eitaa logo
☆ رُز آبی ...☆
44 دنبال‌کننده
625 عکس
132 ویدیو
0 فایل
" یک لعنت و صد رحمت به اولین نگاهی که به چهره دریاگونه‌ات انداختم؛ " پل ارتباطی: https://daigo.ir/secret/9725426776
مشاهده در ایتا
دانلود
وای امروز بچه هامون خیلی گریه میکردن حالا منو دوستام: ههه مدرسه تموم شدددد😂👍 هیچی خلاصه که خیلی عجیب بود یجورایی عذاب وجدان داشتم ازین که همه بچه هامون از گریه قرمز شده بودن و من واقعا گریم نمیومد😐 ولیییی هم برای بچه ها نوشتم و هم برام نوشتن. جوری نوشته هاشون بهم انگیزه داد که تصمیم دارم نویسندگی و کلا نوشتنو تا عمر دارم رها نکنم😭😭😭 پیغامی دلی به تک تک نویسنده های گل کلاسمون: بچه ها؛ دوستای گلم امیدوارم یروزی کتابای رنگارنگ و پر معنای شما با استعداد ها رو تو کتابخونم داشته باشم. مطمئنم یروزی اسم تک تک شما عزیزای دلمو توی صفحه اول کتاباتون هایلایت میکنم و با خودم میگم عهههه دوستم😭❤️❤️ گرامیان من از همین الان بهتون افتخار میکنم در آینده حتی بیشتر؛ تمامی بچه های کلاسمون... یروزی اگه نویسنده ای شدم که مردم کشورم افتخار خوندن کتاب هامو بهم دادن مطمئن باشید فقط بخاطر انگیزه هایی بوده که شماها بهم دادین💕 همین دیگه فقط میخواستم تشکر کنم🌹🥰
شما بغل دستی اکتیو منی😂😁
خعلی
خب فلسفه‌اش اینه که اونا همه ادراکی‌ان ولی آیمی شهودیه و کلا از همه لحاظ با داداشای بزرگوار تفاوت دارد😂
عههه سلام😂 تبریک میگم 🤝 اره خوبه،سلیقه ادمینمون🤌 چه توانایی بالایی در کراش زدن داری دوست عزیز من واقعا ذهنیتم نسبت به کل شخصیتا بر فناست😭😂
آقا اینجوری میگید عذاب وجدان میگیرممم نکنید این کارو😭
اکثر مردم با گفتن این جملات سعی میکنن که نا امیدت کنن😁 ولی چیزی که من دارم توهم نیست چیزی که من دارم هدفه. معتاد یه کلمه منفیه و کتاب یه کلمه مثبت با اوردن این دو تا کلمه کنار هم شما یه عبارت خنثی میسازید، عاشق کتاب عبارت بهتریه به‌نظرم. درسته من منکر نمی‌شم ولی این دلیل نمی‌شه که تلاش نکنم. فکر میکنم فقط ۳ ماه گذشته باشه و با توجه به این که ما داریم در ایتا فعالیت میکنیم یک سری محدودیت هایی داریم و خیلی دستمون برای توصیف، و حتی ایجاد مومنت باز نیست. ممنونم که نقدم میکنید؛ این یعنی براتون مهمه و این واقعا برای من ارزشمنده. انکار نمیکنم ولی همونطور که گفتم من از پا نمی‌شینم که نگاه کنم و مهارت کسب نکنم. درسته خیلی از نویسنده ها مثل اگاتا کریستی، ادگارالن‌پو،جی.کی رولینگ، سیمین دانشور، جلال آل احمد و خیلی از اسطوره های نویسنده‌ی دیگه مثل یک فیلم داستان رو روایت می‌کنن؛ اما این افراد واقعا اسطوره و الگو هستن، خیلی بیشتر از من تجربه دارن و به تبع همون دایره لغات گسترده تری برای توصیف صحنه ها دارن. هر ایده ی اولیه‌ای که برای ادامه داستان داده میشه با صرف زمان زیادی گسترده و تبدیل به یه سناریو، و بعد از این روی کاغذ اورده میشه. توی پیام های قبلی هم گفته بودم؛ اگر مردم سرزمینم بهم افتخار خوندن داستانم رو بدن برام ارزشمنده حتی اگر اون فرد ۹ ساله باشه یا حتی کمتر به حدی که خودش توانایی خوندن نداشته باشه. برای من حتی بیشتر ارزش داره که افرادی با سن کم مثلا رده سنی (ج) داستانم رو بخونن چون شوق خوندن در اونها خیلی بیشتره.
شاید ثابت شده باشه که اینطوره ولی الان دیگه تبدیل به کلیشه شده. دارید زود قضاوت میکنید. بنظرم بهتره صبر داشته باشید.😉 به شخصه علاقه خاصی به شکستن کلیشه ها دارم، به اتفاقات بدی که میوفته به عنوان پله برای پیشرفت نگاه میکنم نه یه سناریو برای پیشرفتن داستان. شاید اینطوری که شما میگید باشه ولی مثل اینکه دیواری کوتاه تر از سن و دوره نوجوانی پیدا نکردید که نقد رو به پای اون بزارید. خب چون نه من آیمیم نه آیمی منه، نه من فرشته مرگم و نه آیمی انسانه خیلی نمیشه با این دلیل هنجار رفتاری رو به آیمی نسبت داد درسته که نوشته ها بازتابی از افکار نویسنده‌اس اما یکی بودن تایپ شخصیتی دال بر ضعف نیست. دوست دارم بیشتر از این توضیح بدم ولی اسپویل میشید