هر وقت پیش خودت گفتی:
این دیگه با بقیه فرق داره،
بدون اونم پیش خودش گفته:
اینم یه خریه مثل بقیه.
میگفت یه دسته گل گرفتم، اولش خیلی تر و تازه و سرحال بود. وقتی داشتم میچیدمشون تو گلدون به این فکر میکردم که با اینکه این گل ها خوشگلن هنوز ولی شبیه آدما وقتی که میخوای به زور پیش خودت نگهشون داری اون زیبایی روز اول و ندارن و فقط این ماییم که دلخوشیم به داشتنشون.