eitaa logo
برنادخت
167 دنبال‌کننده
518 عکس
175 ویدیو
1 فایل
برنادخت ؛ باشگاه رویش نوجوانان اصفهانی فرصتی برای رویش جوانه ها🌱 https://eitaa.com/joinchat/3403219773Cc460830908 راه ارتباط: @Asma1394
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺حلول ماه ربیع الاول، ماه جشن و سرور اهل بیت علیهم‌السلام مبارک باد. @bornadokht
ان شاء الله از امروز سفرنامه رو ادامه میدیم. بدقول نشم و یادم نره،صلوات. @bornadokht
🌿🥀سلام به آقای مهربانی🥀🌿 زمین بہار را بہانہ مي‌کند، و زنده مي‌شود... و مڹ براے زندگي تو را بہانہ مي‌ڪنم و چشمـانم را کہ هر صبــح براے زودتر دیدنت، بیـدار مي‌شوند. و هنوز هم به یاد قدم‌هایم در مسیر جاده‌ی نجف تا کربلا به نیت ظهورت قدم برمی‌دارم. 🌿🥀 🌱.برقآمت دلربای مهدی صلوات.🌱 @bornadokht
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از اونجایی که دیشب یادم رفت،الان میریم سراغ سفرنامه.
اول ماجرای طریق العلما رو برات بگم: همونطور که یکی دو نفر از دخترا گفته بودن قبلاً یعنی زمان صدام علیه اللعنة و شاید قبل از اون هم،مردم عادی که اصلا جرأت و اجازه نداشتن برای زیارت اربعین به این شکل حرکت کنن ولی علما و شخصیت های بزرگ شیعه پنهانی حرکت میکردن و از بین نخلستان ها و کنار رود فرات با هزار ترس و نگرانی و به سختی بسیار حرکت میکردن.زاد و توشه ی اندک،بدون سرپناه و موکب( چون نمیتونستن به کسی اعتماد کنن،احتمال جاسوسی زیاد بود) با وجود همه ی این ترس ها و خطرها بازم میرفتن و نذاشتن این راه بی راهرو بمونه. چه بسا پدر و پسری با هم حرکت میکردن و با مشقتی بدون اینکه هیچ راه ارتباطی داشته باشن که کسی ازشون خبری داشته باشه،میزدن به راه و ....... یا جان سالم به در میبردن و برمیگشتن یا دیگه هیچ خبری ازشون نمیشد و کسی نمی‌فهمید که آیا توسط عمال حکومتی دستگیر و اعدام شدن یا حادثه ی دیگری براشون اتفاق افتاده. هر چی تو این مسیر قدم میزدم مردان بزرگ ،تنها و شجاعی رو تصور میکردم که در سرما و گرما و با وجود اون همه خطر،این راه رو طی میکردن تا امروز،راه به نام اونها بشه طریق العلما و ما شیعیان مدعی،با جلال و جبروت و دم و دستگاه پذیرایی و عزت و احترام،با هزار ناز و اطوار قدم در راه بگذاریم و ....... و شاید غر بزنیم و شکایت کنیم و خسته شویم و..... مباد ،مباد بر ما که این سفر و این راه رو برای دل خودمون و خواسته های دنیایی خودمون،طی کنیم. مباد بر ما که توشه ی واقعی که معرفت و بصیرت و محبت روزافزون آل الله هست رو فراموش کنیم. مباد بر ما که به وقت خطر و سختی و جان فشانی،جا بزنیم و کوتاهی کنیم. @bornadokht
هر چه در این راه قدم میزدم،دلم پر از شوق بود و پر از ترس. پر از شوق و افتخار به خاطر اینکه در زمانه ای زندگی میکنم که جانشین امام زمان،ولی فقیه دوران،خمینی کبیر(رضوان الله تعالی علیه) و سربازانش،شجاعانه زیستند و مبارزه کردند و برای اولین بار در تاریخ هزارو چهارصد ساله ی اسلام،شیعه رو به جایگاه و مکنت و قدرتی رسوندن که هیچ کس فکرشو نمی‌کرد. شوق زیستن در زمانه ای که شیعیان مظلوم تاریخ و جهان در حسرتش بودن و هنوز هم در بعضی کشورها هستن. شوق نفس کشیدن در فضایی و کشوری که با افتخار و شکوه تمام،نام و یاد اهلبیت رو نه یواشکی و در پستوی خانه که با بلندگوهای بزرگ و بر سر هر کوی و برزن،فریاد می‌کنند. و چقد این شوق،من رو به وجد میاره هم به شدت خوشحال و شاکرم و هم به شدت نگران و ترسان.... ترس از اینکه مدیون این همه تلاش و جهاد و شجاعت باشم. ترس از اینکه نتونم جواب این همه سختی ها و رشادت های جوانان شیعه رو بدم. ترس از اینکه قدر این نعمت بزرگ رو ندونم و با ناشکری و ناسپاسی و غرغر بیجا از دستش بدم. ترس از اینکه قدر نعمت بزرگ زعامت و ولایت بزرگ رهبر حکیم جهان رو که سایه ی پر از مهر و محبت و قدرت و حکمتش،نصیب من و کشورش شده ندونم و با ناسپاسی..... نه نه،خدایا نخواه بر ما.... @bornadokht