داشتم از خیابان رد میشدم اما اینبار
دستی نبود که مرا نگه دارد
هردو در نهایت میمیرند_
@blind_spot
#متن_کتاب
کتابخانه نیمه شب _ مت هیگ
@blind_spot
تا زمانی که زندهایم، بینهایت احتمال متفاوت برای زندگی آینده پیشِ رویمان است.
کتابخانه نیمه شب _ مت هیگ
@blind_spot
امیدوار بود روی زمین بیفتد تا دیگر هرگز مجبور نشود با غریبهها مکالمهای داشته باشد.
کتابخانه نیمه شب _ مت هیگ
@blind_spot
_هیچکس، کس دیگری را درک نمیکند.ما برگزیده نيستيم
نقطه کور
خب بچه ها چون ناشناس قبلی مون خراب شده متأسفانه. متن های مورد علاقتونو از کتاب هاتون [با اسم کتاب و
شاید بهتر باشد به جای این که یه عمر اشتباه زندگی کنی، یه روز زندگی کنی درست و خوشحال
هردو درنهایت میمیرند_
@blind_spot
#متن_کتاب
بخش دی _ فریدا مک فادن
@blind_spot
افرادی که استعدادی باورنکردنی دارند بیشتر مستعد بیماریهای روانیاند؟
نقطه کور
خب بچه ها چون ناشناس قبلی مون خراب شده متأسفانه. متن های مورد علاقتونو از کتاب هاتون [با اسم کتاب و
وقتی این دفتر را بین سایر هدایا روی میزدیدم، پرسیدم:«توی این دفتر، چه باید بنویسم؟»
پاپا لبخندی زد و پیشانی مرا بوسید و بعد در حالی که اثار هیجان درصورتش نمایان بود گفت:«سر گذشت همشهری برناردین اوژنی کلاری را بنویس!»
دزیره _
@blind_spot
کتابخانه نیمه شب _ مت هیگ
@blind_spot
فقط کافی است خودمان باشیم.
فقط کافی است زندگی را تجربه کنیم.
کتابخانه نیمه شب _ مت هیگ
@blind_spot
هر کتاب شانس امتحان کردن یکی از زندگیهای رو بهت میده که میتونستی تجربهشون کنی