم را جدا گرفت ❣فالی زدم به مصحف پیشانی ات حسین آیات غربت تو دلم را فرا گرفت #شب_دوم_محرم
هدایت شده از به‌سمت آرامش 🌱✨
#سعی کن گریه کنی … #اهمیت گریه برای حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام در سیره و بیان آیت‌الله بهجت قدس‌سره [حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره] شیر آب حیاط را به‌اندازۀ یک شیر سماور باز کرده بودند و داشتند وضو می‌گرفتند. گفتم: آقا، محرم دارد می‌آید و من یک ماه برای تبلیغ می‌روم. سفارشی کنید که آویزه گوشم کنم. همان‌جور که وضو می‌گرفت، تکیه داد به دیوار و آهسته گفت: «آسید محمد! سعی کن هر شبانه‌روزی یک‌مرتبه برای امام حسین علیه‌السلام گریه کنی...» . (براساس خاطره یکی از شاگردان) برگرفته از کتاب ردپای سپید، ص57 #الســلام‌علیــک‌یا‌اباعبداللــه❤️
♨️شیطان را این گونه از خود دور ڪنیم 🏁"دعا ڪردن برای تعجــیل فــرج🌸 باعــث آشفتگے و ناراحتے شیــطان ملعــون و دورے او از دعــاڪننده مےشــود."👌 📓مکیــال المڪارم ج 1ص369 #حدیث_مهدوے
هیچ کجا برای من کربلا نمی شود... #محـــــــــــرم #پروفـایـل‌مذهـبے @SarbazehKhoda
هدایت شده از به‌سمت آرامش 🌱✨
6.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#السلام‌علیڪ‌یا‌اباعبداللـه‌الحسین♥️ 💢 ورود كاروان امام حسین علیه السلام به كربلا 🎇 چرا طرماح بن عدی بین شهدای كربلا نبود؟! 🔮 سخنران: حجت الاسلام عالی پیشنهاد دانلود👌
پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): ‌بدانيد كه حسين درى از درهاى بهشت است، هر كس با او دشمنى كند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى كند. (البرهان‌فی‌تفسیرالقرآن ج۳ ص۲۳۲)
کُلِ هـَفته نـامِ زیبایِ ذِکـرِ مَن است...🏴 هـَر دوشنبه (یِ) از این ذِکرَم فَقَط کم می‌شود...✨ جانم حسن... 💚