دلم میخواهد خودم را از تنم در بیاورم
بشورم
بچلانم
و روی طناب حیاطمان پهن کنم
فردا بیایم
و ببینم که مرا
باد با خود برده است...
زندگی خیلی چیزها یادمان میدهد و ما مقصریم که یاد نمیگیریم و بارها و بارها در همان تله شیرین گرفتار میآییم
روزی
دستهایت را میگیرم
و تورا میسرایم
و چشمهایت را
غزل میکنم
و موهایت را
دیوان
و آغوشت را
بدون وصف میگذارم تا رازی باشد میان منو تو❤