『ڪاکٺوس🌵』
چقدر منو یاد خودم انداختی دقیقا قبل ابان ماه 🥺🥺😣😞 با تمام کل وجودم درکت میکنم صبر کن خودش قبل اینکه
من هم دقیقا مثل تو بودم وقتی که میگفتم دیگه رفت
میومد میگفتم اخیش اومد میرفت
با این رفت و آمدش فکر میکردم دوسم داره بعدش دوباره وقتی میرفت میگفتم دوسم نداره
حس خیلی بدی هست
اما واقعا وقتی که دیگه واقها برام مهم نبود ۳ روز بود که دیگه واقعا برام مهم نبود اصلا نگاش هم نکردم که دوباره تو دام چشمام نیوفتم بعدش خودش یک ماه قبل به مامانش گفته بود که بهم بگه دوسم داره
این بار بهم ثابت شد که هیچ کسی خیلی خوب نیست دلم به هیچ کسی گوش نده گول حرف های دیگران رو نخوره همه مثل هم هستن همه چشم دیدن همه چیز رو ندارن بهم ثابت شد
فقط در عجبم که چطور میتونید اینقدر پست باشید درونتون این قدر زشت باشه
ای کاش میتونستم جرئت این رو داشتم حواسم پرت میشد از اینکه خدا هست و تک تک کار هاتون رو تلافی میکردم اما من دل من تلافی کن نیست دل بدبخت من فقط درد میگیره تو خودش نفس کم میاره، و صبر میکنه
#افکاردلم
هدایت شده از نجلا♡
『ڪاکٺوس🌵』
من اون موقع فقط گریه میکردم یعنی دست خودم نبود به خودم میومدم میدیدم چشمام خیس و براش فرستادم سلام
میدونم مسخره حرف زدم ببخشید
دلم براش تنگ شده و اون کار داره دلم میخواد باهاش حرف بزنم اما کار داره باید صبر کنم
اما حس خیلی خوبیه که تو زندگیم هست خیلی دوسش دارم
امید وارم حس های خوب این طوری تو زندگی تون باشه
ای کاش میشد الان زنگ بزنم بهش یه بار دیگه باهم حرف بزنیم
وقتی بهش فکر میکنم قلبم تند تند میزنه استرس میگیرم
اولین بار که حرف زدیم اصلا نمیدونستم چی باید بگم آقا هم خجالت میکشید اما خیلی خوب بود