eitaa logo
برنادخت
167 دنبال‌کننده
518 عکس
175 ویدیو
1 فایل
برنادخت ؛ باشگاه رویش نوجوانان اصفهانی فرصتی برای رویش جوانه ها🌱 https://eitaa.com/joinchat/3403219773Cc460830908 راه ارتباط: @Asma1394
مشاهده در ایتا
دانلود
پیشنهاد اول: شنبه ها از ساعت ۲تا۵ پیشنهاد دوم: پنجشنبه ها از ساعت۲تا۵ @bornadokht
اینم آیدی اسما: @Asma1394
سلام عزیز دلم.الحمد لله که روزیت شده.نکنه داری میری بینهایت؟ دست خدا به همرات.ما رو حلال کن،سلاممون رو خدمت امام رؤوف برسون و دعا کن که ان شاء الله یه اردوی برنادختی بریم مشهد.
بچه ها غروب جمعه س.وقت استجابت دعا. مادرمون فاطمه ی زهرا خیلی علاقه داشتن به این زمان.اللهم عجل لولیک الفرج @bornadokht
16.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دو نوع‌ فعالیت‌ امام زمان عجل الله در زمان غیبت⁉️ 🎙استاد عالی 🤲🌱اللهم عجل لولیک الفرج🤲🌱 @bornadokht
💢 ایران در جایگاه سوم رتبه‌بندی مدالی المپیادهای جهانی ۲۰۲۴ 🔹‌با پایان المپیادهای علمی۲۰۲۴، در ۵ المپیاد با بیشترین کشور شرکت‌کننده (۱ز ۵۳ تا ۱۱۰ کشور) جمهوری اسلامی ایران بعد از کشورهای آمریکا و چین با کسب مجموعا ۱۰ مدال طلا، ۱۰ نقره و ۲ برنز در جایگاه سوم دنیا قرار گرفت. پرچم ایران و ایرانی همیشه بالاست. گرفتی مطلبو یا نه؟ در زمینه ی علمی،از ژاپن و آلمان و.....بالاتر. اینهههههههههههه @bornadokht
اون وقت بعضیا میگن..... لا اله الا الله ،بیخیال.ما در عمل نشون میدیم چیکاره ایم و کی هستیم! @bornadokht
و اما...... سفرنامه👏👏👏👏👏 @bornadokht
باز زدیم به راه و البته نگم که ما با وجود بچه ها بیشتر تفریح میکردیم تا پیاده روی.دو تا تفنگ آب پاشی براشون خریده بودم که در طول راه باهاش مشغول باشن.کلی اسرائیلی کشتیم و فلسطینی ها رو آزاد کردیم و یه پا مهندس جنگ شدیم برا خودمون.اینم بهت بگم من از اینجا با خودم کلی چیز بردم که هدیه بدم به کسایی که خونه شون زحمت میدیم. مثلا خونه ی قبلی،یه نیم سِتِ آشپزخونه شامل دمی و دستگیره ی عالی و خوشگل که محصول خونگی دوستم بود با یه زعفرون کوچیک و یه چیز دیگه هم بود،یادم نیست. موقع خداحافظی دادم بهشون البته قبول که نمیکردن،به زور دادم و اومدم. @bornadokht
خلاصه زدیم بیرون و دوباره حرکت ولی وضعیت جاده افتضاح بود ما هم یه کالسکه ی قراضه که حال هیچ کاری نداشت همراهمون بود.خلاصه آخر شب مجبور شدیم یه دونه از این موتور سه چرخه ها گرفتیم و..... نگم براتون که کلیه ی استخوانهای نشیمن گاه هامون به طرز فجیعی در هم کوبیده شد و ما که کارمون از گریه گذشته بود،بدان خندیدیم..... آورد سر یه پل پیاده مون کرد و رفت... مثلا موتور گرفتیم که خستگیمون در بره،تازه آش و لاش و داغون رسیدیم سر پل و دیگه نا و نفس نداشتیم می‌خواستیم ولو بشیم یه جا. دنبال مبیت بودیم و بالاخره یکی یابیدیم،رفتیم و مهمان مردمی شدیم به شدت مهربان و البته مستضعف. اینجا تو پرانتز برات بگم ،سر پل که رسیدیم چند تا نظامی عراقی با فرمانده شون ایستاده بودن،همسرم بهشون گفت : مبیت؟ فرمانده شون زودی گفت : نعم. بعدم صالح( سرباز عراقی) رو صدا زد که ما رو ببره مبیت.یه جمع سه چهارنفره ی مردونه هم که دیدن ما موفق شدیم ،باهامون همراه شدن. خلاصه پشت سر صالح رفتیم تا رسیدیم به خونه ی روستایی و زیبا و باصفایی که هر چی از مهربونی و مهمون نوازی شون بگم،کم گفتم. به قول همسرم: یه زمانی مردم و زائرا از این نظامی ها میترسیدن و ازشون دوری میکردن،حالا ما با کمک سرباز صالح مبیت پیدا کردیم و مهمان شدیم.عجیب محبت داشتن نظامی هاشون و کمکمون میکردن. امان از چرخش روزگار! خوشبختانه شام خورده بودیم و فقط پناه بردیم به منزلشون و کولر خنکشون برای خواب..... @bornadokht
سر اذان صبح برخاستیم و نمازیدیم ولی صاحب خانه ها هنوز خواب بودن.به رسم ادب و برای تشکر از پذیرایی شون یه هدیه ی کوچک گذاشتم روی میز و رفتم.خانواده ای بودن با چند تا دختر نوجوون که من براشون چند تا کیف دستی کوچک مدل جامدادی یا جای لوازم آرایشی از صنایع دستی اصفهان گذاشتم و یه پیشبند آشپزخونه ی زیبا که هنر دست دوستم بود برای مادرشون. بچه های خودمونو پاشوندیم و زدیم به راه و رسیدیم به موکبی که صبحانه نون و کباب میدادن.صف مردونه شلوغ بود ولی خانوما هیچ کی نبود. با دخترم رفتیم صبحانه گرفتیم و با لبخندی ظفرمندانه،در مقابل همسر و پسرها زدیم به رگ.جاتون خالی چای عراقی رم روش زدیم و باز حرکت.... @bornadokht
راجع به این خبر،یه مطلب خوبی خوندم که براتون میذارم. @bornadokht