eitaa logo
🇮🇷‌بیقرار شهادت🇵🇸
452 دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
2.5هزار ویدیو
14 فایل
زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از #شهادت نیست "امام خامنه ای" هر که را صبح #شهادت نیست شام مرگ هست بی #شهادت #مرگ با خسران چه فرقی می‌کند
مشاهده در ایتا
دانلود
وَ اَبلَیتُ شَبابی فی سَکرَتِ التَّباعُدِ منک وفرسودم جوانی ام را ، درمستیِ دور از تو.... @bigharar_shahadat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❤️ طاقتم طاق شد و از تو نیامد خبرے جگرم آب شد و از تو نیامد خبرے عاشقانی ڪہ مدام از فرجٺ میگفتند عڪسشان قاب شد و از تو نیامد خبرے 😭 💔 تعجیل در ظهور و سلامتی مولاعج پنج 🌷 @bigharar_shahadat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺دست نوشته شهید احمد پلارک : 🌸🌸خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم.. 🍃جز معصیت چیزی ندارم والله اگر تو کمک نمیکردی و تو یاریم نمیکردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستارالعیوبی را بر میداشتی میدانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند . هیچ بلکه از من فرار میکردند حتی پدر و مادرم خدایا به کرمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو میشود . 🌈🌹 احمد پلارک🌈🌹 @bigharar_shahadat
🦋 خاطرات شهید(حاج قاسم سلیمانی)🌷 ♦️به روایت 📸روایت یک عکاس از 15سال همراهی با کنار فرزندان شهدا می‌گفت: حالا عکس بگیر 🌸 «حاج قاسم، همیشه از دوربین📷 فراری بود. دوست نداشت از او عکس و فیلم گرفته‌شود. در مواجهه با ما که کار ثبت عکس را انجام می‌دادیم، همیشه با ناراحتی می‌گفت: «نگیر، نگیر😞!» گاهی حتی کار به برخوردهای شدید و تند می‌رسید. البته بعدش از ما دلجویی می‌کرد. یک‌بار بعد از این اتفاق، صورت مرا بوسید😘 و گفت: بوسیدمت که بدانی دوستت دارم، مثل پسرم. اما من هم معذوریت‌هایی دارم... معذوریت‌های حاج قاسم اما فقط برای مناطق عملیاتی و ماموریت‌های حساس بود. وقتی موقعیت‌های خاصی مثل دیدار با خانواده پیش می‌آمد، رفتارش کاملاً تغییر می‌کرد‼️ در این مواقع، خودش از عکس گرفتن استقبال میکرد. دست دور گردن فرزند می‌انداخت و میگفت: حالا بگیر☺️»  
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌱 تمام دلخوشی من این یک ایه قرانه : قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ🌸🍃 🌤بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد ، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. 53 زمر @bigharar_shahadat
از لالــۀ زخـم شهــدا خنـده برآید کای منتظران! منتظران! منتَظَر آید از چار طرف چشم گشاییـد به کعبه تـا سوی حرم حجت ثانـی‌عشر آید این یکه‌سواری که نهد روی به کعبه مهدی‌ست که از بهر نجات بشر آید 🌸 🌸 🌷 @bigharar_shahadat
🌼🍃حجت خدا دربین مردم زنده است.. 🌷 @bigharar_shahadat
ریسمان‌هایی میان آسمان و زمین 🔹شهید صدر برنامه‌ روزانه‌ ثابتی برای زیارت اهل‌بیت علیهم‌السلام و به‌طور خاص زیارت امام حسین علیه‌السلام داشت که حتماً‌ هر روز انجام می‌داد. 🔹زیارت جامعه کبیره برنامه ثابت و باور استوار او بود. دعای ندبه و زیارت عاشورا را مکرراً می‌خواند و بارها از او شنیدم که تأکید می‌کرد به همه آنچه در کتاب مفاتیح‌الجنان آمده اعتماد دارد. 🔹می‌گفت: «همه این ادعیه و روایات ریسمان‌هایی میان آسمان و زمین‌اند که باید عیناً به آنها‌ ملتزم بود؛ چراکه این ادعیه دروازه خواستن از عالم بالا و ابزاری برای نزول فیض و رحمت است و جایگزینی ندارد». 🔺نقل از خانم فاطمه صدر، همسر شهید صدر ♦️بمناسبت ۱۹ فروردین؛ سالروز شهادت شهید محمدباقر صدر 🌷 @bigharar_shahadat
🌷 شهیدی بود ڪه همیشه ذڪرش این بود، نمی دونم شعر خودش بود یا غیر... ✨یابن الزهرا یا بیا یک نگاهی به من ڪن یا به دستت مرادر ڪفن ڪن. 🌱 از بس این شهید به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) علاقه داشت به دوست روحانی خود وصیت می ڪند. اگر من شهید شدم دوست دارم در مجلس ختم من تو سخنرانی ڪنی... 🌱 روحانی می گوید: ما از جبهه برگشتیم وقتی آمدیم دیدیم عڪس شهید را زده اند. پیش پدر و مادرش آمدم گفتم: این شهید چنین وصیتی ڪرده است آیا من می توانم در مجلس ختم او سخنرانی کنم؟ و آنان اجازه دادند... در مجلس سخنرانی ڪردم بعد گفتم ذڪر شهید این بوده است: ✨ یا بن الزهرا یا بیا یڪ نگاهی به من ڪن یا به دستت مرا در ڪفن ڪن 🌱 وقتی این جمله را گفتم ، یڪ نفر بلند شد و شروع ڪرد فریاد زدن وقتی آرام شد گفت: من غسال هستم دیشب آخرهای شب به من گفتند یڪی از شهدا فردا باید تشییع شود و چون پشت جبهه شهید شده است باید او را غسل دهی. ❉ وقتی ڪه می خواستم این شهید را ڪفن کنم دیدم یک شخص بزرگواری وارد شد گفت: برو بیرون من خودم باید این شهید را ڪفن ڪنم. ❉ من رفتم در وسط راه با خود گفتم این شخص ڪه بود و چرا مرا بیرون ڪرد؟؟؟ با عجله برگشت و دیدم این شهید ڪفن شده و تمام فضای غسالخانه بوی عطر گرفته بود. از دیشب نمی دانستم رمز این جریان چه بود.اما حالا فهمیدم ...نشناختم... 📚منبع: ڪتاب روایت مقدس صفحه ۹۶ به نقل از نگارنده کتاب "میر مهر" حجه الاسلام سید مسعود پور 🌷 @bigharar_shahadat