☆ رُز آبی ...☆
دنده به دنده وای یاد اون سمه افتادم که باهاش ابهت لیوایو ریختن خدا ازشون نگذره😔 لیوای دنده به دنده
عه فردا شد
خببب حالا بشینم استرس بکشم که فردا امتحان دارم😂👍
سلام ممنونم شما خوبی؟
ممنونم که افتخار دادی و پیام دادی عزیزم.
بعد از این داستان؛خب راستش ایده های زیادی دارم ولی در واقع داستان اصلی که من حدودا ۴ ساله که براش ایده پردازی میکنم اسمش ۴۴۴. دوتای دیگه هم هستن که اسمشون ۷۱۷ و ۹۹۴ (فقط اسم گذاری من برای داستانام😭😂)
و این که ژانر هایی که گفتید رو واقعا خودم به شخصه خیلیییییی دوست دارم. و واقعا دلم میخواد بنویسم
ژانر داستان ۴۴۴ ماورای طبیعی و اکشنه
اگر فرشته مرگ به خوبی و خوشی به پایان برسه و شما قلم من رو دوست داشته باشید و تمایل به ادامه داشته باشید با توجه به علایق شما و درخواست هاتون و البته حمایتتون برای ژانرایی که دوست دارید ایده پردازی میکنم
اما بعد از این داستان یه فکرایی دارم😉
خب برای نویسندگی که در واقع من دست و پا شکسته ایده هامو مینوشتم ولی نوشتن و روی کاغذ اوردن ایده ها به طور جدی از وقتی شروع شد که بانگو رو دیدم و شروع کردم به نوشتن فن فیک. که بدون اغراق میگم به قول کتاب نگارش یه فاجعه در حق جامعه بود انقدر که ابتدایی و مزخرف و سطحی بود😂😂
ولی بعدش شخصیت آیمی پدید اومد و همه چی از اول شروع شد یه جورایی زدم رو تنظیمات کارخونه و شروع کردم نوشتن همه ایده هام رو کاغذ ولی هنوزم خیلی جدی نبود
انگیزه گرفتنام بعد از امتحانات ترم اول امسال بود که معلم ادبیات بهم گفت که انشای ترممو تو کلاس بخونم و تشویقم کرد.
اره خلاصه بعد از اون دیگه جدی شد و همه این اتفاقات افتاد😂😂
خب بعد از مدتی طولانی
من بالاخره برگشتم
همین امروز راحت شدم
و هنوزم باورم نشده