eitaa logo
BØUNDLESS
454 دنبال‌کننده
20 عکس
51 ویدیو
0 فایل
Somewhere between dreams and reality. Owner : @matin_r0
مشاهده در ایتا
دانلود
بی صفت بودی ولی من با صفت ترین دیدمت. BØUNDLESS
و تو بودی تمام چیزی که من میخواستم. BØUNDLESS
من کور شده بودم ، خیلی چیزاتو ندیدم. BØUNDLESS
اد چالش پرآیوت‌ بنده . جنسیت مهم نیس - +15 https://eitaa.com/joinchat/2558330590C6adf8982e0 @matin_r0
هدایت شده از 𝑽𝒆𝒏𝒖𝒔
بیخیال بابا بزار ادامه بدن اخرش دعوا میشه دوست دارم😂
هدایت شده از {•𝐀𝐆𝐎𝐑𝐀...♪
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واااااااااااااااااااااااااااااای 😍😍 هنوز اینور اونور دنبال ۴ تا میم و ۴ تا چالشی؟؟؟ ههه😏 پاشو بیا اینجاااااااا ☆♪ تو آگورا مود از آهنگ و فیلم و میم تا هرچی که بخوای رو می تونی ببینی...♪🎸🪗🎞 ゚.+:。~ 𝙅𝙤𝙞𝙣 𝙩𝙝𝙚~ ゚.+:。 @AGORA_Mode بزن روی پیوستن خوشگله😁
265 روز تا پایان مدرسه 👺💔 @etmammadremeh
هدایت شده از 𝑽𝒆𝒏𝒖𝒔
516.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تولد داریم💘💸 ”اولین بآنو/جنابی که عکس بده میشه صاحب تولد و بقیه اقوام💘💸” 𝐌𝐞; @yoyoyoyoyoyot 𝐓𝐚𝐆; https://eitaa.com/joinchat/2170881778C6044832951
هدایت شده از جبرانی میزنم-NaRGeS
عیجانن. ۱۰/۱۰💞 زنم شو💁🏻‍♀😼 https://eitaa.com/joinchat/1776289532Cf6a4a88f77 اینگور؟
هدایت شده از ‌اینجانب
📜 قسمت ششم: جمشید؛ روزگار شکوه، آغاز سقوط گرانمایه جمشید فرزند او    کمر بست یکدل پر از پند او بعد از طهمورث، نوبت به پادشاهی رسید که دوران فرمانرواییش یکی از درخشان‌ترین دوره‌های شاهنامه شد؛ جمشید. او از همان روزهای اول، کشور رو با خرد و داد اداره کرد و تمام فکرش این بود که زندگی مردم رو بهتر از گذشته کنه. ز هر انجمن میشه ور گرد کرد    بدین اندرون نیز پنجاه خورد جمشید جامعه رو سر و سامان داد و هر گروه رو به کاری گماشت؛ جنگاوران نگهبان سرزمین شدند، موبدان به آموزش و نیایش پرداختند، کشاورزان زمین رو آباد کردند و صنعتگران هنر و پیشه رو گسترش دادند. از همین زمان بود که نظم واقعی در زندگی مردم شکل گرفت. بیاموختشان رشتن و تافتن    بتار اندرون پود را بافتن در روزگار او، فلزکاری پیشرفت کرد، مردم ساختن ابزار و سلاح رو بهتر یاد گرفتند، لباس‌های مناسب بافته شد، خانه‌ها محکم‌تر شدند و هر روز، هنر تازه‌ای میان مردم رواج پیدا می‌کرد. همه چیز نشون می‌داد که جهان وارد دورانی تازه شده. بفرمود پس دیو ناپاک را    بآب اندر آمیختن خاک را آن‌قدر شکوه پادشاهی جمشید زیاد شد که دیوان هم فرمانش رو پذیرفتند. به دستور او، دیوان سنگ‌های بزرگ رو جابه‌جا می‌کردند، بناهای عظیم می‌ساختند و کارهایی انجام می‌دادند که انسان‌ها به‌تنهایی از پس اونها برنمی‌اومدند. بفر کیانی یکی تخت ساخت   چه مایه بدو گوهر اندر نشاخت جمشید سپس فرمان داد تختی باشکوه و زرین برایش بسازند؛ تختی آراسته به گوهرها که نماد عظمت پادشاهی ایران بود. وقتی تخت آماده شد، دیوان اون رو بر دوش گرفتند و به آسمان بلند کردند. مردم که چنین صحنه‌ای رو تا اون روز ندیده بودند، از شگفتی فریاد شادی سر دادند و اون روز رو جشن گرفتند. بجمشید بر گوهر افشاندند     مران روز را روز نو خواندند همون روز بود که مردم، آغاز بهار رو جشن گرفتند و اون رو نوروز نامیدند؛ روزی که از نگاه آنان، آغاز روزگاری نو و سرشار از امید و آبادانی بود. جهان سربسر گشت او را رهی     نشسته جهاندار با فرهی سال‌ها گذشت و آوازه جمشید از مرزها فراتر رفت. هرچه زمان می‌گذشت، ثروت، قدرت و احترام او بیشتر می‌شد. دیگه کمتر کسی بود که نام جمشید رو نشنیده باشد. منی کرد آن شاه یزدان شناس    ز یزدان بپیچید و شد ناسپاس اما همین شکوه کم‌کم دل جمشید رو تغییر داد. او فراموش کرد که این همه نعمت رو به لطف خدا و با همراهی مردم به دست آورده. غرور آرام‌آرام در وجودش ریشه زد و پادشاهی که روزی نماد فروتنی بود، خودش رو سرچشمه همه بزرگی‌ها دونست. هنر در جهان از من آمد پدید   چو من نامور تخت شاهی ندید روزی جمشید در برابر بزرگان ایستاد و گفت تمام چیزهایی که می‌بینید، از هنر و توانایی منه و هیچ‌کس جز من شایسته ستایش نیست. با گفتن این حرف، شکوه ایزدی که سال‌ها نگهبان او بود، آرام‌آرام از جمشید روی گرداند. مردم هنوز این تغییر رو به چشم نمی‌دیدند، اما روزگار شکوه جمشید دیگه مانند گذشته نبود؛ و در گوشه‌ای دیگه از جهان، مردی جاه‌طلب به نام ضحاک آماده می‌شد تا از همین غرور، پلی برای رسیدن به قدرت بسازد... ادامه دارد... 『@badtweeti 』