فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📛اعتراف و نقشه ها در برنامهی تلوزیونی براندازان: ما مردم را فریب میدهیم که به خیابان بیایند
🔺وقتی ما میگیم، عدهای باور نمیکنن! بیاید خودشون خودشون رو لو میدن! فقط کافیه عناد و لجاجت رو کنار بذارید و ببینید حقیقت رو
◽️🔶◽️
سیوکوف معاون آکادمی موشکی روسیه:
🔶 اسرائیل نمیتواند با #موشکهای_نقطهزنِ ایران مقابله کند. حملهی موشکی ایران به سامانهها و رآکتورهای #هستهای اسرائیل، آنجا را به محلی غیرقابل سکونت تبدیل میکند.
🔶 تأسیسات ایران در مناطق کوهستانی دژمانندی قرار دارند که نمیتوان به آنها نفوذ کرد. عملیات نظامی #اسرائیل حتی با مشارکت نیروی هوایی #آمریکا هم هیچ نتیجهای نخواهد داشت.
◽️🔶◽️
خلاصهش کنم براتون؟ 👇👇
ایران میتونه، اسرائیل نمیتونه 😁😁
والسلام 😎😎
#روزنوشت #سیاسی
✍ #خارکوب
◽️🔶◽️ @mangenechi
🌷بسم الله الرحمن الرحیم🌷
آن زنِ چادر به خود پیچیده!
🖊 روایتی تکان دهنده از حادثه ی بمباران هوایی 19 آذرماه 1360 دزفول
خواندن این مطلب خیلی لازم و قابل تامل هست
🌷امروز ۲۱ آذر ۱۴۰۰ است و ۴۰ سال از شهادت شهدای حمله هوایی ۱۹ آذر ۱۳۶۰ می گذرد. روایت زیر قصه نیست! حقیقت محض است با شاهدانی زنده و حاضر! این روایت را جناب محمود شاه آبادی از آزاده های دلاور دزفولی برایم تعریف کرد. بیش از ده سال است که روایتهای دزفول را می نویسم.
به جرأت می گویم این روایت با همه روایت ها فرق دارد شاید تکان دهنده تر از این ماجرا، روایتی ننوشته باشم.
💠 هیچ تصویری مناسب با این روایت نیافتم. ای کاش روزی همین روایت را با تصویر قهرمانش منتشر کنم.
🖊دزفول در عملیات طریق القدس و برای آزادسازی بستان ۵۵ شهید تقدیم کرده است و امروز پنجشنبه، ۱۹ آذرماه ۱۳۶۰، مراسم اولین هفته ی این شهداست. خانواده های شهدا و مردم در قالب یک راهپیمایی قرار است به سمت گلزار شهدای بهشت علی حرکت کنند. لحظه به لحظه به جمعیت مردم افزوده می شود. عکس های شهدای بستان از میان تاج گل ها لبخند می زنند. خُنچه هایی که مادرها برای شاخ شمشادهایشان تزئین کرده اند ، روی دست زن ها می چرخد و به هر طرف که سینی خنچه روانه می شود، آن حوالی زن ها کِل می کشند و این کِل کشیدن ها خودش روضه می شود و شعله می زند بر جان های سوخته.
🟣خنچه را چه زیبا چیده اند. همان وسایلی که رسم است در شب حنابندان دامادها روی دست بگیرند و کِل بکشند در این خنچه ها دیده می شود.
🟣 ظرف های حنا که با نقل های سفید و صورتی تزئین شده است و رویش را پارچه های توری سبز رنگ کشیده اند، دل ها و چشم ها را به درد می آورد.
🟣هر از چندگاهی از یک گوشه جمعیت صدای شعارهای انقلابی بلند می شود. کم کم مداح پشت میکروفن قرار می گیرد و از مردم می خواهد که آرام به سمت پُل قدیم حرکت کنند. مداح شروع می کند به نوحه خواندن و مردم هم سینه زنان تیتر نوحه اش را تکرار می کنند.
🟣بخشی از جمعیت روی پل قدیم رسیده اند که ناگهان صدای غرش هواپیمای دشمن که دیوار صوتی را شکسته است همه چیز را به هم می ریزد و ثانیه هایی بعد صدای انفجار هایی مهیب بلند می شود.صدای جیغ زنان و کودکان و طنین یا حسین و الله اکبرها در هم می پیچد.
🟣یکی از راکت های هواپیما به پایین پل اصابت کرده است و ترکش هایش در شعاع ده ها متر هر چه را سر راه خود دیده ، درو کرده است. از دست و پا و سر و صورت آدم ها تا در و دیوار و تاج گل ها و تصاویر شهدا و خنچه های تزئین شده.
