تو ؟ تو خنکیِ بستنی تو گرمایِ طاقتفرسایی. تو نور وسط تاریکیای. تو لباسایِ گرم و قشنگِ پاییزیای. تو زیبایی، مثلِ یه آخیش بعد از راحت شدن خیالت، مثلِ استراحت کردن بعد از آخرین امتحان، مثلِ یه آغوشِ امن، مثل یه جملهٔ دلگرم کننده =)
- تو قشنگی، مثلِ آبیِ دریایِ پرتلاطم ..
موسیقیشب.
- پیشِ حسن، حسین به زانو نشسته است ؛ وقتی به گریه گفت که مادر تمام کرد ..
- دیدم که قاتلت اثر ضربِ خویش را
با چوبهایِ شعلهورِ در تمام کرد ..
بغل چطور اختراع شد ؟ =)
#گوشنواز .
موسیقیشب.
- دیدم که قاتلت اثر ضربِ خویش را با چوبهایِ شعلهورِ در تمام کرد ..
- وای از قلاف ، زخمش از اول عجیب بود ..
وای از مغیره کارِ خود آخر تمام کرد !
میخوام واسه آخرینبار بغلت کنم، تو بغلت گریه کنم، سرمو رو شونهت بذارم و چیزایی رو بگم که هیچوقت نتونستم بگم، بعدش میتونی بری، فقط بذار آخرینبارهارو باهات به سرانجام برسونم، بعدش برو، بعدش برو ..
موسیقیشب.
- وای از قلاف ، زخمش از اول عجیب بود .. وای از مغیره کارِ خود آخر تمام کرد !
- روز دوشنبه بود به آتش شروع کرد
روزِ دهم به ضربهیِ خنجر تمام کرد ..