eitaa logo
بوی عطرخدا
2.5هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1.8هزار ویدیو
26 فایل
༻﷽༺ قايقـ زندگيتـ را  دستـ کسيـ بسپـار که صاحب ساحلـِ آرامشـ استـ 😍 خدا "مولـاجان،میخوایم صدامون‌رو بشنوۍ ✔️ادمین: @rezaeii1402 🔴کپی و انتشار محتوای کانال فقط با درج لینک کانال مجاز است. کانال_بوی_عطر_خدا_در_تلگرام👇 https://t.me/boe_atre_khodaa
مشاهده در ایتا
دانلود
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلام امیرالمومنین (ع) ۱۲۹ ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
✍🏻یڪ دنیا‌حرف‌در‌این‌جملہ‌است: براے رسیدن به ڪبریا باید: ⇜‌نہ داشت ⇜نہ ‌ داشت شهدا‌ خالص‌ و‌ متواضع ‌بودند وبہ عرش ‌ڪبریایے ‌پا نهادند. ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
🌿🌺﷽🌿🌺 ‍ “بارت را کم کن و بر پای خویش بایست” ☆ نجات بخش واقعی درون خود توست. تا به کی میخواهی به بیرون زل بزنی؛ “وَ فِی اَنفُسِکُم اَفَلا تُبصِرُونَ”؟! 🦋 راهی نیست جز آنکه روی پای خودت بایستی، و به نجات بخش خداداده ی درونت تکیه کنی، و مسئولیت اعمال و اندیشه هایت را نیک پذیرا شوی. مطمئن باش در این هستی کسی بجای تو بارت را نخواهد کشید. نه پدر برای فرزند، و نه فرزندی برای پدر. پس بارت را چنان کم کن که نیاز به کسی نداشته باشی. اگر چنین رویه ای پیشه کنی، آنگاه تمامی هستی را -هر کجا که باشی- مساعد و یاور خود خواهی یافت. ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
🌓 🌾﷽🌾 📚داستان خیروشر 📖بخش_۳_ 🏮خیر و شر و مسافرت 🍁«شر» همینکه «خیر» را دید گفت: – اوه، آقای «خیر»، رسیدن به خیر، کجا می خواهی بروی؟ 🍀«خیر» گفت: می بینم که تو هم بار و بندیل خود را بسته ای! 🍁«شر» گفت: من هم از این شهر خسته شدم، می خواهم بروم بک جای خوبی. اما تو چکار می خواهی بکنی؟ 🍀«خیر» گفت: می روم ببینم چه می شود؛ مرا روزی هست و خواهد رسید. 🍁«شر» گفت: مبارک است، ولی من می خواهم اول به شهر «جابلقا» بروم، آنجا همه چیز هست و از همه جا بهتر است. «خیر» گفت: اسمش را شنیده ام. 🍂«شر» گفت: شنیدن کی بود مانند دیدن؟ من آنجا را دیده ام، آنجا هر چه دلت بخواهد پیدا می شود، آنجا مردم شب و روز خوش گذرانی می کنند، هر که آنجا باشد می تواند همیشه خوش و خوب باشد. 🍃«خیر» جواب داد: نمی دانم، همه جا خوب و بد هست، ولی من می گویم آدم خودش باید خوب باشد، من دنبال خوش گذرانی نمی روم می روم دیگران را ببینم، دنیای خدا را ببینم 🍂«شر» گفت: تو همیشه اینطور بودی «خیر»، بد هم که ندیدی، خوب، حالا هم من همراه تو هستم، هر جایی می خواهی برویم ولی «جابلقا» را من می شناسم، بسیار شهر خوبی است. – بسیار خوب، حالا هم داریم می رویم، جابلقا نباشد جابلسا باشد. 🍂🍃«شر» و «خیر» همراه شدند و از هر دری صحبت می کردند «شر» خوشحال بود که «خیر» را همراهی می کند ولی «خیر» برایش بی تفاوت بود، کمتر با مردم جوشیده بود و همه را مثل خودش می دانست و تا وقتی از کسی بدی ندیده بود او را آدم خوب حساب می کرد. 