🟢انفجار آنقدر شدید است که جریان جاری دز تا روی پل پاشیده می شود. روی پل را معجونی از خون و آب تزئین کرده است. زنانی چادر به خود پیچیده روی پل افتاده اند و خون از اطراف پیکرشان جاری شده است.
رودخانه رنگ خون گرفته است و قطعه قطعه ی پیکر شهدا در دست امواج به سمت جنوب می رود.جوان تر ها خود را به آب انداخته اند تا تکه پاره های پیکر شهدا را از آب بیرون بکشند.
💔نیم تنه ی پیکر زنی، چادر پیچ شده بالای پایه پل افتاده است و طرح و نقشی که خونش به دیواره ی پل زده است، دل ها را به آشوب کشانده است. نه از پایین پل راهی برای دسترسی به آن وجود دارد ، نه از بالای پل.
💔هرکس نگاهش به آن نقش مقدس می افتد ، زار می زند. جوانان روی دوش هم بالا می روند. اولی روی دوش دومی و دومی روی دوش سومی و بالاخره آن نیم تنه ی مظلوم را لابلای چادرش پایین می آورند.
💔برخی دیگر پلاستیک به دست، دارند تکه پاره های پیکرهای مطهر شهدا را از روی آسفالت و دیوارها و درخت ها جمع می کنند.صحنه ی غریب و دردآوری است.
❤️🩹صدای گوشخراش آژیر آمبولانس ها هم عزاداری مردم را فریاد می کشد. مردم بی وقفه دارند تلاش می کنند تا پیکر شهدا و جسم نیمه جان مجروحین را انتقال دهند.
مردی درب عقب آمولانس را باز کرده است و با فریاد و اشاره ی دست، می خواهد که مجروحین را سریع تر به سمت آمبولانس بیاورند.
💛قیامتی به پا شده است و فریاد در فریاد گم شده است. در این میان زنی میانسال که با یک دست محکم چادرش را به چانه اش محکم کرده است خود را به آمبولانس می رساند و به همان مرد ایستاده در کنار درب آمبولانس می گوید:
– برادرم! مرا هم به بیمارستان ببرید.
💛مرد، نگاهی به زن می اندازد و می گوید: «تو که چیزی ات نیست خواهرم! در این وانفسا و با وجود این همه مجروح تو را چکار کنم! مگر نمی بینی چه حال و روزی داریم! برو! برو بگذار ببینیم چه خاکی روی سرمان بریزیم.»
💛زن سرش را می اندازد پایین و آرام چَشمی می گوید و کنار می رود. آمبولانس جیغ زنان می رود سمت بیمارستان افشار دزفول و آمبولانس بعدی و دوباره همان مرد با لباس هایی خونین که فریاد می زند: «مجروحین را بیاورید»
زن دوباره آرام خودش را به آمبولانس می رساند و در حالی که سعی می کند لبه چادرش را محکم تر در دستهایش بفشارد، این
🤲 🍃
الهی!
آن که تو را دوست دارد، چگونه با خلقت مهربان نیست؟!
🤲 🍃
#الهینامه #مناجات_شبانه
#شب_بخیر
#به_خدای_مهربان_می_سپاریمتان
#گروه_فرهنگی_تبار
🤲🍃 @mangenechi
6.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قابل توجه اونهایی که بی صبری می کنند..😳😳😍😍
توصیه های مقام معظم رهبری حفظه الله خطاب به مسئولین و مردم...👌👌
گر صبر کنی...
🔈مسیر مبین 🌍
دین اسلام برنامه ای از سوی مهربان ترین برای سعادت
https://eitaa.com/masirmobin
👓 فتنه گرگیج!
🔹 پس از فتنه واکسن و فتنه بیآبی، اکنون شیعیانگرفتار فتنه جدیدی شدهاند به نام #فتنه_گرگیج!
ماجرا را حتما میدانید ولی به طور خلاصه این است: یکی از #مفتی های اهل سنت، بدون اینکه ملاحظه جوانب کلام خود را کند، خواسته خلیفه را اثبات کند، چون طهارت اهل بیت نزد مذهب خودش مسلّمبوده، از این مسلّمات استفاده کرده و گفته: نمیشود عمر خلیفه نباشد، وگرنه مادران اهل بیت که معاذالله حلال نمیشدند، پس:
خلیفه حق است!!!
