من اومدم هتل و همسر رفتن حرم.یکی دو ساعت بعد همسر اومدن با صبحانه،نون و پنیر.بچه ها رو بیدار کردیم،بار و بنه رو جمع کردیم.چند لقمه صبحانه خوردیم یه تعدادی هم لقمه گرفتم واسه بچه ها و زدیم به راه.سوار ماشین شدیم برای سامرا.
هوا گرم و سوزان،راننده هم سوسول و نازنازی،کولر رو زیاد نمیکرد که به ماشینش فشار نیاد.قششششنگ کباب شدیم.رسیدیم سامرا و بعد از گذشتن از خیابان شادی،رسیدیم به اولین گیت بازرسی.
میدونی خیابون شادی چیه ؟ خیابون منتهی به حرم،کیپ تا کیپ،موکب بود و هر کدوم با یه چیزی از زوار پذیرایی میکردن،جمعیت لبریز بود ولی ماشاءالله پذیرایی یک لحظه قطع نمیشد.من که اگه با راهنمایی دوستم نمیدونستم جلوتر و در محوطه ی حرم برای خانوما موکب زدن،عمرا تو اون جمعیت نمیرفتم.رفتیم تا رسیدیم به اولین بازرسی و ما ادراک ماالبازرسی!
به زیبایی له شدیم تا رد بشیم.
خلاصه که رفتیم اونور و موکبا رو پیدا کردیم و رفتیم داخلش جلوی کولر نشستیم و.....
تصمیم گرفتیم اون شب رو بمونیم سامرا.در حالی که امیدی نداشتم با دو تا بچه تو اون شلوغی برم زیارت،کاملا اتفاقی یه آشنا دیدیم و با هم همراه شدیم و کمک کردن که بریم زیارت.
حس سامرا خیلی قشنگه،یه جوریه که با همه ی حرم ها فرق داره.
من علاقه ی عجیبی به امام هادی دارم و وقتی میام حرمشون،خیلی حال خوبی بهم دست میده.
زیارت پدر و مادر و پدربزرگ و عمه ی امام زمان ،خیلی بهم میچسبه.
ایشالا که روزیتون بشه.روزی همه مون بشه،زود به زود بیایم پابوسشون.
@bornadokht
ای کاش میتونستیم این گنج های الهی رو به جهان معرفی کنیم ولی متاسفانه خودمون هم نمیشناسیم پیشوایانمون رو.
اگر هم خودمون شناخت و مطالعه داشتیم و هم معرفی میکردیم این نمونه های کامل بشریت و انسانیت رو به دنیا،امروز کار جامعه ی بشری به اینجا نکشیده بود و ما چقدر کم کاری کردیم در این زمینه.
خلاصه که آرام ترین و بهترین حالات و لحظات این سفر در سامرا گذشت.
فرداصبح سر اذان نمازمون رو خوندیم و دوباره زدیم به راه،به سمت نجف.
به دلیل خستگی بچه ها از زیارت کاظمین گذشتیم،ان شاء الله به زودی بیایم و جبران کنیم.
رسیدیم نجف و دوباره آواره شدیم البته نجف،خونه ی پدری هست ای کاش همیشه آواره ی خونه ی پدری باشیم.همسر معتقد بود بریم هتل که بچه ها یه استراحتی بکنند ولی جای مناسب پیدا نکردیم،بنابراین رفتیم حرم در آغوش حضرت پدر.
چند ساعتی اونجا بودیم و بعد حرکت به سمت مسجد سهله و آغاز پیاده روی.البته همون اول راه،رفتیم تو یه خونه عراقی مهمون شدیم و فرداصبح زود بعد از نماز زدیم به جاده.
@bornadokht
انقدر این مسیر که بهش میگن طریق العلما،زیباست و انقدر پیاده روی تو این مسیر دلنشینه که خدا میدونه.
نخلستونا،شط فرات،خونه های روستایی،همه شون یه حس خوب و خاصی به آدم میدن.
@bornadokht
راستی میدونی چرا به این مسیر میگن طریق العلما ؟
https://harfeto.timefriend.net/17197693847578
اینجا بهم بگو.
اگه بفهمم کی اینو داده،یه بستنی مهمونش میکنم.
حال دادی اساسی!
من یه پاعالمم😅
@bornadokht
🌱ای فاطمه را شمیم! کی میآیی؟
جانبخشتر از نسیم! کی میآیی؟
🌱"یَابنَ الشُّهُبِ الثاقِبَه" کی میتابی؟
"یَابنَ النَّبَإِ العظیم" کی میآیی؟
#سلاممولایغریبم
#امام_زمان♥
اَلسّلامُ عَلی الحُسَین وَ عَلی علی اِبن الحُسَین
وَ عَلی اَولاد الحُسَین وَ عَلی اَصحاب الحُسَین
@bornadokht
دمتون گرم بچهها؛
کیف کردم.
تو دنیایی که داره تلاش میکنه نوجوونی رو با بیهویتی و بیهدفی و سرگردونی و تهیشدن و یَله و رهابودن معنی کنه، شما به این کلمه معنای تازه دادین...
شما به نوجوون ایرانی بودن، افتخار و اعتبار دادین...
بدرخشید و بتازید که دنیای فردا رو شماها میسازید.😍
پرچم ایران و ایرانی همیشه بالاست.
@bornadokht
انقد حواسم رفته بود به سفرنامه که یادم رفت ذوقم رو بابت این موضوع زیبا نشون بدم.
ماشالا به نوجوون هدفمند و پرتلاش ایرانی.
@bornadokht
برنادخت
دمتون گرم بچهها؛ کیف کردم. تو دنیایی که داره تلاش میکنه نوجوونی رو با بیهویتی و بیهدفی و سرگردون
بچه ها راجع به این خبر و پرافتخار هم برام بنویسین.