eitaa logo
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
633 دنبال‌کننده
156 عکس
13 ویدیو
9 فایل
ڪافہ ڪتاب انقلاب دریچہ ای بہ دنیاے ڪاغذے ڪتاب @book_caffe_Eng👈 کانال انگلیسۍ ما پیج اینستاگرام بہ زودی.....
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
✍ #محمدعلۍ_جعفرۍ 📗#قصه_دلبری #پارت_هجدهم 💦بۍمعطلۍ گفتم :«اگه آقا بگن؛ بله!» نتونست جلوۍ خنده اش ر
📗 🍊🐝خیلۍ نازنازیه! خندید و گفت : من فڪر ڪردم چه مسئله مهمۍ مۍ خواین بگین ! اینا ڪه مهم نیست! حرفۍ نمانده بود . 🤦‍♂ 🐚🦋سه چهار ساعتۍ صحبت هایشان طول ڪشید. گیر داد ڪه اول شما از اتاق بروید بیرون. پایم خواب رفته بود و نمۍ توانستم از جایم تڪان بخورم.😂😐 🍓☘ از بس به نقطه اۍ خیره مانده بودم😳 گردنم گرفته بود و صاف نمۍ شد. التماس مۍ ڪردم :« شما بفرمایید، من بعد از شما مۍ آیم !» 😩😂ول ڪن نبود. مرغش یڪ پا داشت. حرصم در آمده بود ڪه چرا این قدر یک دندگۍ مۍ ڪند . خجالت مۍ ڪشیدم بگویم چرا بلند نمۍ شوم. 🥴🤭😅دیدم بیرون برو نیست. دل به دریا زدم و گفتم : « پام خواب رفته !» از سر لغزپرانۍ گفت:« فڪر میڪردم عیبۍ دارین و قراره سر من ڪلاه بره!»😭😒😅 🎂🎈دلش روشن بود ڪه این ازدواج سر مۍ گیرد. نزدیڪ در به من گفت:« رفتم ڪربلا زیر قبه به امام حسین (ع) گفتم :« برام کنید، فکر کنید منم تون! هرکاری قرار بود برای ازدواج پسرتون انجام بدید، برای من پدری بکنید!».... دلم را برد، به همین سادگی.🦋✋ 🐬.❣ پدرم گیج شده بود ڪه به چه چیز این آدم دل خوش ڪرده ام. نه پولۍ، نه ڪارۍ، نه مدرڪی، هیچ. تازه باید بعد از ازدواج مۍرفتم تهران. پدرم با این موضوع ڪنار نمۍآمد. براۍمن هم دورۍ از خانواده ام خیلۍ سخت بود . زیاد مۍ پرسید:« تو همه اینا رو مۍ دونۍ و قبول مۍ ڪنۍ؟!»😲 ... ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🚎🌸مردی در تبعید ابدی 🌀شرح حال زندگۍ ملاصدراۍ شیرازۍ، فیلسوف بزرگ ایرانیه 📈🙃سیر پیشرفت اندیشه‌ها و تفڪرات و اون رو بیان ڪرده و شما ضمن آشناشدن با زندگۍ شخصۍ اون با طرز تفڪر او هم آشنا مۍشید😎👍 ✍ به همه ابعاد شخصیت ملاصدرا و نحوه شکل‌گیرۍ اندیشه‌هاش مۍپردازه.🤛 🍀🕊رمان سه شخصیت مهم داره ڪه ملاصدرا در طول زندگۍ خودش شاگردشون بوده و ازشون با افتخار یاد ڪرده❗️ ✔️میرداماد ✔️قاضی‌القضات ✔️میرفندرسکی 🏀🍀این ڪتاب مثل بیشتر آثار ابراهیمۍ به شڪل یه به تصویر ڪشیده مۍشه و روایت خطۍ نداره. 