❗️ این نوشتار در صدد پاسخ به این استدلال سست و بیپایه نیست و فقط در رابطه با نحوه موضع مومنین نکاتی عرض میشود:
1⃣ اکنون که این حرفهای سخیف نشر عمومی یافته، و در آستانه فاطمیه احتمال بروز فتنه مذهبی وجود دارد، خود اقای گرگیج حتما باید عذرخواهی #رسمی انجام بدهد و در صدد جبران عواطف شیعیان برآید.
ضمن اینکه آقای گرگیج خود را به شدت مرید سیدالشهدا میداند و اشکهای وی در دفاع از سیدالشهدا نوید این را میدهد که خودش عذرخواهی رسمی خواهد کرد
2⃣ عنوان سابّ اهل بیت، ظاهرا برای ایشان صدق نکند و ضمنا ایشان معاذالله نسب اهل بیت را زیر سوال نبردند بلکه در صدد اثبات حرف باطل خود بودند.
3⃣ خود علمای اهل سنت باید سخت ترین موضع را علیه این سخنان موهن بگیرند و از خود اهل سنت، این واقعه محکوم شود تا بساط فتنه مذهبی برچیده شود
4⃣ نزدیک فاطمیه به هیچ وجه نباید جریان مقابله به دست مداحان یا منبریهای احساسی بیفتد و علما با بیانیهای محکم فضا را به دست بگیرند.
5⃣ اگر کار به بگو مگو و دعوا بکشد، کل اسلام ضربه خواهد خورد و جبههی کفر سالهاست منتظر چنین فرصتی است.
@HozeTwit
بار هم آرام و متین می گوید:
– برادرم! می شود مرا هم ببرید بیمارستان!
مرد اینجا قدری خشمگین می شود. با عصبانیت صدایش را بلند می کند: «خواهر! تو که چیزی ات نشده! بگذار به مجروحین برسیم! از جلو دست و پایمان برو کنار! بگذار کارمان را بکنیم! برو دیگر خواهر! برو! اینجا نمان!»
زن مظلومانه می گوید: «باشه برادرم!» و بدون هیچ شکوه ای آرام آرام دوباره خود را کنار می کشد. سرش را می اندازد پایین و در حالی که کمی می لنگد، می رود و کنار دیوار می ایستد.
هنوز از هر طرف فریادهای مکرر بلند است. مردم با هر وسیله ای که دم دستشان است مجروحین را روانه بیمارستان می کنند. آمبولانس بعدی از راه می رسد.
❤️دوباره آن زن آرام آرام خودش را به آمبولانس می رساند:
– برادرم! مرا هم ببرید. اینبار قدری خواهش هم لابلای کلامش هست!
⭕️مرد این بار شاکی تر از قبل صدایش را بلند می کند: «خواهر! آمبولانس برای مجروحین است! تو که چیزیت نیست. چرا اینقده اصرار می کنی؟!»
❤️🩹زن این بار لبه چادرش را که محکم در دست گرفته است، قدری شل می کند و روزنه ای از چادر را باز می کند. چهره اش قدری در هم می رود و لبهایش را محکم گاز می گیرد و با دردی که در صدایش پیچیده است می گوید: «برادر ! من هم مجروحم.»
😔مرد از صحنه ای که پیش رویش می بیند وحشت زده می شود. ناگهان دو دستش را بالا می برد و محکم توی سرش می زند و فریاد می زند:
«یا حسین! چند تا از خانم ها بیان کمک! تو رو خدا! خانم ها بین کمک!»
حالا تعدادی از مردم هم که رفت و آمد و درخواست چندباره ی این زن برایشان علامت سوال است، حساس می شوند و جلوتر می آیند.
😔مرد، مردم را قدری عقب تر می راند تا چند زن خودشان را کنار آمبولانس برسانند و رویش را سمت زن بر می گرداند.
زن در حالی که با یک دست چادرش را نگه داشته است، با ساعد و کف دست دیگرش، روده های بیرون ریخته از شکمش را نگه داشته است و خون سرخ او در لابلای سیاهی مانتو و چادرش به چشم نمی آید.
مرد با صدایی بغض آلود می گوید:
– پس چرا حرف نمی زنی خواهرم! چرا نمی گویی مجروح شده ای!
و زن لبخند پر از دردی روی لب می اندازد و سرش را از شرم و حیا می اندازد پایین.
چند زن به کمک می آیند! زیر بغل های زن مجروح را می گیرند و می نشانند توی آمبولاس و آمبولانس ناله کنان می رود سمت بیمارستان افشار.
