eitaa logo
دانلود
هدایت شده از دختران ایران🩶
حتی بچه های کوچکمان هم پای کشورشان هستند... https://eitaa.com/iraniangirlsa
گیلان_فومن
حرم حضرت معصومه به یادتونم .❤️
شهدای عزیزم زیاد شدن کتیبه های تصاویر شما بزرگواران را در گذر زمان به چشم خویش دیدم . روزی به خود میگفتم حاج قاسم و ابومهدی رفتند، فدای یک تار موی آقا . سپس گفتم سید حسن و سید ابراهیم رفتند، فدای یک تار موی آقا . زمان گذشت و داغ سرداران باقری و رشید را دیدم و گفتم فدای یک تار موی آقا ... خبر شهادت سید عبدالرحیم عزیز را شنیدم و گفتم فدای یک تار موی آقا . امروز ام می‌گویم سید قائد؛ امام شهید، سید علی خامنه ای رفت، فدای یک تار موی مولانا صاحب العصر و زمان (عج) .
کافه لمیز دوسال پیش که تهران رفتم از جلوی کافه لمیز رد شدم. بی اغراق می‌گویم که اگه چشم‌هایم را می‌بستند و بعد جلوی لمیز چشم‌هایم را باز میکردند حتی ذره‌ای احتمال نمی‌دادم که اینجا ایران باشد، چه بسا خیال می‌کردم پایم را گذاشته‌ام روی سنگ‌فرش یکی از خیابان‌های واشنگتن یا نیویورک‌. هرآنچه جلوی لمیز پارک بود تماما خودروهایی بودند که تاحالا نه دیده بودمشان نه می‌دانستم اسمشان چیست. دخترهایی که لباس‌هایشان هیچ بویی از فرهنگ ایرانی نداشت و پسرهایی که حسابی به دک و پزشان رسیده بودند. از عینک و ساعت و گوشی بگیر تا کتونی‌های برند. این بیرون کافه بود و داخل کافه با هزارتا پلک زدن فقط دود لطیفی که توی نور لامپ‌ها پخش بود می‌دیدی. ۱۸ دی دیدم که همین کافه حسابی برای آمدن پهلوی سروصدا کرد. پهلوی که نیامد ولی همین یکی دو روز پیش یک موشک مدل اسرائیل آمد برای عرض تشکر و حالا دیگر چیزی از کافه لمیز روی زمین نیست. ما که تا عمر داریم برای آدم‌هایی که اشتباهی رفتند دعا می‌کنیم، اما از یک جایی به بعد تیر و ترکش دشمن زودتر از دعاهای ما میرسد! _حدیث قربانی
به محل اصابت‌ها که سر میزنی، در کل محله هیچکس نیست. همه رفته‌اند. کوچه پر از آوار و سنگ و خرده‌شیشه و خاک و اسباب خانه‌هاست. و پر از انسان‌های نیم‌جان و زخمی بر زمین. هیچکس نیست جز نیروهای ضروری امداد و یک دسته خاص؛ بسیجی‌ها! بسیجی‌های بیست،بیست‌ویک ساله همه‌جا هستند. بی‌واهمه. زبان روزه آوار برمیدارند و کف خیابان را تمیز می‌کنند و کمک صاحب‌خانه‌ها، اسباب سالم را از نابود شده‌ها جدا می‌کنند. باید باشی و ببینی که حتی زنان بی‌حجاب و دختران هودی‌پوش صاحب‌خانه، چطور کنار بچه‌بسیجی‌ها ایستاده‌اند و می‌گویند« داداش‌جان یه کمک به ما میدی؟» راستی، آن پسرهای لوس ماسک‌زده که کف خیابان و دانشگاه با دیدن دخترها شیر می‌شدند و درباره‌شان می‌نوشتید«شجاعت پسرهامون»، اینجا در دل خطر، نیستند. نیستند که شجاعتشان را نشان دهند. اینجا کنار مردم فقط مردهایی را می‌بینیم که یک‌ماه قبل درباره‌شان گفته شد «بسیجی، سپاهی، داعش ما شمایی»! «مهدی مولایی» @ir_tavabin
47 سال آقا برای ما شبانه روز کار کرد ماهم تا پای جونمون تا هروقت نیاز باشه هستیم، میدون رو برای وطن فروش ها خالی نمی‌کنیم .
عَلَم و باند و بلندگویی که برای ایران اسلامی از پستوی هیات‌ها بیرون نیاید و به خیابان نیاید به درد هیات یزید می‌خورد.