🔰حرکت خطی! و جناح بازی
حرکت خطی، حرکت خوبی نیست. حرکت خطی، غیر از این است که انسان مواضعی را به طور مدون قبول کرده باشد. حرکت خطی، یعنی گروهگرایی؛ یعنی کسی را که داخل یک مجموعه است، قبول میکند؛ به صرف اینکه در این مجموعه قرار دارد.
در سال ۶۲ که دوجریانیِ خیلی عمیقی در حزب جمهوری اسلامی به وجود آمده بود و کنگرهی مفصلی هم در مدرسهی عالی شهید مطهری درست کرده بودیم، من صحبت کردم و از این دو جریان، به دو قبیله و دو طایفه تعبیر کردم! اصلًا بحث گروه و حزب نیست؛ چون دو حزب با مواضع فکریشان از هم جدا میشوند؛ اما این دو مجموعه، با خود افراد مجموعه از هم جدا میشوند، نه با مواضعشان؛ زیرا کسانی در این مجموعه هستند که خیلی هم مواضع این مجموعه را قبول ندارند، اما جزو اینهایند؛ کسانی هم در مجموعهی آن طرفی هستند که باز همهی آن مواضع را قبول ندارند، اما جزو آنها هستند؛ کأنه بحث بر سر تعصبات فامیلی و قبیلهیی است!
به عبارت دیگر، وقتی کسی جزو آن عده باشد، این عده نگاه نمیکنند که خصوصیات اخلاقی او چیست و معیارها چهقدر بر او منطبق است؛ ردش میکنند؛ آن عده هم کاری ندارند که معیارها و ضوابط چیست؛ قبولش میکنند؛ این غلط است؛ بعضی اینطوری عمل میکنند؛ ولو اینکه در تصرفات شخصیشان آدمهای بدی هم نیستند.
#حکیم_انقلاب ۱۳۷۰/۱۲/۰۴
#جریان_شناسی_سیاسی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
24.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا سعید مدیر یکی از تالارهای تهران
سه سال رفته استامبول رستوران زده
بعد سه سال نظراتش را ببینید
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
‼️ یک باور غلط ذهنی
ارزانی های #دوران_پهلوی گران تر از امروز بود👇
🔰 علتاینکه بعضیها گمانمیکنند در دوران پهلوی ارزانی بوده اینست که عده ای نرخهای زمان شاه را برای جوانان نقل میکنند ولی از درآمدهای آن زمان صحبتی نمیکنند.
🔷 اما با یک مقایسه ی ساده و درست، متوجه خواهیم شد که چه زمانی قدرت خرید مردم بالاتر بوده 🔰
چند نمونه جهت اطلاع:
🔰 خرید خودرو:
🔷 سال ۱۳۴۹ که پیکان ۱۸ هزارتومان بود
🔷 حقوق یک کارمند رسمی در ماه ۲۰۰ تک تومانی یعنی دو هزار ریال بود.
⬅️ اگر میخواست پیکان بخرد باید حقوق ۹۰ ماه یعنی ۷/۵ سالش را پرداخت میکرد.
🔷 و یا یک مدیر دبیرستان که حقوقش ۵۰۰ تک تومانی و خیلی هم بالا و عالی بود باید حقوق ۳۶ ماهش را بابت خرید پیکانی که نه کولر داشت، نه هیدرولیک بود و نه ترمزش ضد قفل بود، پرداخت میکرد.
🔷 اهالی یک روستا با ۳۰ خانوار، با مشارکت هم توانسته بودند یک نیسان دست دوم! به قیمت ۱۵ هزار تومان آن هم قسطی بخرند،تا بتوانند با هم به شهر نزدیک خود بروند و شیر و لبنیات بفروشند و مایحتاج خود را خرید کنند.!!!
🔷 ولی امروز عمده روستائیان خود صاحب یک نیسان یا ماشین دیگر هستند.!!!!
🔷 در آن زمان سالانه، کلاً ۳ هزار پیکان در کشور تولید میشد که آنهم به سختی فروخته میشد چون مردم توان خرید نداشتند...
