در هیاهوی
بی حوصلگی های کشدار این روزها
حرف تو که می شود
بی محابا می خندم
بی ترس می رقصم
بی تکلف می نویسم
که دوست داشتنت
بوی بهار نارنج می دهد
بوی گس عطر دلخواهم
بوی نان تازه
بوی صبح
بوی روشنایی
بوی دریا
که دوست داشتنت
آرامش دریای شمال است در شب
و تو می دانی دریا برایم
استعاره تمام خوبی هاست