🎢درست مثل یه پازل ڪه شامل دوران ڪودڪی صدرالمتألهین، دوره و جوونۍ، سال‌هاۍ و رسیدن به مقام و بالاخره سال‌هاۍ ایشونه. 📝🐛این رمان به زیبایۍ زندگۍ ملاصدرا رو از همون ڪودڪۍ به تصویر ڪشیده ڪه چطور از هم‌سن‌وسال‌هاۍ خودش جدا بوده و در تنهایۍ به سر مۍبرده و در زمان شاگردۍ استادهاۍ بزرگ هم مورد حمله و و تهمت‌هاۍ زیادۍ قرار گرفته تا اینڪه آخرش هم همین باعث ابدۍاون میشه. ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
🚎🌸مردی در تبعید ابدی 🌀شرح حال زندگۍ ملاصدراۍ شیرازۍ، فیلسوف بزرگ ایرانیه 📈🙃سیر پیشرفت اندیشه‌ها و
🌺ویرانه اۍ است این جهان. عمر ڪفاف نمۍدهد ڪه آباد ڪنیم، غیرت رخصت نمۍ دهد ڪه رها ڪنیم." 🔥🌞"ایمان، توان مرگ را پس پشت همه چیز افڪنده بود. توڪل با مرگ همانگونه بازۍ مۍ ڪند ڪه طفلۍ با فرفره یۍ." 🍁"بانو! زمانۍ ڪه با زمانه خویش نساختۍ، و با مَسندنشینان و اَمربَرانِ ایشان ڪنار نیامدۍ، و آنچه را ڪه جاهلان مۍ گویند، جاهلانه باز نگفتۍ، لاجرم به تَبعید اَبَدۍ روح گرفتار خواهۍ شد - حتۍاگر در کُنجِ منزلۍ در شهرۍ ساڪن باشۍ🛵 📙مردی در تبعید ابدی ✍ ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌵📗💚اهدافت رو براۍآدم ها تعـــــریف نڪن، 🦄💜نشونشون بدھ🏹
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ڪــافھ ☕️کتـاب📚انقݪابـــ 🇮🇷
📸🍁پس هر بار ڪه با حقۍ رویارو شد، آن را پوشاند، تا زیستنش را آسان ڪند. فرشته ها مۍ گریستند و میگفتند
🏠پیامبرۍ از خانه ما رد شد. آسمانِ حیاط ما پر از عادت و دود بود‌، پیامبر ڪنارشان زد.🙃 🌝خورشید را نشانمان داد و تڪه ای از آن را توۍ دستهایمان گذاشت✋. 🕊❣پیامبرۍ از خانه ما رد شد و ناگهان هزار گنجشڪ عاشق از ڪوچڪ باغچه روییدند🌱 و هزار آوازۍ را ڪه در گلویشان جا مانده بود به ما بخشیدند و ما به یاد آوردیم ڪه با درخت و پرنده نسبت داریم.🌳🕊 🗝🚪پیامبرۍ از خانه ما رد شد. ما هزار در بسته داشتیم و هزار قفل بۍ ڪلید. پیامبر برایمان آورد. اما نام او را ڪه بردیم قفل ها بۍ رخصت ڪلید باز شدند.🎈 💌من به خدا گفتم: امروز پیامبرۍاز خانه ما رد شد. امروز اینجا است. خدا گفت: ڪاش مۍ دانستۍ پیامبرۍ از ڪنار خانه تان مۍگذرد و ڪاش مۍ دانستۍ ڪه بهشت همان توست.🥨 ... ✍عرفان_نظر_آهاری 📘 ⋆🤍࿐໋₊ بہ ڪافہ ڪتاب انقݪاب بپـــــوندید ~🦋🍃🖇𝓙𝓸𝓲𝓷↷ ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🚛 @book_caffe ┈┈••✾•🌺🍃🌺🍃🌺•✾••┈┈ 🌳⃢🚕☕️📚༺✒️ 🇮🇷 ⃟✨༺🍫͜͡🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا