امتحان مطالعات من دوتا مونده به اخری بود
نشسته بودم عین چی خونده بودم بعد صبح که بیدار شده بودم برم امتحان بدم اینجوری بودم که خب بیا یکم مرور کنیم هرچی یادته بگو.
مغزم: عاممم ؟
گفتم که خب اشکال نداره میرم مرور میکنم تو مدرسه حالا رفتم مدرسه مگه میتونستم بخونم ؟
هیچی خلاصه به هر زحمتی بود جغرافیا رو دوباره خوندم دقیقا لحظه اخر یه تیکه یادم اومد اسیا ی سبز از کجا تا کجاست
هیچی کتابه تو دستم داشت پاره میشد اخرم دوستم پیدا کرد دقیقا همون تو امتحان اومد
من تو جلسه اینجوری بودم: هاه احساس گودرت😂
اخرین امتحان ما ریاضی بود😐😭