🔷 اما الان سالانه حدود ۱ میلیون (حدود ۳۵۰ برابر زمان شاه) انواع خودرو تولید میشود و برای خرید آنها به علت کمبود تولید و درخواست بالای خرید مردم، صف و نوبت است!!
🔰 قیمت دلار:
🔷 سال ۱۳۵۰، هر دلار آمریکا به قیمت آزاد ۱۰۵ ریال فروخته میشد.
🔷 کارمندی که حقوق ماهیانهاش ۲۰۰ تک تومانی بود میتوانست با حقوق ماهانهاش تقریباً ۲۰ دلار بخرد.
🔷 الآن یک کارگری که حداقل دستمزد را میگیرد می تواند با دستمزد یک ماهش حداقل۱۲۰ دلار بخرد.
🔷 ضمن اینکه قیمت دلار، تنها شاخص اقتصادی نیست و در کنار آن شاخص توسعه انسانی، کاهش فقر ، ارتقاء بهداشت و سلامت عمومی و... هم هست که همگی رشدچشمگیری داشته اند.
🔰 اقلام مصرفی:
🔷 زمان شاه یک حلب ۴/۵ کیلویی روغن نباتی ۲۹۰ ریال قیمت داشت
🔷 و کارگری که مزد روزانه اش ۵۰ ریال بود تقریباً مزد ۶ روزش را میبایست بابت ۱ حلب روغن ۴/۵ کیلویی پرداخت میکرد.
🔷 در حالی که امروز یک کارگر ساده با ۶ روز کارش می تواند بیش از ۳ حلب روغن ۴/۵ کیلویی ۳۵۰ هزار تومانی بخرد.
🔷 سال ۵۴ مرغ منجمد کیلویی ۱۰۵ ریال فروخته میشد و مزد کارگر در شهر فردوس ۶۰ تا ۷۰ ریال بود.
🔷 یعنی اگر یک کارگر تمام مزد روزش را میپرداخت نهایتاً ۶۷۰ گرم مرغ خریداری
می کرد.
🔷 در حالی که امروز با دستمزد روزانه ۲۰۰ هزارتومانیاش بیش از ۴ کیلو مرغ منجمد می تواند بخرد. (۶برابر)
🔷 سال ۵۴ قیمت یک موتور سیکلت یاماها ۱۰۰ خارجی ۵۶۰۰ تومان بود.
🔷 کارمندی که حقوقش عالی بود یعنی ماهانه ۵۰۰ تومان میگرفت اگر میخواست موتور بخرد میبایست تقریبا حقوق یکسالش را پرداخت میکرد.
🔷 و اگر یک کارگر با مزد روزانه ۶ تومانیاش میخواست موتور بخرد میبایست مزد ۹۳۴ روز کار یعنی ۲/۵ سالش را پرداخت میکرد.
🔷 در حالی که امروز می تواند با ۵ ماه کار یعنی مزد ۱۵۰ روز کار یک موتورسیکلت ۱۲۵ بخرد.
🔷 در زمان شاه نان سنگک ۵ ریال بود.
🔷 کارگری که در روز ۶۰ ریال مزد میگرفت
میتوانست ۱۲ عدد نان سنگک بخرد. همین بود که مردم حاشیه شهرها و حلبی آبادها نان خوردن نیز نداشتند.!!!!
🔷 ولی امروز کارگر با مزد یک روزش می تواند بیش از ۶۰ عدد نان سنگک ۵ هزارتومانی بخرد.
✅ اینچنین بود و عده ای تصور می کنند آن دوران ارزانی بوده... البته قطعا وقتی فقط به قیمت ها نگاه کنیم آن دوران اجناس ارزانتر بوده اما وقتی مقایسه درآمدها را هم ملاحظه کنیم متوجه میشویم علیرغم چهل و چهار سال تحریم و بیش از دو برابر شدن جمعیت و هشت سال جنگ پر هزینه، توان خرید مردم امروز چندین برابر شده.
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🔰معلم آیت الله خامنه ای
من خودم را شاگرد آقای مطهری می دانم و با ایشان دوستی صمیمانه و نزدیک داشتم. دوستی ما از پیش از انقلاب خیلی گرم و مهربانانه بود ، بارها اتفاق می افتاد که به منزل یکدیگر (منزل ایشان در تهران و منزل ما در مشهد) می رفتیم و روزها و شب ها با هم بودیم.
