سلام.سلامی گرم و گیرا به رسم حضرت دوست!
خوبین دخترا؟ صبحتون به خیر روزتون پربرکت!
بچه ها ما که آیدی داریم برای تماس و ثبت نام و....
باز دوباره تو لینک ناشناس پیام دادین
اون لینک،کارش چیز دیگه س.
برای ثبت نام و احیانا هر پرسشی راجع به
برنادخت و کلاسا و....فقط و فقط به آیدی اسما
پیام بدین: @Asma1394
وقت ثبت نام رو به اتمامه! بدو بدو که جانمونی.
@bornadokht
اگه احیانا پیام دادین و جواب نگرفتیم
لطفاً دوباره پیام بدین ،پی وی فوق العاده شلوغه
و گاهی پیاما اون وسطا از قلم می افتن.
منتظرتیم رفیق،جا نمونی!
@bornadokht
سلام سلام.دوباره سلام.
امشب اومدم داستانی که قولشو دادم براتون
بفرستم.بریم؟
@bornadokht
عصر جمعه و پس از فشار روحی و جسمی فراوانی که تحمل کردم،وارد موکب صحن حرم امامین عسگریین شدم و جایی پیدا کردم در معرض دو تا کولر بزرگ.پتویی پهن کردم و نشستم،کوله ی وسایل پیش همسرم بود و امکان تعویض لباس و....
نداشتم.روپوش نخی خنکی که تنم بود از چند جا پاره شده بود و حس بسیار بدی داشتم.اما چاره ای هم نداشتم.بغضی عجیب به سینه ام چنگ انداخته بود.
خیلی در ذهنم نقشه کشیده بودم که بیایم سامرا،حالی کنم و حمامی بروم و لباسی عوض کنم و.....اما حالا همه اش نقش بر آب شده بود.
بچه هایم اما خوشحال بودند.یک سرگرمی پیدا کرده بودند.میرفتند از انبار،آب خنک برای زائران می آوردند.
زائران خسته و تشنه که حال بیرون رفتن و دنبال آب گشتن نداشتند،خیلی خوشحال میشدند و حسابی از بچه ها تشکر میکردند.
هم بچه ها حال خوشی داشتند و هم زائران.
من اما در حال دست و پنجه نرم کردن با بغضی ناخوشایند،بالاخره تسلیم شدم و زدم زیر گریه.اشک بی امان و بی مهابا می بارید و می بارید .....
طوری هجوم آورده بود که هر کس هر صحبتی میکرد با گریه ی بسیار جوابش را میدادم.بندگان خدا وقتی میدیدند حالم را،دیگر ادامه نمیدادند و میرفتند.اما....
همسایه ی کناری ولی با بقیه فرق داشتند.خودشان بسیار سرحال بودند
میگفتند و میخندیدند،به ظاهر توجهی به بقیه نداشتند ولی....
ولی اتفاقا حواسشان به همه بود.
اول آمد و با مهربانی و بدون کلمه ای حرف،یک بیسکویت کوچک گذاشت کنار دستم.
رفت و نماند که ازش تشکری کنم.
چند ثانیه بعد جعبه ی دستمال کاغذی اش را گذاشت کنار دستم.
و من چقدر نیاز داشتم ....
میدانی باید جای من میبودی تا بفهمی این مهربانی های کوچک چقدر در آن شرایط،حس و حال خوبی داشت.
هیچ حرفی نزد،هیچ سوال و کنجکاوی نکرد ،دلسوزی بیجا و پرحرفی نکرد.
فقط یک دستمال داد و یک بیسکویت.
از جعبه ی دستمال چندتایی برداشتم و بقیه را برگرداندم و تشکر کردم.
اما باران سیل آسای اشک چنان ادامه داشت که خیلی زود دستمال ها تمام شد و آن فرشته ی مهربان که حواسش کاملا به من بود دوباره بدون هیچ حرفی جعبه ی دستمال را کنار دستم گذاشت و رفت...
چقدر عاشق رفتارش شدم،چقدر حس خوبی داشت،چقدر مهربان بود..
وقتی خوب گریه هایم را کردم و البته در حالی که هنوز اشکم روان بود و انگار تمامی نداشت،سر بلند کردم تا ازشان تشکری بکنم.
با دیدنش خشکم زد،دختر مهربان و پر محبت ،درست مثل خودم بود،دقیقا مثل خودم ....
او یک خانم چاق بود یک خانم چاق مهربان.
و من دقیقاً با دیدنش یاد خودمان افتادم،یاد داستان خودمان:
داستان «ما چاق های مهربان»
سلام و صد سلام.
روز زیباتون پر از خیر و برکت.
بیاین امروز،بزرگترین و مهم ترین آرزوهامونو از پدر مهربان مون درخواست کنیم:
اللهم عجل لولیک الفرج
@bornadokht
💫 به نام حضرت حق
🌺 50 ویژگی از خصوصیات رفتاری پیامبر اکرم حضرت رسول
(صلی الله علیه وآله وسلم)
تو به پیغمبر چه می مانی بگو...
۱-هنگام راه رفتن با آرامي و وقار راه مي رفت
۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمين نمي کشيد.
۳-نگاهش پيوسته به زير افتاده و بر زمين دوخته بود.
۴-هرکه را مي ديد مبادرت به سلام مي کرد و کسي در سلام بر او سبقت نگرفت.
۵-وقتي با کسي دست مي داد دست خود را زودتر از دست او بيرون نمي کشيد.
۶-با مردم چنان معاشرت مي کرد که هرکس گمان مي کرد عزيزترين فرد نزد آن حضرت است.
۷-هرگاه به کسي مي نگريست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمي کرد.
۸-هرگز به روي مردم چشم نمي دوخت و خيره نگاه نمي کرد.
