اینروزها گوشهی دنیای خودم نشستهام و به وقایع نگاه میکنم، انگار که پشت تلوزیون نشسته باشم و اخبار پشت سر هم حرف بزند، تصویرهای با کادر کج و فولواش را نشان دهد، و من روی مبل کنار پنجره به این صحنه خیره باشم. انقدر خیره که حتا گاهی نبینم چه میگوید و چه مینویسد.زندگی را گاهی اوقات فقط باید نگاه کرد، باید بگذاریم به حال خودش تا ببینیم چه پیش میآید، چون به هرحال کاری از دست آدم بر نمیآید...¿!