eitaa logo
دوستانه
356 دنبال‌کننده
20.6هزار عکس
12.5هزار ویدیو
353 فایل
بشتابیم سحر نزدیک است. *کپی مطالب با ذکر صلوات برای ظهور، آزاد است*
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🌟سیرسلوک تاخدا🌟
توصیه #علامه_امینی بر مداومت در خواندن #زیارت_عاشورا 🔹حتی اگر به #آخرت اعتقادی ندارید، برای امور دنیویتان زیارت عاشورا بخوانید.. @seiro_solook_ta_khoda
هدایت شده از 🌟سیرسلوک تاخدا🌟
✨🌹💫✨🌹💫 زیباست حتما بخونید ⚠️وحشتناک ترين لحظه ى زندگى، لحظه ايست که انسان رادر سرازيرى قبر ميگذارند. شخصى نزد امام صادق(ع) رفت و گفت من از آن لحظه بسيار ميترسم، چه کنم⁉️ ✨امام صادق(ع) فرمودند: زيارت عاشورا را زياد بخوان. آن مرد گفت: چگونه با خواندن زيارت عاشورا از خوف آن لحظه در امان باشم⁉️ امام صادق فرمود: مگر در پايان زیارت عاشورا نمى خوانيد 💚 اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ ؟ خدايا شفاعت حسين(ع)را هنگام ورود به قبر روزى من کن. @seiro_solook_ta_khoda
هدایت شده از مدافعان حرم 🇮🇷
علی اکبر های خامنه‌ای😍❤️ شادےروحشـــون صلــواتــــــ❤️
هدایت شده از KHAMENEI.IR
13970627_23956_64k.mp3
10.32M
🎙 بشنوید| صوت کامل مداحی آقای حاج علی انسانی در مراسم عزاداری شب تاسوعای حسینی (علیه‌السلام) در حسینیه امام خمینی (رحمه‌الله). ۹۷/۶/۲۷ 🏴 @Khamenei_ir
✍آیت الله بهجت(ره): ♥️فردای قیامت که هیچ چیز از انسان نمیخرند اشک بر سید الشهدا(ع) را مثل دانه دُرّی برایش نقد میکنند 📚رحمت واسعه،ص257 💠: @ginjkod 🌷
هدایت شده از حرم
روزی مردی به آمد . از و سخی ترین فرد سؤال کرد. به او گفتند : ـ علیه السلام ـ شریف ترین و سخی ترین فرد مدینه است . در جستجوی حضرت به مسجد آمد و حضرت را در حال دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته اش را مطرح نمود : لَمْ يَخِبِ الْآنَ مَنْ رَجَاكَ وَ مَنْ‌ حَرَّكَ مِنْ دُونِ بَابِكَ الْحَلَقَةَ «تا به حال و مأیوس نشده هر کسی که به تو امید بسته و درب خانه ات را کوبیده است.» أَنْتَ جَوَادٌ وَ أَنْتَ مُعْتَمَدٌ أَبُوكَ قَدْ كَانَ قَاتِلَ الْفَسَقَةِ «تو بخشنده ای و تو مورد اعتمادی و پدرت نابود کننده ی افراد فاسق و تبهکار بود.» لَوْلَا الَّذِي كَانَ مِنْ أَوَائِلِكُمْ‌ كَانَتْ عَلَيْنَا الْجَحِيمُ مُنْطَبِقَةً « اگر هدايت جد و پدرت نبود، آتش جهنم ما را فرا مي‌گرفت. » امام حسین ـ علیه السلام ـ بعد از شنیدن اشعار او ، رو به کردند و فرمود : آیا از حجاز چیزی باقی مانده است؟ قنبر گفت: بله . چهار هزار دینار داریم. فرمود : قنبر ! آنها را حاضر کن که این شخص در مصرف آنها از ما سزاوارتر و است. سپس امام به منزل رفت و لباس خود را - که از برد یمانی بود - از تن در آورد و دینارها را در آن پیچید و از لای در به آن مرد نیازمند داد و او را نیز با ابیاتی چنین پاسخ فرمود: خُذْهَا فَإِنِّي إِلَيْكَ مُعْتَذِرٌ وَ اعْلَمْ بِأَنِّي عَلَيْكَ ذُو شَفَقَةٍ «اینها را از من قبول کن، من از تو عذر می خواهم و بدان که من برای تو مهربان هستم.» لَوْ كَانَ فِي سَيْرِنَا الْغَدَاةَ عَصًا أَمْسَتْ سَمَانَاعَلَيْكَ مُنْدَفِقَةً «اگر امروز قدرت و حکومتی داشتیم و دست ما بازتر بود، قطعاً آسمان جود و ما بر تو ریزش می کرد.» لَكِنَّ رَيْبَ الزَّمَانِ ذُو غِيَرٍ وَ الْكَفُّ مِنِّي قَلِيلَةُ النَّفَقَةِ «ولی حوادث روزگار در حال دگرگونی و تغییر است و بخشش من اندک شده است.» مرد نیازمند امام را از لای در گرفت و گریست . حضرت پرسید : آیا عطای ما را کم شمردی؟ گفت: نه ! هرگز بلکه با خود فکر می کنم که این دستان پر مهر و با چگونه در زیر خاک پنهان خواهد شد ؟! 🗂منبع : مناقب ابن شهرآشوب ، ج ۴ ، ص ۶۵ بحارالانوار ، ج ۴۴ ، ص ۱۹۰ @haram110
هدایت شده از حرم
بوی مهر می آید برنج را دیگران میخورند و کیسه اش نصیب کودک محرومی میشود تا کیف مدرسه اش باشد کمی هم به فکر بچه های نیازمندباشیم نگذاریم انسانیت بمیرد @haram110💡👈
هدایت شده از حرم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
