『ڪاکٺوس🌵』
ترجمه
خیلی از شبام رو با فکر و خیال تو صبح کردم (به این فکر میکردم که کجایی؟!)
حالا میدونم که دیگه هرگز دوباره وقتمو (بخاطر تو) هدر نخواهم داد
تو نمیتونی اینارو بفهمی چون مشغول شکستن قلبها هستی
از زندگیم
حذفت کردم، حذفت کردم
هرگز دوباره دروغاتو باور نخواهم کرد، دروغات دوباره….
آره…
پس با خاطرات خداحافظی کن
من بهت همه چی دادم، بهترین های خودمو (یعنی قلب و روحش و چیزای باارزش زندگیش) تقدیمت کردم
اما دختر فقط گذشته من برات مهم بود
خیلی بدگمان (پارانوید) بودی تا که عاشقم باشی، این چیزی که تو در حقم انجام دادی
و من نمیتونم بگم که آدم کاملی بودم
اما دختر من تمام تلاشمو کردم تا همه چیرو درست کنم
اما دروغای تو ارزش تلاش هامو نداشت
پس خداحافظ، خداحافظ
هدایت شده از من و خود و خویشتن
من
سرکرده کاکتوس ها
همراه با همسایگان خود
سوگند وفاداری میخوانم
و با این کانال و اعضای آن
تا وقتی که بتوانم
باقی خواهم ماند
دلم به اندازه تمام دنیا گرفته
تو این بی کسی ها یکی باشه با خیال راحت بهش تکیه کنی داستان ما داستان مجلس با شکوه دنیاست
مجلسی که هر دفعه دستمان را به صندلی گرفتیم و نشستیم و شکست تکه های صندلی زخمیمان کرد اما باز هم برای به صندلی دیگر هر دفعه زخمی تر شدیم و خسته تر اما باز هم از صندلی به صندلی دیگر میرویم
این سمت مجلس که چراغ ها خاموش هست
به امید روشنایی مجلس میرویم و صندلی که بتوانیم روی آن استراحت کنیم برای همیشه...♡
هدایت شده از من و خود و خویشتن
ما
بابونه و صدف
به سبزینگی آمازونی ها
به آرامش جنگل رویاها
به شیرینی و نرمی نان خامه ای
به عطر دلنشین شکلات
به جادوی کلمات
به دل وسیع کاکتوس
به رنگ شاد نارنجی
به مرموزی منِ او
به گرد و خاک قدیمی کتابخانه
و به درخت بلوط پیر
قسم میخوریم
تا وقتی که میتوانیم شنا کنیم
درون اقیانوس خیال باقی خواهیم ماند✨