روزی به ایشان گفتم : " من شاگرد شما هستم ." تعجب کردند و گفتند : "شما پیش بنده درس نخوانده اید." حقیقتاً هم بنده پیش استاد مطهری درس نخوانده بودم ، اما یکی از عناصری که بنیه اصلی فکر اسلامی من را پایه گذاری کرد، سخنرانی های بیست سال پیش آقای مطهری بود.
این سخنرانی های استاد مطهری برای کسانی که بخواهند در زمینه های اساسی اسلام چیزی بیاموزند ، مانند یک معلم کاربرد دارد .
#حکیم_انقلاب در گفتگو با روزنامه اطلاعات، 60/2/12
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🔰 مطهری و شریعتی
نوع تأثیر استاد مطهری با دکتر شریعتی متفاوت است . کما این که نوع تفکرات و نوع کارهای آنها هم با یکدیگر متفاوت است . مرحوم شریعتی کارش ، کارهایی بود جوان پسند و متکی به احساس و دیدگاه های او ، دیدگاه های نزدیک به جریان های انقلابی، لذا در محافل جوانان ، به خصوص جوانان روشنفکر خیلی زود گل می کرد.
مرحوم مطهری تفکرش یک تفکر عمیق فلسفی بود ، او بیشتر پایه ای و بنیانی مسائل اسلامی را بررسی می کرد ، لذا کارش در محافل متفکرین و از جمله در میان حوزه های علمیه و در میان فضلا خیلی جالب توجه بود .
یقیناً اگر به مبانی و اصول کار نگاه کنیم، می توانیم یک تفاوت های بنیانی را بین این دو نوع تفکر پیدا کنیم، لیکن در یک برهه ای از زمان ، این هر دو در یک جهت و در یک خط حرکت کردند.
دکتر شریعتی به دعوت شهید مطهری یکی از سخنرانان موفق حسینیه ارشاد شد و نیز می دانیم که کارهای مشترکی را اینها با هم داشتند . مثلاً کتاب محمد خاتم پیامبران را مرحوم مطهری طرح ریزی کرد و اقدام اساسی اش را انجام داد و یکی از نویسندگان آن کتاب که دو مقاله در آن دارد ، مرحوم شریعتی بود .
در برهه ای از زمان که هنوز جزئیات مسائل آشکار نشده بود ، اینها در یک جهت و در یک خط حرکت می کردند . آن خط را اگر بخواهیم به طول کلی معرفی کنیم باید بگوییم " خط بازنگری متجددانه اسلام " یا " تجدد حیات فکری اسلام ".
منتها دو مسئله وجود داشت : یکی این که آقای مطهری به مسائل زیر بنایی و فکری و فلسفی و اعتقادی می پرداخت، مرحوم شریعتی به مسائل اجتماعی و جریان های موجود در جامعه بیشتر اهمیت می داد. کتاب های هر کدام از ایشان ، نشان دهنده این تفاوت است .
مسئله دوم این است که وقتی که این دو جریان پیش رفتند و هر کدام به نقاط تعیین کننده ای رسیدند ، معلوم شد که در پاره ای از مبانی با هم اختلاف نظر داشتند ، یعنی مرحوم مطهری طرفدار مراجعه به استنباط از منابع ناب اسلامی و کتاب و سنت بود، صد در صد معتقد به این بود که ما بایستی تفکرمان را از کتاب و سنت بگیریم، در حالی که مرحوم شریعتی تحت تأثیر بسیاری از افکار زمان خودش قرار داشت.
و این افکار در برداشت های اسلامی اش اثر می گذاشت ، بنابراین این دو بزرگوار با وجود وجوه مشترکی که با هم داشتند، یک مرزهای اختلافی هم با همدیگر پیدا می کردند و این دو مسئله به نوبه خود حوزه تأثیرات را و نوع تأثیرات را تعیین می کرد.
#حکیم_انقلاب، روزنامه کیهان - ویژه نامه شهید مطهری ، 61/2/12
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj