قسم به خالقِ چشم هایت، چال گونههایت، موهایِ مجعدت، لبهایِ خندانت ..
قسم به پروردگاری که تو را وصله جانم ساخت، که میانِ ناملایمتیهایِ روزگار دلیلی برایِ قهقههایِ از تهِ دل داشته باشم ..
که قلبِ من هم مانند قلبهایِ بیرحم و سنگیِ دیگران سرد و سخت نشود و دلیلی برایِ تپیدن داشته باشد ..
که بیایی و مرهم شوی بر زخمهایی که بر تنم نشست و کسی جز تو آنهارا ندید ..
قسم به دادارِ لبخندت، که قشنگترین تصویرِ روزهایم است و گاهی از شگفتیِ خلقتش متحیر میشوم و انگشت به دهان میمانم که چگونه تورا اینگونه بر صفحهٔ هستی نگاشته!
قسم به تو، به آرامشِ صدایت، پاکیِ قلبت، سیاهچاله چشمانت ..
تویی که چونان در قلبم رخنه کردی گویا از اول هم هدف از خلقتت این بوده که در سینهام بتپی و اینگونه احساساتم در تو خلاصه شود ..
قسم به تو که ارمغانی از سویِ پروردگاری و قسم به او، که هرلحظه برایِ داشتنت در برابرش سجده شکر بهجا میآوردم ..
- نیوشآ / دوازدهمِ دیماهِ چهارصدوسه .
همیشه از "قدیمیها"خوشم میومده. کوچه پس کوچههایِ قدیمی، کتابای قدیمی و نوشتههایِ صفحهٔ اولشون، آدمایِ قدیمی و تجربههاشون، یه عکسِ قدیمیِ پشتنویسی شده، همهشون یهعالمه خاطره دارن، خاطرههای جورواجور و قشنگ، خاطرههایی که فکر کردن بهشون تورو میبره اون قدیم مَدیما، تهِ کوچه بن بست و پیشِ اون مادربزرگِ مهربونی که بچههاش ولش کردن و اون مونده، تنهایِ تنها، با یه سینه پر از خاطره و حرف برایِ گفتن که گوشِ شنوایی ندارن -
-@thenimbuss برای آخرین بار..mp3
زمان:
حجم:
3.8M
[ 00:17 ]
.
- زمانی میرسَـد که آخرین سـیگار خود را میکشید ..
#گوشنواز .