👆👆👆 سخنان شگفت انگیز شیخ عدنان، مفتی اهل سنت عربستانی درباره‌ی امام حسین(ع) و سرگردانی مجری در برنامه تلویزیونی! @haram110
هدایت شده از حرم
✨💚✨💚✨💚✨💚✨💚✨ 💚 تشرف : ✨ مقدس اردبیلی (رحمت الله علیه) می‌فرماید:  آمدم کربلا زیارت اربعین بود، از بسکه دیدم زائر آمده و شلوغ است، گفتم: داخل حرم نروم با این طلبه ها مزاحم زوار از راه دور آمده نشویم. ✨گفتم: همین گوشه صحن می‌ایستم زیارت می‌خوانم، طلبه‌ها را دور خودم جمع کردم یک وقت گفتم: طلبه‌ها این آقا طلبه‌ای که در راه برای ما روضه می‌خواند کجاست؟  💠 گفتند: آقا در بین این جمعیت نمی‌دانیم کجا رفته است.  ☀️در این اثناء دیدم یک عربی مردم را می‌شکافت و به طرف من آمد و صدا زد ملا احمد مقدس اردبیلی می‌خواهی چه کنی؟ ✨ گفتم: می‌خواهم زیارت اربعین بخوانم. 💚 فرمود: بلندتر بخوان من هم گوش کنم. ✨زیارت را بلندتر خواندم یکی دو جا توجه‌ام را به نکاتی ادبی داد وقتی که زیارت تمام شد، به طلبه‌ها گفتم : این آقا طلبه پیدایش نشد؟ گفتند: آقا نمی‌دانیم کجا رفته است.  یک وقت این عرب بمن فرمود:  💚مقدس اردبیلی چه می‌خواهی؟ ✨گفتم: یکی از این طلبه‌ها در راه برای ما گاهی روضه می‌خواند، نمی‌دانم کجا رفته، می‌خواستم اینجا بیاید و برای ما روضه بخواند.  💚آقای عرب بمن فرمود:  مقدس اردبیلی می‌خواهی من برایت روضه بخوانم؟  ✨ گفتم: آری آیا به روضه خواندن واردی؟  💚 فرمود: آری که در این اثناء دیدم عرب رویش را به طرف ضریح اباعبداللّه الحسین (علیه السلام) کرد و از همان طرز نگاه کردن ما را منقلب کرد، یک وقت صدا زد یا اباعبداللّه نه من و نه این مقدس اردبیلی و نه این طلبه‌ها هیچ کدام یادمان نمی‌رود از آن ساعتی که می‌خواستی از خواهرت زینب (علیهاالسلام) جدا شوی.  در این هنگام دیدم کسی نیست. فهمیدم این عرب، مهدی زهرا (علیهاالسلام) بوده، واقعا ساعت عجیبی بود.  📚ترجمه کامل الزیارات ، ص ۴۱۶ ✨اللهم عجل لولیک الفرج✨ 💧💧💧💧💧💧💧💧💧💧 @haram110
هدایت شده از حرم
آیت الله اراکی (ره) فرمودند: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت: خیر. سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟ جواب داد: هدیه ی مولایم حسین (ع) است! گفتم چطور؟ با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد. سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید. ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند اینهمه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد. آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین (علیه السلام) آمد و فرمود: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی. این هدیه ما در برزخ. باشد تا در قیامت جبران کنیم! همیشه برایم سوال بود که امیرکبیر که در کاشان به شهادت رسید چگونه با امکانات آن زمان مزارش در کربلاست. جواب، عشق به مولایش امام حسین (علیه السلام) بود. 📚 منبع: کتاب آخرین گفتار 🌎 @haram110
هدایت شده از حرم
آیت الله اراکی (ره) فرمودند: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت. پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟ با لبخند گفت: خیر. سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟ جواب داد: هدیه ی مولایم حسین (ع) است! گفتم چطور؟ با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد. سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید. ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند اینهمه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد. آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین (علیه السلام) آمد و فرمود: به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی. این هدیه ما در برزخ. باشد تا در قیامت جبران کنیم! همیشه برایم سوال بود که امیرکبیر که در کاشان به شهادت رسید چگونه با امکانات آن زمان مزارش در کربلاست. جواب، عشق به مولایش امام حسین (علیه السلام) بود. 📚 منبع: کتاب آخرین گفتار 🌎 @haram110