خلاصه اذان صبح بچه ها رو پاشوندیم نمازو خوندیم،کوله ها و پسر کوچولو رو انداختیم تو کالسکه و زدیم به راه.
سال پیش هم از همین جاده اومده بودیم و خیلی تجربه ی خوبی بود.
این مسیر مثل طریق اصلی نیست که موکب ها کاملا چسبیده به هم و یک سره حضور دارن،هر از چندی میرسیم به یه موکب،آبی و شربتی و استراحتی و..... حرکت.
ولی اینجوری هم نیست که اذیت بشیم و بگیم چیزی نبود،امکانات نبود و.....
حرکت با بچه ها به دو دلیل کند انجام میشه: اول اینکه به خاطر بچه ها وسایلتون زیاده و نسبتا سنگینی
دوم هم اینکه بالاخره بچه ها خسته میشن و باید مطابق میلشون پیش بریم.به خاطر گرمای هوا تقریبا هیچ پیشنهاد آب و شربتی رو رد نمیکنیم.
و الله اکبر از این پذیرایی عراقی ها.
عجیب هست این همه اصرار به پذیرایی از مهمانی که اصلا نمیشناسیش.یکی دو تا موکب جالب تو راه بود براتون بگم:
یه موکب بود کاملا خدماتی: خیاطی کفاشی،تعمیر کالسکه،دوخت و تعمیر کوله و.....
یه موکب بود چند مدل شربت ایرانی میداد،یخ و تگری،جیگرت حال میومد
آبلیمو،نعنا،زعفران و.....
راستی یه چیز جالب تو نجف دیدیم یادم رفت بگم تو یه تانکر خیلی خیلی بزرگ آب و یخ میریختن و هر روز یه طعم دهنده ی سنتی بهش میزدن مثلا یه روز آب و گلاب بود،یه روز آب و عرق نعنا و.....بعد لوله کشیده بودن از این تانکر با چندتا شیر آب که خیلی صف و شلوغی و....ایجاد نشه،خودت راحت میرفتی از شیر،آب میگرفتی.
فوق العاده بود.
خلاصه که خادمان اهلبیت ،یک لحظه هم نمیذاشتن بی توشه بمونی و اذیت بشی.
تا حدودای ۹-۱۰صبح راه رفتیم تا رسیدیم به یه موکب مناسب.
اینکه میگم مناسب چون میخواستیم چند ساعت بمونیم و استراحت کنیم و حمام و شستشوی لباس و.....و از اینا مهمتر اینکه هم قسمت مردونه داشته باشه و هم زنونه.
یه خونه ی ویلایی بزرگ و زیبا بود که تمام وسایلشون رو جمع کرده بودن،تمام کف سالن رو حصیر و موکت تمیز پهن کرده بودن،تشک یه نفره و بالش به تعداد زیاد و دائما در حال خدمت رسانی.خدا خیرشون بده. همینطور که کارای ناهارو میکردن و خودشون تند تند میپختن،برای شام هم تدارک میدیدن.بساط حمام و لباس شویی هم به راه بود.تا عصر موندیم و حدودای ۴/۵-۵حرکت کردیم دوباره.
@bornadokht
هر چی که میرم توی خونه های مردم باصفای عراق،و این همه ذوق و شوق خدمت به زائر و این همه گذشت و همدلی شونو میبینم،واقعا حسرت میخورم به روح بلندشون.
واقعا باید روح بزرگی داشته باشی که چیزی نزدیک سه هفته همه ی خونه و زندگی و سرمایه و همه چیزت رو بذاری در اختیار زواری که اصلا نمیشناسیشون،نه یکی و دوتا،گاهی تا چند صد نفر رو شبانه روز پذیرایی کنی.
خیلی با شرافت و با کرامت هستن.
و ما فقط در جواب این محبت ها بهشون میگفتیم:
انتم الشرفا،انتم الکرما.....
@bornadokht
دختران عزیزم لطفاً توجه کنید:
دوستان من دارن با تمام توانشون تلاش
میکنن که برنامه ی ترم جدید رو با آیتم های
جدید و جذاب آماده کنن.
اما مسأله ی اصلی در حال حاضر زمان
کلاسها هست.
با توجه به آغاز سال تحصیلی و اشتغالات
درس و مدرسه ی شما،باید یه زمانی رو
انتخاب کنیم که برای بیشترتون مناسب
باشه.بنابراین نظرسنجی راجع به زمان
کلاسها رو به شما واگذار میکنیم.
دو تا زمان بهتون پیشنهاد میدیم
هر کدوم که بیشتر موافق داشت،برنامه
رو،همون روز میذاریم.
@bornadokht
قبلش بگم که با دقت بخونید و روزی
که به نظرتون مناسب تر هست رو انتخاب
کنید.بعدش ،رپز انتخابی تون رو به همراه
اسم و پایه ی تحصیلی تون بفرستین به
آیدی اسما.
توجه داشته باشید که شرکت شما در این
مرحله به معنای ثبت نام و تعهد حضور
شما در روز انتخابی تون خواهد بود.
@bornadokht
بچه ها غروب جمعه س.وقت استجابت دعا.
مادرمون فاطمه ی زهرا خیلی علاقه داشتن
به این زمان.اللهم عجل لولیک الفرج
@bornadokht