با دیدن عکسهای قدیمی فقط و فقط به این باور میرسم که چقدر با چیزهای پیش پا افتاده و ساده خوش بودم و حالا همونارم رو هم ندارم.
ناشناس که مثل همیشه مگس پر نمیزنه🚶♀
چقد دوس دارم باهاتون هم صحبت شم
ولی انگار چیزی برای گفتن ندارین=/
خو چیع
دروغ گفتممگه؟؟
امروز صب بلند شدم گفتم تا آخر شب فقط باید شاد باشم
ولی نشد
سلام به دفتر خاطرات عزیزم!
درمن احساسات زیادی به بلوغ رسیده اند و خیلی از احساساتم پیر شدن و دیگر در من نشان زنده بودن از آن ها نیست🚶♀
#نوشته_های_دفتر_خاطراتم
#صنم
بعد از ماه ها وقتی برای نوشتن پیدا کردم
از کجا از چی از کی و از کدوم احساساتم شروع کنم؟
سخته ولی همرو کم کم میگم برات
توی زندگی اتفاقات زیادی می افتد که می خواهی باورشان کنی؛وجود آن ها را با دستانت لمس و با چشمانت ببینی
اما نمیشود
تلقین خوش بختی و تلقین کردن خوشحالی به خود کاری اشتباه است که فقط روحمان را آزار می دهد.
دلت که می گیرد از هر کی از هر چی از هر وقتی باید خودت را خالی کنی!
چه با حرف زدن با خدا چه گریه کردن و ...
مخفی کردن خیلی چیزا سخته مثل مخفی کردن رازها مثل مخفی کردن عشق و ...
من به قول شما لیاقت ندارم من لیاقت خوشبختی و خوشحالی را ندارم
من یه بچه ی طرد شده ام
خسته و کوفته که همیشه میخنده
افسرده شدم چونکه من بلدم به زور هم حال خودم رو خوب کنم
از انسان ها رنجیده ام خسته ام فراری ام
ولی هر چه سعی کنی در دور شدن از آن ها ؛ روزگار بیشتر تو را با آنها رو به رو می کند
#نوشته_های_دفتر_خاطراتم
تاریخ رو اینجوری نوشتم"
3/99/33🤣🤣🤣
این دیگه چه جور تاریخیههه😂🙄
هدایت شده از ˼ببـــخشیـدۡمَـن':)🖤⸀
به این نتیجه رسیدم من ساکت باشم همه راحت ترن 🚶🏿♂
جای من حرف میزنین
جای من تصمیم میگیرین
جای من انتخاب میکنین :)
نمیفهممتون ؛)))🔪