📿📿📿📿📿📿📿📿📿
🌸 روز قيامت زن زيبارويى كه به خاطر #زیبایی اش فريبخورده و گمراه شده است، آورده مى شود.
🔴 او مى گويد:
_ پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و بخاطر همین، این چنین شدم! 😟
🔶 در اين هنگام #حضرت_مریم (س) را مى آورند و به آن زن گفته مى شود:
_ تو زيباترى يا اين؟ ما او را هم زيبا آفريديم، اما فریفته و گمراه نشد! ☝
🌸 [سپس] مرد زيبايى را مى آورند كه به خاطر زيباييش به فتنه و #گناه كشيده شده است.
🔴 او مى گويد:
_ پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و در نتيجه، از جانب زنان به این وضع دچار شدم! 😟
🔶 پس، #حضرت_یوسف (ع) را مى آورند و به آن مرد گفته مى شود:
_ تو زيباترى يا اين؟ ما او را هم زيبا آفريديم، اما گرفتار فتنه و فساد نشد. ☝
🌸 [بعد از او]، شخص گرفتار و بلا زده اى را مى آورند كه بر اثر آن [گرفتاری]، به #فتنه و گمراهى افتاده است.
🔴 او مى گويد:
_ پروردگارا! مرا به سختى گرفتار و مبتلا كردى تا اين كه به فتنه و تباهى درافتادم. 😟
🔶 پس #حضرت_ایوب (ع) را مى آورند و به آن مرد گفته مى شود:
_ آيا رنج و بلاى تو سخت تر بود يا رنج و بلاى اين؟ او هم به رنج و بلا افتاد، اما دچار فتنه و تباهى نشد. ☝
🍃 #امام_صادق (ع) 💕
📚بحار الأنوار : 7/285/3🍃
🔴 #برای_گناه_کردن_توجیه_نیاریم
@boe_atre_khodaa
#داستان_شب
▫️پسربچه ای پرنده زيبايی داشت و به آن پرنده بسيار دلبسته بود.
▫️حتی شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش میگذاشت و میخوابید.
▫️اطرافيانش كه از اين همه #عشق و #وابستگی او به پرنده باخبر شدند، از پسرڪ حسابی كار میكشیدند.
▫️هر وقت پسرڪ از كار خسته میشد و نمیخواست كاری را انجام دهد، او را تهديد میڪردند كه الان پرندهاش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرڪ با التماس میگفت: نه، كاری به پرندهام نداشته باشيد، هر كاری گفتيد انجام میدهم.
▫️تا اينڪه یڪ روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد و او با سختی و كسالت گفت، خستهام و خوابم مياد.
▫️برادرش گفت: الان پرندهات را از قفس رها میڪنم، كه پسرڪ آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت، حالا برو بذار راحت بخوابم، كه با آزادی او خودم هم آزاد شدم.
▫️اين حكايت همه ما است. تنها فرق ما، در نوع پرنده ای است كه به آن دلبستهایم.
▫️پرنده بسياری پولشان، بعضی #قدرتشان، برخی #موقعيتشان، پارهای #زيبایی و جمالشان، عدهای #مدرڪ و عنوان آكادمیڪ و خلاصه #شيطان و نفس، هر كسی را به چيزی بستهاند و ترس از رها شدن از آن، سبب شده تا ديگران و گاهی نفس خودمان از ما بيگاری كشيده و ما را رها نكنند.
▫️پرندهات را رها کن
@boe_atre_khodaa
#داستان_شب
▫️پسربچه ای پرنده زيبايی داشت و به آن پرنده بسيار #دلبسته بود.
▫️حتی شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش میگذاشت و میخوابید.
▫️اطرافيانش كه از اين همه #عشق و #وابستگی او به پرنده باخبر شدند، از پسرڪ حسابی كار میكشیدند.
▫️هر وقت پسرڪ از كار خسته میشد و نمیخواست كاری را انجام دهد، او را تهديد میڪردند كه الان پرندهاش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرڪ با التماس میگفت: نه، كاری به پرندهام نداشته باشيد، هر كاری گفتيد انجام میدهم.
▫️تا اينڪه یڪ روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد و او با سختی و كسالت گفت، خستهام و خوابم مياد.
▫️برادرش گفت: الان پرندهات را از قفس رها میڪنم، كه پسرڪ آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت، حالا برو بذار راحت بخوابم، كه با آزادی او خودم هم آزاد شدم.
▫️اين حكايت همه ما است. تنها فرق ما، در نوع پرنده ای است كه به آن دلبستهایم.
▫️پرنده بسياری #پولشان، بعضی #قدرتشان، برخی #موقعيتشان، پارهای #زيبایی و جمالشان، عدهای مدرڪ و عنوان آكادمیڪ و خلاصه شيطان و نفس، هر كسی را به چيزی بستهاند و ترس از رها شدن از آن، سبب شده تا ديگران و گاهی نفس خودمان از ما بيگاری كشيده و ما را رها نكنند.
▫️پرندهات را آزاد ڪن!
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
@boe_atre_khodaa
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
✨✨در روز قیامت ادمها رو مجازات میکنن، نه برای اینکه چرا طمع کردی به خاطر اینکه چرا طمع نکردی، میگن اومدی قصر پادشاه، کاه و یونجه دزدیدی، در دنیای پر از گوهر چرا رفتی کاه یونجه دزدیدی!
وقتی در دنیا اینهمه جواهر هست، #انسانیت، #راستی، #شرافت، #زیبایی
تو رفتی یک مشت #دروغ و #تهمت و #مکر دزدیدی بعدم پشتش هزار تا نگرانی و استرس و ناامیدی.../دکتر الهی قمشه ای
🎥#دکتر_الهی_قمشه_ای
#بوی_عطر_خدا
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
@boe_atre_khodaa
┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