😭مرد از روی سپر آمبولاس پایین می آید و بغضش می شکند و در حالی که هنوز دو دستی می زند توی سرش، با گریه واقعه را برای مردمی که پر از علامت سوال هستند تعریف می کند.
🟣ساعتی بعد اوضاع آرام می شود.
روی پل فقط چندین چادر ترکش خورده و خون آلود و چندین کفش و عینک و … افتاده است و تاج گل های پرپر شده و حناهایی که روی آسفالت ولو شده است.
مرد خودش را به بیمارستان می رساند. می خواهد از آن زن نجیب و عفیف که در اوج قله ی حیا ایستاده بود، از آن زن استوار و صبور که در ائج جراحت هم مجروحین دیگر را بر خود مقدم داشت، سراغ بگیرد. زنی که در اوج جراحت چادر از سر نینداخت. زنی که شرم و حیایش مانع می شد از زخمش بگوید. زنی که مردانه ایستاد و از جراحتش شکوه نکرد تا شاید مجروحی با حالی بدتر از او روی زمین نماند. زنی که نماد استواری همه ی زنان دزفول بود. نمونه ی عفت و حیای یک بانوی بی نظیر دزفولی.
🟣از پرستارها سراغ زنی با مشخصات آن زن مجروح را می گیرد. یکی دو پرستار اظهار بی اطلاعی می کنند. اما یکی از پرستارها پس از چندین پرسش و پاسخ، سرش را می اندازد پایین و می گوید: شما با آن زن نسبتی دارید؟
🟣مرد می گوید: نه! اما ماجرا را برای پرستار شرح می دهد. پرستار آرام اشک هایش جاری می شود و در حالی که قدم هایش را سریع تر بر می دارد تا مرد شاهد شکستن بغضش نباشد می گوید: «شهید شد!»
مرد به دیوار تکیه می دهد. زانوهایش سست و سست تر می شود و می نشیند روی زمین! گریه اش به ناله تبدیل می شود و فریاد می زند: یا فاطمه زهرا!
😭مرد مدام دودستی توی سرش می زند و یا حسین می گوید در شهادت زنی که باید قصه اش را برای ثبت در تاریخ روایت کند.
🖊زنی که حجابش، عفافش، معرفتش ، بصیرتش ، مردانگی اش ، ایستادگی اش ، صبرش و دلدادگی اش را باید به گوش عالم رساند.
💔💔💔💔💔💔💔💔
پانویس:
خیلی در میان اسناد تاریخ و بین شاهدان آن روز جستجو کردم تا شاید رد و نشانی و نامی از این زن شهید پیدا کنم. اما انگار او مثل همان روز که خود را در چادر سیاهش پیچید ، خود را در پرده گمنامی پیچیده است. خیلی تلاش کردم پیدایش کنم، اما نشد که نشد! لیست تمامی زنان شهید آن روز و روزهای بعد را جستجو و با خانواده هایشان حرف زدم، اما مشخصاتشان با این اسوه ی عفاف و معرفت یکی نبود. فقط یک زن شهید مانده است که رد و نشانی از خانواده اش ندارم که اگر او هم گمشده ی من نباشد، دیگر من نشانی از آن قهرمان پیدا نخواهم کرد، مگر اینکه خدا از راهی دیگر نشان او را سر راهم قرار دهد.
کاش نام و نشانش را روزی پیدا کنم!
#داستانک
🌟🍀🌟
قرار شد یکی از روحانیون معروف دین اسلام به نام میلانی را جراحی کنم. از همان اول فکری مثل ملخ پرید توی ذهنم و جا خوش کرد.
قبول کردم؛ ولی درگوشی به مترجم گفتم: این آقا را موقع به هوش آمدن زیرنظر بگیرید. هرحرفی از دهانش خارج شد موبهمو میخواهم بدانم.
بعد از عمل سراپاگوش شدم که ببینیم وقتی ارادهی زبانش در دست خودش نیست چهها خواهد گفت.
بعد از جراحی قبلی، از دست اسقف کلیسای کانتربری حسابی خندیدهبودیم. بینوا، هرچه ترانهی کوچهبازاری بلد بود، برایمان خواند!
آمادهی یک اتفاق جذاب دیگر بودم. آیتالله به هوش آمد و چیزهایی گفت. مترجم یکی یکی کلمات را معنی میکرد، ولی ...
انگار هر کلمه چراغی بود که شب درونم را روشن و روشنتر میکرد.
پرسیدم: اینها چه بود که میخواند؟
گفتند: دعای ابوحمزه ثمالی از امامشان، سجاد
پیش خودم گفتم: عجب، چقدر خدا در این مرد هست! در بیاختیارترین زمان زندگی، زبانش جز برای ذکر، باز نمیشود.
