یه روز راهت از خیلی از آدمهای زندگیت جدا میشه؛ همونها که کنارشون از ته دل خندیدی، کنارشون از تک تک اون لحظهها لذت بردی و واقعا زندگی کردی. و بخش ناراحت کنندهی ماجرا اینجاست که بهشون نگفتی چقدر ممنونی از اینکه هرچند کوتاه ولی باعث زندگی کردنت شدن.
• از توییتر دزیرهی ناپلئون
من یا از اول نباید میدیدمش، یا وقتی دیدم نباید بهش وابسته میشدم. زمان رو نمیشه به عقب برگردوند، خاطرهها رو نمیشه دور انداخت. بدیِ دلتنگی، اینه که نمیشه با کسی قسمتش کرد.
در خرابه های افکارم با لباس های خاکی دربه در دنبال چه میگردم میترسم ....
میترسم از اینکه نمیدانم در این خرابه دنبال چه هستم گنجی قدیمی؟...یا نه دنبال فردی حکیم قدیمی؟..... یا دنبال فردی خوب که راه را نشانم دهد و من از اینکه هست خیالم که هیچ خودم راحت شود یا شاید هم دنبال راهی برای فرار نمیدانم اما میدانم این خرابه روز به روز به خرابه تاریک تر و سوت و کور تر و..... تبدیل میشود.
و من همچنان سرگردان دنبال...؟
شاید هم دنبال تویی هستم که به خاطرت بارها زمین خورد اما دلهره و ترس اجازه نشستن و نگشتن دنبال تو را نمیدهد...!
کجایی؟!
#افکاردلم
#یسنا
دوستان منو صنم یه تصمیمی گرفتیم اون هایی که برای خودمون هست حرف دل خودمون هست و خودمون نوشتیم نمیدونم به نتیجه ای نرسیدیم اما من زدم افکار دلم یعنی خودم نوشتم و حرف خودم هست خب دوستان دوست دارم نظراتتان رو بدونم ممنون