#یکداستانیکپند
در قطار، پسر جوان گفت:
رفت و آمد هفتگی بین
تهران و یزد برایتان سخت نیست؟
چیزی که یاد گرفته بودم را به او گفتم:
در زندگیِ هر کسی سختیهایی هست. بگذار سختی زندگی من هم همین رفتوآمد هفتگی باشد.
گل از گلش شکفت و گفت:
راست گفتی!
استادم میگفت:
لحاف دنیا کوتاه است. نمیتوانی کامل خودت را با آن بپوشانی. روی پایت بکشی، سرت بیرون میماند. روی سرت بکشی، پاهایت بدون لحاف میماند. دنیا همین است.
عجب درس قشنگی!
لحاف دنیا کوتاه است درسی بود از جوان بیست و چند سالهی کرجی. که مسافر قطار بود تا در مراسم شهادت حضرت علی (علیه السلام) ، پای دیگ آش گندم نذری، به عزاداران خدمت کند
#یامُقلِّبَالقُلوبْثَبِّتْقَْلبٖیعَلیٰدینِکْ
کانال داستان های عبرت انگیز👇👇
@cafedastan