حالا رفاقت ِجناب ِشاکرنژاد و جناب ِالحلو به جای ِخود ، یه رفاقت مثل ِهاشم و سهراب چی ؟ همونم نداریم !
الان ی چیزایی راجب ِیه کسایی فهمیدم که مغزم داره سوت میکشه ، خلاصه که خدا بهداد ِخانوادهش برسه .
من واقعا توان ِتلفنی صحبت کردن رو جز با یکی دونفر ندارم ، پیام بدید ، قرار بزارید حضوری همو ببینیم ، فقط زنگ نزنید !
موسیقیشب.
" عکسایی که تو تک تکشون خندیده بود ، داشت آزارش میداد ! صدای ِخندههاش ، اون خندههای ِقشنگ ...
" + دلتنگ ؟ حاجی دلتنگ واسه یه دقیقهشه ، من میمیرم واسه اینکه یه بار دیگه دستاشو بگیرم ، بغلش کنم ، عطر خوش بوش ُبو کنم ، پیشونیشو ببوسم ، اصلا اینا هیچی ، من جونمو میدم فقط یهبار دیگه صداشو بشنوم ، جونمو میدم فقط یهبار دیگه با اون صدای قشنگش منو صدا کنه ... ولی نمیشه ، همشم تقصیر ِمنه لعنتی ِ... "
- از سری متنهای ِخونین .
هدایت شده از ' بُغضِهزارچهره .
باز یادِ اون جمله افتادم :
اون کسی که از همه بیشتر او متوجه شماست و شما متوجه او هستید ..
_ حسنینِ :)!