♨️ پیام تبریکی متفاوت ازسوی ایران به سخنگوی کاخ سفید
🔹سفارت ایران در ارمنستان با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، در واکنش به تولد دختر سخنگوی کاخ سفید نوشت:
🔹به شما تبریک میگویم. کودکان معصوم و دوستداشتنی هستند. آن ۱۶۸ کودکی که رئیست در مدرسهای در میناب کُشت و شما توجیهاش کردی، آنها هم کودک بودند. وقتی فرزندت را میبوسی، به مادران آن کودکان فکر کن.
@irane_bidar」
ما انقلاب کردیم
چون میخواستیم در رابطه بین امام و امت باشیم
یعنی هم سرنوشت خودمان را خودمان تعیین کنیم
هم خیالمان راحت باشد که به حکم اسلام عمل میکنیم
این وسط برای راحتتر شدن کارها یک سری خادم انتخاب کردیم که اسمش را گذاشتیم مجلس و دولت
قرار نیست اگر اینها خواستههای مردم را پیش نبردند سکوت کنیم
اقْتِصادِفَرهَنگی 🇮🇷
حسینعباسیفر 🇮🇷
مداح دوزاری تازه از تو غار اومده بیرون
میگه دلت پاک باشه!
احمق!
این مزخرفات مال دهه هفتاد و هشتاد بود!
جالبه این جماعت ابله با شعار وحدت هر بار حرف میزنن باعث اختلاف میشن!
اقْتِصادِفَرهَنگی 🇮🇷
حسینعباسیفر 🇮🇷
در جریانید که
سقیفه که شکل گرفت
عدهای #اقلیت_رانتی دهان همه را با وحدت وحدت گفتن، بستند!
اقْتِصادِفَرهَنگی 🇮🇷
حسینعباسیفر 🇮🇷
چه خوشتان بیاید!
چه خوشتان نیاید!
فقط تصور کن اکثریت قریب به اتفاق زنانی که ۷۰ روز در خیابانها از کشورشان دفاع کردهاند بیحجاب بودند!
دنیا را پر میکردند که امت گراها در خانه نشستهاند و ملیگراها در میدانند!
حالا با ذرهبین افتادند دنبال چهارتا زن و دختر فریب خورده که بگن اونام هستند!
چه بخواهید چه نخواهید مذهبیها وطندوستترند!
اقْتِصادِفَرهَنگی 🇮🇷
حسینعباسیفر 🇮🇷
وَرُوِيَ أَنَّ الصَّادِقَ عَلَيْهِ السَّلَامُ مَرَّ بِجِنَازَةِ رَجُلٍ فَقَالَ: «طُوبَى لِهَذَا الْمَيِّتِ؛ فَإِنَّهُ حَجَّ ثَلَاثِينَ حِجَّةً». فَتَعَجَّبَ أَصْحَابُهُ وَقَالُوا: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ لَمْ يَخْرُجْ مِنْ مِصْرٍ قَطُّ! فَقَالَ: «صَدَقْتُمْ؛ كَانَ يَخْرُجُ مَعَ الْقَافِلَةِ إِلَى بَابِ الْمَدِينَةِ، فَيَبْكِي، وَيَقُولُ فِي قُنُوتِهِ: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حِجَّةً».
«و روایت شده است که امام صادق علیه السلام بر جنازهٔ مردی گذر کردند و فرمودند: خوشا به حال این مرد؛ همانا او سی حج به جا آورده است. اصحاب ایشان تعجب کردند و عرض کردند: ای پسر رسول خدا، این مرد هرگز از شهر (مدینه) خارج نشده است! امام فرمودند: *راست میگویید؛ او (هر سال) با کاروان حجاج تا دروازهٔ شهر میرفت و گریه میکرد و در قنوت نمازش میگفت: خدایا، یک حج را نصیبم کن* .»