🍃🍂«خیر» و «شر» با هم رفتند تا از آبادی دور شدند و رفتند تا شب شد. راهی در پیش داشتند که «شر» آن را بیشتر می شناخت، پیش از آن رفته بود و دیده بود.«شر» خیلی جاها رفته بود و در ولگردی هایش خیلی چیزها دیده بود اما «خیر» تجربه سفر نداشت به خدا توکل داشت وخوبی را سرمایه بزرگ زندگی می دانست. 🌼تا شب به هیچ آبادی نرسیده بودند. ناچار در صحرا از سنگ و خاک پشت های دایره وار درست کردند و در میان آن منزل کردند. 🌸«خیر» کوله بار خود را باز کرد، نانی وخورِشی و مَشک آبی در آورد و باهم شام خوردند و خوابیدند و سفیده صبح حرکت کردند. 🌺 یکی دو روز گذشت و بیابان تمام شدنی نبود و هوا گرم بود. هرجا می نشستند و می ماندند «خیر» سفره خود را پهن می کرد و نان و آب و خورشی که داشت می خوردند، «شر» هم گاه گاه نانی بر سفره می گذاشت ولی همانطور که «خیر» دو دانه جواهر خود را در کوله بارش پنهان کرده بود «شر» هم یک مشک آب در کوله پشتی داشت که هیچ وقت از آن حرفی نمی زد. 🌷یک هفته گذشت و دو رفیق همچنان می رفتند و نان و آب و خورشی که «خیر» همراه آورده بود تمام شد. 🍂 «شر» خبر داشت که در آن روزها به آب نمی رسند و «خیر» خیال می کرد که به آب می رسند و ظرف آب را پر می کنند. اما روزی که «خیر» دیگر از خوردنی چیزی نداشت، «شر» بنای نارفیقی را گذاشت و به «خیر» گفت: 🌻– هفت روز راه آمده ایم و بیش از این راه در پیش است و از خوردنی هیچ چیز در این بیابان پیدا نمی شود. برای اینکه از گرسنگی تلف نشویم و به مقصد برسیم باید در خوراک صرفه جویی کنیم. 🍀«خیر» این را قبول داشت و صبر بسیار داشت. تا ممکن بود غذا نمی خورد و از گرسنگی و تشنگی حرفی نمی زد و از مشک آبی که «شر» در انبان خود پنهان کرده بود خبر نداشت. 🌸🌸🌸ادامه دارد.... ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
4_5801008826861753631.mp3
11.12M
به برنامه‌ی خدا اعتماد کن قشنگ برات چیده🌱 ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_333285742727922316.mp3
4.31M
(تندخوانی) بیست و ششم 🔊 قاری معتز آقایی 🕐 زمان:۳۳دقیقه ‍ ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
موفق در جزء بیست وششم ‍ ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
ماه مبارک رمضان ‍ ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
انسان شناسی ۲۸۲.mp3
11.6M
۲۸۲ ✘ چرا آدمای خیلی خوب، انسانهای خیلی معنوی، بسیار پیش اومده که یهو سقوط کردند! ✘ چرا اعتقادهای خیلی سفت و محکم هم دیدیم، که یهو یه جا عوض میشن؟ ✘ چه تضمینی هست این اتفاق برای من نیفته؟ ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄
📚 وقتی آفتاب باشد، بهترین چیز سایه است؛ وقتی سایه باشد، بهترین چیز آفتاب؛ وقتی هیاهو باشد، بهترین چیز سکوت است؛ وقتی سکوت باشد، بهترین چیز هیاهو. همیشه «نبودن و خواستن»، «بودن و نخواستن» با هم دست‌شان توی یک کاسه است. همیشه بهترین‌‌ها چیزهایی هستند که نیستند. ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ ‎@boe_atre_khodaa ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