آدم ها خسته که شدند ؛
بی صدا تر از همیشه می روند!
احساسشان را بر می دارند و پاورچین پاورچین ، دور می شوند !
آدم ها هر چقدر هم که صبور باشند؛ یک روز صبرشان لبریز می شود،کم می آورند ، همه چیز را به حالِ خود می گذارند و می روند...
همان هایی که تا دیروز ، دیوانه وار ،برایِ ماندن می جنگیدند،
همان هایی که سرشان برایِ مهربانی و هم صحبتی درد می کرد؛
سکوت می کنند،بی تفاوت می شوند،
و جوری می روند؛که هیچ پلی برایِ بازگشتشان ، نمانده باشد...
آدم ها به مرزِ هشدار که رسیدند؛
آدمِ دیگری می شوند !!!
چهار تا فکت جالب راجب عشق:
-عاشق شدن روی مغز آوری مثل اثر
کوکائین داره :)))
-اون دسته از آدمایی که هرگز عشق یا دوستی رمانتیک نداشتن مبتلا به کم کاری هیپوفیز هستن؛یه بیماری نادر که اجازه فرد وارد رابطه های دوستی و عاشقانه بشه به عبارتی به تنهایی عادت میکنه و معتادش میشه
-مورد بی محلی قرار گرفتن تو بعضی از افراد منجر به ایجاد جاذبه ی ناشی از ناامیدی و سرخوردگی میشه و به این معنیه فرد بیشتر جذب کسی میشه که اونو رها کرده!
-حلقه ی ازدواج رو توی انگشت انگشتری دست چپ میندازن چون یونانی ها اعتقاد داشتن که انگشت توسط یه رگ به قلب وصله•_•
برای هیچکس مهم نیست تو چجوری شباتو صب میکنی پس بزار هرکی هرچی دلش خواست پشت سرت بگه و تو واسه خودت زندگی و از هر لحظه اش لذت ببر!عمرت آنقدر طولانی نیست که بخوای نگران این چیزای بیخود باشی فقط آخرش خودتی و خدات و آرزوهات پس همین سه تارو محکم بغلشون کن:)
من انقد ساده ام که وقتی میدونم یکی داره بهم دروغ میگه از این میترسم مبادا طرف بفهمه من متوجهِ دروغاش هستم و جلوی من خجالت زده شه یعنی فکر کن...
انصاف یعنی
اگه روزهای سخت رسید
روزهای خوب زندگیت یادت بمونه
انصاف یعنی
بدونی خدای روزهای سخت
همون خدای روزهای خوبته
منصف باشیم
خدایا گره های زندگی مارو باز کن و وقتی تلاشمون رو می بینی مارو به هدف و آرزوهامون برسون که برای تو هیچ کاری نداره.
آمین یا ارحم الراحمین
تصور میکنم خود قبلیم فرسخ ها از من دور است اینه ای روبه روی خود میبینم که خود قبلی را با خاطراتش نشان میدهد مگر اینه ها چیز هایی که ما نمایش میدهیم را نشان نمیدهند پس صبر میکنم نگاهی به اطرافم میکنم نیم روخی برمیگردم میبینم چیزی صدایم نمیکند اما چیزی وجود دارد یک اشتباه یک خبر بد یک خبر خوش که گذشته و با خاطرات میبینم چون بعضی خاطرات نیستند یا شاید من فقط خاطرات تو را دیدم نمیتوانم برگردم به جلو میرم افکارم چیزی از جلو روم رو قبول نمیکنند تمامش عقب کنار توست
احساس میکنم تو هم حسی داشتی یا چیزی بوده که نمیتوانم تمامت را فراموش کنم چون گزشته را زندگی کردم سختی کشیدم حال های متنوع بدی داشتم اگر فراموشش کنم که هستم چه هستم اما گزاشته ام را بر میدارم اطراف حالم را نگاه میکنم با در نظر گرفتن گزشته ام و زندگی کردن حال خواسته های آینده ام جلو میروم
همین....
#افکاردلم