"عروسی خدمتکار" داستانی کوتاه اما پر کشش که به عنوان پل احساسی میان دو رمان پر فروش فریدا مکفادن،"خدمتکار" و "راز خدمتکار" عمل می کند.🧹
این میان،پرده ی نفس گیری در یک صبح سرد زمستانی می گذرد و بر روز عروسی میلی کالووی تمرکز دارد؛
روزی که باید نماد خوشبختی باشد، اما از همان ابتدا زیر سایه تهدیدی تاریک قرار می گیرد.🤵🏻♀
عروسی خدمتکار.pdf
حجم:
1.1M
#عروسیخدمتکار🤵🏻♀𓐇
فایل کتاب
نویسنده:مک فادن.
تعداد صفحات : 72 صفحه جذاب📠موضوع: جنایی / هیجانی𓏲.⋆
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- وقتی متوجه میشید این کتاب فقط یه رمان ساده نیست .
به قول حسین پناهی...
با لیوان چای هم می شود مست شد ، اگر آن کس که باید باشد،باشد.
#سخن☕️
بعضی کتابها رو آدم زودتر از موعدش میخونه و بعضی کتابها رو که تموم میکنه، فقط یه جمله توی ذهنش میچرخه:
«کاش اینا رو چند سال زودتر میدونستم...»
#سخن☕️
اسم شخصیت های رمانی که خودم نوشتم.
نام:#شب_ما
میخوام داستان نوشته خودم رو
براتون بزارم.اگه عاشق موضوع های؛
خانوادگی/ویکتوریایی/رمانتیک/قصر هستی...
این داستانم رو با دقت بخون👸🏻🤴🏻
#شب_ما (قسمت ۱)
موضوع سر حس بود ، حسی که نمیزاشت به کسی بگم که چند وقتی هست با او آشنا شدم...
وقتی مراسم بزرگ و باشکوه خانوم ماروین شروع شد ، با آن لباس زرق و برقی جواهردوزی شده ام وارد سالن شدم👑
چشم همه از شدت زیبایی ام خشک شده بود ، کم کم داشتم استرس میگرفتم که جکسون با آن کت و شلوار مشکی برتن کرده اش جلو اومد و بهم گفت:
🤴🏻_سلام اِما ، مایل هستی امشب را باهم بگذرانیم؟
سلام کردم و با لبخند سرم را تکان دادم و همراه او رقصیدم.
یهو صدایی بلند به گوشم رسید و همه نگاه ها به سمت در کشیده شد.👀
وقتی خوب نگاه کردم فهمیدم ادوارد است . همان پسری که بعد از ۵ ماه آشناییمون یکهو غیبش زد...