eitaa logo
پناهگاه نویسنده ها؛
93 دنبال‌کننده
154 عکس
91 ویدیو
0 فایل
بیرون باران می آید تو به دنبال سرپناهی هستی که ناگهان کتابفروشی قدیمی را میبینی و به سمت آن می روی. عطر چای و کتابان قدیمی می آید. " برایت یک لیوان چای میاورم. هر کدام از کتاب هایی را که می خواهی بردار و بخوان"
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/bookamaya اینجا محافظه😭
໒ ིྀ ´ ᵕ `᮫ ა 𔘓 ʚ꒰ 𔘓 ◜ᵕ◝ ꒱ɞ شما اگه یه کلمه بودید : قهوه کتاب : ابری به شکل انبه /تک جلدی /نشر پرتقال خلاصه: میا وینچل در ظاهر شبیه بچه های عادی است...اما خودش می‌داند با معمولی بودن خیلی فاصله دارد‌. او یک راز بزرگ دارد؛ صداها،اعداد و کلمات برایش رنگ دارند . هیچ کس از این راز خبر ندارد و میا هم دلش نمی‌خواهد به کسی بگوید ...اما وقتی توی مدرسه به دردسر میوفتد مجبور می‌شود قابلیتش را فاش کند . او باید یاد بگیرد که خودش را همینطور که هست قبول کند،وگرنه همه چیزهای مهم زندگیش را از دست میدهد 🌞برای : یوکی عزیز 🌞از طرف : اسکارلتِ اُتاقَکِ مَخفی
تشکر از اسکارلت عزیز😭😭
نمیدانم،شاید عشق تو همان بارانی بود که آن صبح بارید و من با صدای آن از خواب بیدار شدم.