۹-چون اشاره مي کرد با دست اشاره مي کرد نه با چشم و ابرو.
۱۰-سکوتي طولاني داشت و تا نياز نمي شد لب به سخن نمي گشود.
۱۱-هرگاه با کسي، هم صحبت مي شد به سخنان او خوب گوش فرا مي داد.
۱۲-چون با کسي سخن مي گفت کاملا برمي گشت و رو به او مي نشست.
۱۳-با هرکه مي نشست تا او اراده برخاستن نمي کرد آن حضرت برنمي خاست.
۱۴-در مجلسي نمي نشست و برنمي خاست مگر با ياد خدا.
۱۵-هنگام ورود به مجلسي در آخر و نزديک درب مي نشست نه در صدر آن.
۱۶-در مجلس جاي خاصي را به خود اختصاص نمي داد و از آن نهي مي کرد.
۱۷-هرگز در حضور مردم تکيه نمي زد.
۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
۱۹-اگر در محضر او چيزي رخ مي داد که ناپسند وي بود ناديده مي گرفت.
۲۰-اگر از کسي خطايي صادر مي گشت آن را نقل نمي کرد.
۲۱-کسي را بر لغزش و خطاي در سخن مواخذه نمي کرد.
۲۲-هرگز با کسي جدل و منازعه نمي کرد.
۲۳-هرگز سخن کسي را قطع نمي کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگويد.
۲۴-پاسخ به سوالي را چند مرتبه تکرار مي کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
۲۵-چون سخن ناصواب از کسي مي شنيد. نمي فرمودـ« چرا فلاني چنين گفت» بلکه مي فرمود « بعضي مردم را چه مي شود که چنين مي گويند؟»
۲۶-با فقرا زياد نشست و برخاست مي کرد و با آنان هم غذا مي شد.
۲۷-دعوت بندگان و غلامان را مي پذيرفت.
۲۸-هديه را قبول مي کرد اگرچه به اندازه يک جرعه شير بود.
۲۹-بيش از همه صله رحم به جا مي آورد.
۳۰-به خويشاوندان خود احسان مي کرد بي آنکه آنان را بر ديگران برتري دهد.
۳۱-کار نيک را تحسين و تشويق مي فرمود و کار بد را تقبيح مي نمود و از آن نهي مي کرد.
۳۲-آنچه موجب صلاح دين و دنياي مردم بود به آنان مي فرمود و مکرر ميگفت هرآنچه حاضران از من مي شنوند به غايبان برسانند.
۳۳-هرکه عذر مي آورد عذر او را قبول مي کرد.
۳۴-هرگز کسي را حقير نمي شمرد.
۳۵-هرگز کسي را دشنام نداد و يا به لقب هاي بد نخواند.
۳۶-هرگز کسي از اطرافيان و بستگان خود را نفرين نکرد.
۳۷-هرگز عيب مردم را جستجو نمي کرد.
۳۸-از شر مردم برحذر بود ولي از آنان کناره نمي گرفت و با همه خوشخو بود.
۳۹-هرگز مذمت مردم را نمي کرد و بسيار مدح آنان نمي گفت.
۴۰-بر جسارت ديگران صبر مي فرمود و بدي را به نيکي جزا مي داد.
۴۱-از بيماران عيادت مي کرد اگرچه دور افتاده ترين نقطه مدينه بود.
۴۲-سراغ اصحاب خود را مي گرفت و همواره جوياي حال آنان مي شد.
۴۳-اصحاب را به بهترين نام هايشان صدا مي زد.
۴۴-با اصحابش در کارها بسيار مشورت مي کرد و بر آن تاکيد مي فرمود.
۴۵-در جمع يارانش دايره وار مي نشست و اگر غريبه اي بر آنان وارد مي شد نمي توانست تشخيص دهد که پيامبر کداميک از ايشان است.
۴۶-ميان يارانش انس و الفت برقرار مي کرد.
۴۷-وفادارترين مردم به عهد و پيمان بود.
۴۸-هرگاه چيزي به فقير مي بخشيد به دست خودش مي داد و به کسي حواله نمي فرمود.
۴۹-اگر در حال نماز بود و کسي پيش او مي آمد نمازش را کوتاه مي فرمود.
۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکي گريه مي کرد نمازش را کوتاه مي فرمود .
@bornadokht
჻ᭂ⸙🍃🌸🍃⸙჻ᭂ ჻ᭂ⸙🍃🌸🍃⸙჻ᭂ
سلام.بیا ببینیم چقدر به این خصوصیات شبیهیم؟
چند تاش رو داریم؟
رفتارمون چقدر به پیامبرمون نزدیکه؟
@bornadokht
ایشون خانم «آنه مری شیمل» هستن
مستشرق آلمانی که
درباره اسلام بیش از ۱۰ تا کتاب نوشت
و وصیت کرد روی سنگ قبرش این جمله نوشته بشه 👇🏻
«الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا ...»
مردم خوابند وقتی میمیرن بیدار میشن
این جمله یکی از احادیث امیرالمومنین علیه السلام است.
@bornadokht
سلام.صبحتون پر برکت!
گل های برنادخت،منتظر خبرهای خوب
از افتتاحیه ی ترم جدید باشید.
هستید ؟
@bornadokht
سلام سلام.☘
خداقوت!
کیا برای شروع برنادخت پاییزی،آماده ان؟
بهم پیام بدین ببینم چندتاتون سرحال و
قبراق منتظر شروع کلاسا بودین؟
@bornadokht
هر کی پیام داد.....
بی اجر نمیمونه بالاخره.
میخوام ببینم فردا که اولین روزه چقد انرژی
داری؟ بگو ببینم
@bornadokht