موسیقیشب.
بیش از این دیوانهها را محو لبخندت نکن، گونهات با این وجاهت چال میخواهد چه کار ؟
چالهای بر گونهات جانِ مرا آواره کرد ؛
دیدنِ لبخند تو ، قلب مرا بیچاره کرد ..
ندارم خواب آرامی مگر در کنجِ آغوشت ..
بیا درمان بکن این شب نخوابیهایِ دائم را !