eitaa logo
موسیقی‌شب.
174 دنبال‌کننده
626 عکس
116 ویدیو
0 فایل
واژه‌ها در من ماندند و در من مذاب شدند و در آن سرمای زندگی‌سوز، واژه‌ها در وجود من بستند. (من یقین دانستم، پشت دریاها شهری‌ست.) / https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_v7r6jdi&btn=Osean
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از رازیل
بازم قراره ایران خانوم غم بخوره؟
هدایت شده از Willi
به چشم هایش نگاه کرد، به لب هایی که دیگر نمی‌خندیدند نگاه کرد، به قد و قامتش، به تارهایِ سفید موهایش .. تغییر کرده بود، اما هنوز هم می‌شناختش، مگر می‌شد آدم عزیزدلش را نشناسد ؟ مگر می‌شد بوی عطری که صاحبش در وجودش ریشه داشت را نشناسد ؟ نمی‌شد، امکان نداشت، چشم هایِ بی روحش واقعی نبودند، مطمئن بود، خط صاف لبانش هم، و سفیدیِ بین سیاهیِ موهایش هم.. رختِ سیاهِ بر تنش هم واقعی نبود، حتی شاید خودش هم، همه چیز غیرواقعی به نظر می‌رسید و در عینِ حال واقعیت در ثانیه به ثانیهٔ لحظاتی که سپری می‌شد جریان داشت.. سردیِ دست هایش چه ؟ واقعی بود ؟ نمی‌دانست.. " برایِ چی برگشتی؟ " صدایش.. صدایش واقعی بود، نت به نتِ صدایش در جانش نفوذ می‌کرد، پس واقعی بود، توهم نزده بود.. صدایش رگه‌هایی از گرفتگی داشت، مانند قلب خودش. " بخاطر تو.. " صدایی مانند تیک تاک ساعت، وقتش داشت می‌رفت.. چرا حرفی نمی‌زد ؟ چرا داشت او را از شنیدن صدایش محروم می‌کرد ؟ شمارشِ معکوس شروع شد، ده، نُه، هشت.. با چشم هایش التماسش کرد. " یه چیزی بگو.. " نگاهش سرد بود، مانند سردیِ بهمن ماه.. هفت، شش.. نمی‌توانست جلو برود و در آغوشش بگیرد، مطمئن بود که او می‌توانست، چرا نمی‌آمد و از شر ثانیه ها خلاصش نمی‌کرد ؟ پنج، چهار، سه.. " باهام حرف بزن، یه چیزی بگو! " چشم هایش درخشیدند. " تو باید برگردی، متاسفم.. " دو، یک، انفجار ! چشم هایش را باز کرد، به ساعت نگاه کرد و بعد به تلویزیون.. صدایِ گوینده اخبار روی مخش بود، یعنی چه که انفجاری ناگهانی رخ داده بود ؟ باز هم به ساعت نگاه کرد، دوازده و سی و پنج دقیقه .. راستی، نشد سوالم را بپرسم.. میانِ شعله‌ها، گرمت نشد ؟ - نیوشآ / ششم اردیبهشت‌ماهِ چهارصدوچهار .
موسیقی‌شب.
به چشم هایش نگاه کرد، به لب هایی که دیگر نمی‌خندیدند نگاه کرد، به قد و قامتش، به تارهایِ سفید موهایش
اگه فکر میکنین مبهمه، یا نمیفهمین چی به چیه کی به کیه، باید بگم خودمم نمیدونم.
هدایت شده از بابونه‌ی‌مریم؛
رفقا دعا کنید دعا دسته جمعی اثر دارد صد نفر منتظر ، صد مرتبه بخواند یا ارحَم الرّاحِمین، عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج _ بسم الله دوستان:)))
خدایا به علی مارو ببخش :))) غلط کردیم خدایا، شیعه های ایران و به علی ببخش :)))) بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی ..
جـهان کران به کران قرمز -
آسمون ِتهران داره زار می‌زنه :)
هدایت شده از یک نبات معمولی
دوستان خسته نباشید نمیدونم این پیام چقد فور میخوره کجاها میره اما لطفا اطلاع رسانی کنید تمام پیجا شده از اینکه برید خون بدین من و ابجیم امروز حدود ۴ ساعت تو صف بودیم اما دکتر اونجا گفت الان تمام ما خون داریم و نیازی به خون نیست اگر خون بگیریم حالت ذخیره میمونه شاید قابل استفاده هم نباشه اگر بمونه بهتر اینه که شمارتون. کد ملی . گروه خونیتون به مراکز معتبر اطلاع بدین اونا بهتون زنگ میزنن تا برین خون بدین و اینجوری از تجمع های چند ساعته جلوگیری میشه شرایط لازم: حداقل ۱۸ تمام. بدون سابقه بیماری. بالای ۵۵-۵۴ کیلو(کمتر میگن ضرر داره نرید) باید باشید اگر زیر ۱۸ سال هستید با قیم (پدر مادر) باید برید رضایت بدن و لطفا لطفا کارت گواهینامه. کارت ملی. شناسنامه عکس دار همراهتون ببرید امیدوارم به کارتون بیاد و ممنون میشم پخش کنید🙏
- غم پروریم، حوصلهٔ شرح قصه نیست.
از معلمان و اساتید محترم عاجزانه درخواست دارم اگه میخواید درس ازم بپرسید منو به عنوان نفرات آخر صدا بزنید نه دقیقا نفر اول که هول بشم یادم بره🗿