وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟!
خدا کند که بمیرم وطنفروش نباشم!
خدا کند که بیافتد سرم به دامن میهن
ولی به وقت خطر بار روی دوش نباشم
مگر نه ریشه ما میرسد به شوکت دریا؟
چرا بمانم و چون موج در خروش نباشم؟!
چو مرگ میبرد آخر به هر طریق تنم را
چرا چرا چو شهیدان لالهپوش نباشم؟
منیم جانیم سنه قوربان ده آی گوزل ایران!
به غیر از این چه بگویم اگر خموش نباشم؟!
بیژن دون
وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟! خدا کند که بمیرم وطنفروش نباشم! خدا کند که بیافتد سرم به دام
وصف حال این روزهارا شاید شعر بتواند به نمایش بگذارد
《وَمَا خَلَقتُ الجِنَّ وَالَّإًنسَ إِلَّا لِیَعبُدُون》
هرموقع زندگیم از این جمله فاصله میگیره به پوچی نزدیک میشم.
_تا الا چیزی که از دنیا فهمیدم این بوده:
آدمی مؤمن به حساب میاد که دنبال حق و حقیقت باشه.