یک عمر مردم را نجات دادم، حالا وقت نجات خودم بود. شهادتین را همانجا تکرار کردم.
(ماجرای مسلمان شدن پروفسور برلون، hawzahnews.com)
🌟🍀🌟
#خاطره
✍ #مهدیه_رجایی
🌟🍀🌟 @mangenechi
🛑📸 قیمت امروز سکه، طلا و ارز در بازار
همه چیز اینجا🔰مهم است
http://eitaa.com/joinchat/3298492416Cc8880c401c
🕌 اولین و بزرگترین کانال قمیها
*┄┅═﷽═┅*
1️⃣👈 چه روزهایی به عنوان ایام فاطمیه رعایت شود؟
✍️ *مقام معظم رهبری{مناسب است روز شهادت آنحضرت (روز سیزدهم ماه جمادی الاولی و سوم جمادی الثانی) و یکی دو روز قبل و بعد از آن را به عنوان ایام حزن و عزای صدیقهی کبری (سلام الله علیها) مراعات کنند*
-------------------------------
✅ *در مورد سالروز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) دو روایت است یکی اینکه ایشان هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام -صلی الله علیه واله وسلّم- به شهادت رسیدند که می شود سیزده جمادی الاول و دیگری اینکه نود و پنج روز بعد از رحلت پیامبر به شهادت رسیدند که می شود سوم جمادی الثانی*
✅ *سالروز شهادت آنحضرت به روایت اول(روایت ۷۵روز) روز شنبه ۲۷آذر ماه خواهد بود*
*✅سالروز شهادت آنحضرت به روایت دوم(روایت ۹۵روز) روز پنج شنبه ۱۶دی ماه خواهد بود*
---------------------------------------
✅ *" نشر این پیام صدقه جاریه است"*
https://eitaa.com/joinchat/2982805560C0db2510922
🌐 توضیحات مولانا گرگیج پیرو سخنرانی اخیر خود در نمازجمعه این هفته
مولانا محمدحسین گرگیج با انتشار بیانیه ای توضیحاتی را در خصوص سخنرانی اخیر خود پیرو فضایل صحابه رسول الله (ص) در خطبه های نمازجمعه (۱۹ آذر ۱۴۰۰) منتشر کردند و بازنشر آن را نوعی تحریف و عوام فریبی از جانب برخی افراد و سوء تفاهم دانستند.
🔹به گزارش دفتر شیخ التفسیر مولانا گرگیج، متن پیام ایشان بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام بر محضر عزیزان در فضای مجازی، در خطبه های این هفته (۱۹ آذر ۱۴۰۰) مطالب جامعی مطرح شدند که فایل تصویری آن موجود است، از آن رو ما خود را از ارادتمندان و عاشقان اهل بیت (رضوان الله تعالی علیهم اجمعین) میدانیم و این ارادت بارها در خطبه های جمعه، نوشتارها، گفتار و مصاحبه ها بیان شده است؛محبت اهل بیت و صحابه رسول الله(ص) جزو ایمان قلبی اینجانب است؛ توهین به اهل بیت پیامبر اعظم (ص) حرام و کفر است؛ علت سخنرانی بنده نصب بنرهای توهین آمیز در کوچه وخیابان و برخی از سخنان تفرقه افکن در ایام فاطمیه است؛ هزاران بار به خدا پناه میبرم که در دل اینجانب نسبت به خاندان رسول گرامی (ص) و سُلاله پاکش، کینه، کدورت، عداوت باشد و یا اهانتی روا دارم. به گفته سعدی « خدایا به حق بنی فاطمه، که با قول ایمان بُود خاتمه»
برخی افراد از روی قصد و غرض از احساسات مذهبی مردم سوء استفاده کرده و کلام و مطالب بنده را تحریف و یا برش می زنند که در شرایط حساس کنونی کشور اجازه نخواهیم داد کسانی موجبات تفرقه بین اهل سنت و اهل تشیع را ایجاد کنند. در پایان یادآور می شوم اهل سنتی که محبت رسول الله (ص) و خاندان پاك ايشان در دلش نباشد و از اعمالشان پیروی نکند اهل سنت نیست و اگر سوء تفاهمی از سخنان اینجانب پیش آمده از همه عزیزان عذر خواهی میکنم.
📝(مولانا) محمدحسین گرگیج- امام جمعه اهل سنت آزادشهر و مدیر دارالعلوم فاروقیه گالیکش
https://t.me/molanagorgij