eitaa logo
موسیقی‌شب.
172 دنبال‌کننده
631 عکس
116 ویدیو
0 فایل
واژه‌ها در من ماندند و در من مذاب شدند و در آن سرمای زندگی‌سوز، واژه‌ها در وجود من بستند. (من یقین دانستم، پشت دریاها شهری‌ست.) / https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_v7r6jdi&btn=Osean
مشاهده در ایتا
دانلود
- خسته از خویشم، در آغوشم بگیر ..
- تو همون لبخندِ کنجِ لبـمی ؛
[ از پاییزی که گذشت ] . الان‌که دارم اینو می‌نویسم وارد آخرین‌روزِ پاییز شدیم، نمی‌دونم چرا ولی دلم میخواست اینو بنویسم و این پاییزو به ثبت برسونم. پاییزی که گذشت، منو یه‌سال بزرگ‌تر کرد، پاییزی که گذشت پر بود از اتفاقایِ جورواجور، بغضایی که ترکید و گریه شد، خنده‌هایی که از تهِ دل بود، ذوقایِ قشنگ و دلخوشیایِ کوچیک، شب‌بیداری و استرس، دلتنگی و غم، دیدارایِ دوباره و به معنایِ واقعی پاییز بود، گاهی گرفته، گاهی شاد، گاهی ابری و گاهی آفتابی. و همچنین حضورِ کسایی که با بودنشون قوت قلبی بودن برایِ ادامه دادنِ این مسیر و خوب بلد بودن که به قلبِ ابری و گرفتهٔ ما نورِ امید و محبت و عشق بتابونن! فی‌الحال پاییز دیگه داره خداحافظی میکنه و شیفتشو با آقا / خانمِ زمستون عوض میکنه، ماعم براش دست تکون می‌دیم و تا سالِ بعد باهاش وداع می‌کنیم، به امیدِ روزهایی بهتر و فرداهایی روشن! [ سی‌اُم آذرماهِ هزاروچهارصدوسه، چهل و هفت‌دقیقهٔ بامداد ] .
منم از اینا 💘. * چالش .
کاش می‌بودم حسینم در شبِ یلدایِ سال ؛ ساکنِ کرب‌و‌بَلایت، یک‌دقیقه بیشتر ..
- و اتمامِ پاییز و شروعِ زمستون ..
از حالِ الانم همینقدر بگم که لبخند از رو صورتم پاک نمی‌شه : )
چه فرقی می‌کند اهل کجایِ این جهان باشی ؟ وطن آغوشِ امن آدمی که دوستش داریست ..