من میگم مهم نیست ولی سردرد میگیرم ، بی اشتها میشم ، عصبی و ناراحت میشم ، تو مغزم مرورش میکنم ، کم حرف میشم ، زودرنج میشم و حوصله حرف زدن با هیچکس رو ندارم .
یه سکوتی هم هست که ؛
مال بعد از شنیدن یه سری حرفایی که نباید میشنیدیم ..
حس عجیبیه ، از بیرون ساکتی ولی از درونت هی صدای شکستن میاد .
از آدمهایی که در بدترین موقعیتها تلاش میکنن آدم رو نصیحت کنن متنفرم .
من دارم غرق میشم ، شنا بلد نیستم ، با خشکی کلی فاصله دارم و تو عربده میزنی و از فواید قایق خریدن بهم میگی ..