eitaa logo
بیوگرافی
15.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
9 فایل
📌اینجا جمع شدیم برای یه سفر کوتاه به دنیای جملات ناب و زیبا، چند عبارت دلنشین، یه تلنگر، یه امید، یه انگیزه😍 تبلیغ: @ghaasedak
مشاهده در ایتا
دانلود
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گزارش شبکه کُره ای از موشک قدرتمند حاج قاسم ✍️سلیمانی زنده است اصلاحات مرده است البته گاهی زنده میشه نیش میزنه سر بزنگاه
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 سلام علیکم؛ لاریجانی هستم! 🇮🇷
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این روزها بیشترین چیزی که برایش تلاش میکنم این است که آدم امنی باشم... برای خودم برای رفاقت برای عشق برای زندگی آدم ها . به آدم ها احساس امنیت بدهم مراقب تصوری که از من دارند باشم مراقب قلب آدم ها باشم. میخواهم بین این همه تاریکی نور زندگی کسی باشم... و یادم بماند که همه ی آدم ها تا صد سالگی عمر نمی کنند. همین کافیست.. 🌱 انگیزشی @beugarafi
هدایت شده از دیمزن
از مردم به سیدمجید موسوی: خیابان فتح شد! دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
-بابابزرگ ! اینجا که ما هستیم ایران‌است؟ :زهرای من!اینجا بهشت و باغ‌رضوان‌است _ بابا بزرگ از مادرم بشری ،خبر داری...؟ : زهرای من او خادم‌ِصحن‌خراسان‌است _ آخر چه‌داری در همین‌مشتِ‌گره کرده؟ :در مشت،من‌خاک‌وطن!خاک‌شهیدانَست _پس‌کو عصایت؟چفیه ات؟انگشترِ دستت : در دفتر کارم... در آن آوارِ تهران است _ این‌دختران‌را میشناسی؟کوله‌بر دوشند :این‌کوله‌های‌صورتی،رنگِ‌دبستان است _ این‌دخترکهای بهشتی را چرا کُشتند؟ :از ظلمِ‌فرعونها نگو که سینه،سوزان‌است _همبازیِ‌اصغر شده‌این‌طفل!نامش‌چیست؟ : طفلِ‌سه‌روزه،مجتبای‌جنگِ رمْضان است _ بابا بزرگ!آن‌زن،چرا بیتاب‌و غمگین‌است؟ : او حضرت زهراست!فکرِ شیرخواران است _ گفتی به دنیا باز می گردیم ،یعنی چه؟ _ یعنی‌که رجعت،بازگشتِ اهل ایمان است _ آن پیرمردِ فارسی هم آشنای ماست ؟ :آری عزیزم او همان آقای سلمان است _ بابابزرگ آیا خدای مهربان با ماست؟ : آری خدا با ماست!آری او نگهبان است _ حرفی اگر داری بگو با مردم ایران : ممنونم از این لشکری که در خیابان است ✍پورملکی
🤡 اظهارات متناقض دلقک متوهم آمریکایی از ابتدای جنگ با ایران ... 1⃣ روز اول جنگ: 🤡 تعداد زیادی از رهبران ایران فرار کردند و تسلیم شدند. 2⃣ روز سوم جنگ: 🤡 جنگ را پیروز شدیم. 3⃣ روز هفتم جنگ: 🤡 ایران را شکست دادیم. 4⃣ روز نهم جنگ: 🤡 باید ایران را شکست دهیم. 5⃣ روز نهم جنگ: 🤡 جنگ تقریبا تمام شده و به اهداف‌مان رسیده‌ایم. 6⃣ روز یازدهم جنگ: 🤡 باید ایران را شکست دهیم. 7⃣ روز یازدهم جنگ: 🤡 هم پیروز شده‌ایم، هم پیروز نشده‌ایم! 8⃣ روز دوازدهم جنگ: 🤡 پیروز جنگ شده‌ایم. 9⃣ روز سیزدهم جنگ: 🤡 ما به نوعی هم پیروز این جنگ شده‌ایم، هم پیروز این جنگ نشده‌ایم! 🔟 روز چهاردهم جنگ: 🤡 ایران را نابود کردیم. فقط می‌تواند یک یا دو پهپاد شلیک کند! 🏷
روزا میگذرن، خوب یا بد، خوشحال یا ناراحت! هیچی موندنی نیست، اگر الان بی‌حوصله یا ناراحتی، اینم میگذره! فردا، شایدم پس‌فردا یادت میره دلتنگی امروزو! ولی بیا کارامونو انجام بدیم، برناممونو تیک بزنیم و جای عذاب وجدان انجام ندادن کارمون، حس مفید بودنو به لحظمون اضافه کنیم! من همینجا، همین لحظه بهت قول میدم، سختیا میگذرن، و تویی که جا نزدی و تا آخرش رفتی، یه روز به خودت افتخار میکنی @beugarafi
آن روی دیگر آقای لاریجانی این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان «علی» از دهانش نیفتاد. می گفت: «وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ده. بی آنکه من ازش خواسته باشم. خریدها رو جا به جا می کنه. سبزی و مرغ رو پاک می کنه. ظرف ها رو می شوره...» دهانم باز مانده بود که مگر می شود مردی که بیرون از خانه امنیت ملی ایران را حمل می کند، بتواند توی خانه مرغ پاک کند و ظرف بشورد؟ که بعدش فهمیدم همه اینها مال زمانی است که «علی خانه باشد...» و علی شش ماه بود که خانه نرفته بود. از جنگ دوازده روزه که دیگر اجازه نداشت زندگی معمولی داشته باشد. کسی که ابرقدرتهای دنیا برای کشتنش جایزه گذاشته بودند، مردی عاشق پیشه بود که دل جوانی داشت و منشی پخته و با طمانینه. که «از جوانی هم پخته بود.» روزی که هنوز بیست سال هم نداشته و آمده بوده خواستگاری فریده و پدر فریده راغب به این ازدواج بوده و مادر پرسیده بود:‌ «زیادی جوان نیست موری جان؟» و مرتضای مطهری جواب داده بود: «نه باهاش حرف زدم. عقلش پیره.» و مرتضی خبر وصلت دخترش با پسر آیت الله آملی را در نوفل لوشاتو به امام داده و خوشحالی امام را دیده بود که عالم زاده ای با عالم زاده ای ازدواج کرده. البته از نظر مالی خانواده علی بالاتر از خانواده فریده بودند و زمین ها و گوسفندهای فراوانی در شمال داشتند. خانه ای هم که برای زندگی فریده و علی در نظر گرفتند آن قدر بزرگ بود که آقای مطهری مجبور شد برای جهیزیه دخترش دو دست راحتی و دوتا فرش بخرد که جاهای خالی خانه را پر کند. همان راحتی ها و فرش هایی که هنوز هم در خانه علی و فریده بودند و مبل دیگری به جز همان ها که شهید مطهری چهل سال پیش خریده بود نداشتند. عجیب هم نبود. فریده می گفت علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. می گفت این خانه را که می خریدیم پول لازم شده بودیم و دخترم پیشنهاد داد که «بابا نمی شه حقوق های معوقه تون رو از مجلس بگیرید؟» که علی قبول نکرد و گفت: «ما خیلی به این کشور بدهکاریم. من چیزی طلب ندارم.» این ها را کسی گفته بود که از اولین روزهای انقلاب لحظه ای را به آسایش نگذرانده و برای ایران دویده و زحمت کشیده بود. و در عوض بارها جفا دیده و تهمت شنیده و مورد حسادت قرار گرفته بود. فریده خانم می گفت: «بعد از اینکه در انتخابات رد صلاحیت شد، آدم های مختلف روزهای متمادی می آمدند و روی همین صندلی که شما نشسته اید می نشستند و ازش می خواستند که اعتراضی بکند. از خودش دفاع کند، چیزی بگوید، نامه سرگشاده ای، شکایتی...»‌ همه حرف ها را با طمانینه می شنید و با احترام مهمانانش را بدرقه می کرد. در حالی که بهشان گفته بود: «ان شالله خودش درست می شود. من که نمی توانم برای نظام هزینه بتراشم.» ولی خوب بلد بود از نظام دفاع کند. شبیه گنده لات هایی که خوب رجز می خوانند و بلدند چه طوری جواب رجز حریف را بدهند که با خاک یکسان شود. اما کی باورش می شد که همین آدم پخته سیاسی در برابر بچه ها تا چه اندازه رقیق القلب بود که حتی در همان دوره ای که نباید خانه می آمد اگر چند هفته یکبار نوه هایش را نمی دید محزون و دلتنگ می شد. به همه بچه های فامیل محبت بیش از اندازه داشت و به بچه های خودش هم. با این حال پسرانش را هرگز در امور کاری اش دخالت نمی داد. مرتضا در نوجوانی صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می داد. فریده می گفت: «هر چه رفقای علی اصرار کردند بیاید در صدا و سیما اذان بگوید که ضبط کنند قبول نکرد. آن زمان که رئیس صدا و سیما بود.» فریده می گفت: «علی در این چهل و اندی سال که از شهادت پدرم گذشته هم برایم پدر بوده و هم همسر و هم رفیق و هم استاد. طاقت ندارم ببینم یک مو از سرش کم شده.» دیشب که خبر شهادت علی آقا را با این عبارت «‌علی لاریجانی تایید صلاحیت شد» خواندم، هیچ نگران خودش و حتی انقلاب نشدم. که خودش به حقش رسید و انقلاب هم گیر اشخاص نمی ماند. اما خیلی به فریده خانم فکر کردم. به زنی که روزی پدرش مرتضی را شهید کردند و دیروز رفیق و استاد و همسرش، علی را که وقتی خانه نباشد انگار دست های فریده را بریده اند و حتی پسرش مرتضی را که صدای خوشی داشت و اذان قشنگی می گفت. من مطمئنم یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه بخشکاند ✍️فائزه غفارحدادی
هدایت شده از حمید صادقی
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❗️این سوال خیلی از مردمه: چرا تموم شدن سریع جنگ به نفع ما نیست؟ بیا واست فقط ۵ تا دلیل آوردم خوب گوش کن و واسه بقیه هم بفرست 🆔@hamiidsadegh
🗽⚰️🇺🇸🪦 پیشگویی فروپاشی آمریکا ☑️ آیت الله حائری شیرازی: ▫️ من قبل از انتخابات فکر می‌کردم هر کدام [از کلینتون یا ترامپ] اگر پیروز بشود، چه نتایجی دارد؟ به ذهنم آمد اگر ترامپ پیروز بشود، برای فروپاشی آمریکا بهتر است. به دوستان گفتم احتمالاً این بیاید روی کار. ▫️ یک وقت آقای بهلول به من گفت: 🔸 «آمریکا به پنجاه کشور جدا جدا تقسیم می شود.» ▫️ خدا رحمتش کند. خیلی مسائل آینده که هنوز اتفاق نیفتاده را می‌دانست. قبل از انقلاب به آقای طاهری گفته بود: 🔸 «انقلابتان پیروز می‌شود و من می‌آیم ایران و سخنرانی می‌کنم.» ⬅️ کانال دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله حائری‌شیرازی (ره) @haerishirazi 🏷